به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، یکی از مطمئن ترین راه ها برای سنجش وزن تاریخی و جایگاه واقعی شخصیت های تاثیرگذار، تمجید دوستان و هواداران نیست، بلکه صحت اعترافات دشمنان آنهاست. حتی بعد از ترور هم اعتراف می کنند که حذف فیزیکی یک فرد به معنای پایان یک راه نیست. در همین راستا، نشریات و نهادهای تحلیلی غربی در سالهای اخیر بارها تاکید کردهاند که پروژه و منطق عملیاتی شهید قاسم سلیمانی با ترور وی متوقف نشد و ساختاری که وی در منطقه ایجاد کرد همچنان فعال و مؤثر است. اعترافاتی که گاه در پوشش تهدید، هشدار امنیتی یا توجیه اقدام نظامی بیان می شود، اما در لایه های پنهان خود ابعاد قدرت، نفوذ و نقش آفرینی فردی را آشکار می کند که توانسته معادلات موجود را به چالش بکشد. تاریخ بارها نشان داده است که دشمن ناخواسته صادق ترین راوی عظمت رقیب خود است. جایی که زبان تحقیر ناگزیر به زبان اعتراف تبدیل می شود.
در چنین چارچوبی نام سردار قاسم سلیمانی آنقدر برجسته است که در روایات رسمی غرب و رژیم صهیونیستی پنهان بماند. فرماندهی که به عنوان فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، رهبری پروژه های برون مرزی ایران را برعهده داشت و به گفته مقامات آمریکایی و اسرائیلی و تحلیلگران امنیتی غربی، معمار اصلی سازماندهی مجدد موازنه قوا در خاورمیانه بود. فردی که با طراحی بزرگ میدان مقاومت، نقشه های نفوذ آمریکا و اسرائیل در منطقه را یکی پس از دیگری بر هم زد.
همین نقش راهبردی و نفوذ بی بدیل باعث شد تا سال ها نام شهید سلیمانی در گزارش های امنیتی، جلسات پنتاگون، تحلیل های اندیشکده های غربی و هشدارهای مقامات صهیونیستی تکرار شود. گاهی به عنوان «تهدید»، گاهی به عنوان «هدف اول» و گاهی به صراحت به عنوان موثرترین فرمانده نظامی ایران در خارج از مرزها. اعترافاتی که از موضع خصمانه بیان شد اما امروز به یکی از واضح ترین اسناد برای درک جایگاه واقعی این سردار شهید در معادلات منطقه ای و بین المللی تبدیل شده است.
این اعترافات پس از حملات موشکی و پهپاد ایران معنای عینی تری برای مواضع اسرائیل یافت. حملاتی که به گفته رسانه های آمریکایی و صهیونیستی نشان داد معماری بازدارندگی و شبکه منطقه ای طراحی شده در دوره فرماندهی سلیمانی نه تنها شکست خورده، بلکه به مرحله ای رسیده است که می تواند تعادل امنیتی رژیم صهیونیستی را به چالش بکشد. از دیدگاه همین نشریات از جمله آتلانتیک و نیویورکر، قاسم سلیمانی نه تنها یک فرمانده میدانی، بلکه طراح یک مسیر استراتژیک پایدار بود. راهی که امروز پس از شهادتش در میدان عمل ادامه دارد و همچنان یکی از دغدغه های اصلی امنیتی آمریکا و اسرائیل به شمار می رود.
وقتی دشمن ناخواسته به بزرگی اعتراف کرد
سردار قاسم سلیمانی از معدود فرماندهان نظامی معاصر بود که نامش نه تنها در معادلات امنیتی منطقه، بلکه در اتاق های فکر و گزارش های راهبردی دشمنان ایران مدام تکرار می شد.
در این زمینه، رسانه صهیونیستی تایمز بیا اسرائیل در توصیف نقش وی از قاسم سلیمانی به عنوان «معمار نفوذ منطقه ای ایران» یاد کرده است. تعبیری که به خوبی نشان می دهد طراحی و مدیریت پروژه گسترش عمق استراتژیک ایران در غرب آسیا نیز در نزد دشمن با نام سلیمانی گره خورده است. در همان زمان، جیمز مجاریتحلیلگر سابق سیا در مصاحبه ای با مجله نیویورکر اظهار داشت: «سلیمانی تاثیرگذارترین عنصر عملیاتی امروز در خاورمیانه است». جمله ای که فراتر از یک تحلیل، نوعی اعتراف به وزن بی بدیل او در میدان واقعی قدرت است.
این توصیفات تنها نمونه محدودی از ده ها اظهار نظر مشابه است که از سوی مقامات، نظامیان و تحلیلگران آمریکایی و اسرائیلی، چه قبل و چه بعد از ترور، بیان شده است. اظهاراتی که نشان می دهد حتی در اوج خصومت سیاسی و امنیتی با جمهوری اسلامی ایران، مهارت نظامی، نفوذ میدانی و قدرت استراتژیک قاسم سلیمانی قابل انکار نیست.
آمریکا؛ از «دشمن شماره یک» تا اعتراف یک فرمانده بی بدیل
مقامات آمریکایی در ادبیات سیاسی خود همواره تلاش کرده اند که شهید سلیمانی را با برچسب “تروریست شماره یک جهان” معرفی کنند. تعبیری که به وضوح در بیانیه های رسمی کاخ سفید در دوران دونالد ترامپ تکرار شد. بر اساس اسناد منتشر شده در سایت آرشیو کاخ سفید (trumpwhitehouse.archives.gov)، دولت آمریکا او را مسئول مستقیم حملات علیه نیروهای آمریکایی در منطقه می دانست.
ترامپ در توضیح دستور ترور سردار سلیمانی از وی به عنوان «بزرگترین تهدید برای منافع آمریکا» یاد کرد و هدف از این اقدام را جلوگیری از حملات قریب الوقوع علیه دیپلمات ها و سربازان آمریکایی دانست. در همان زمان، سخنگوی پنتاگون و وزارت دفاع آمریکا به نقل از وب سایت رسمی war.gov، بارها تاکید کردند که سلیمانی “مسئول کشتن صدها سرباز آمریکایی و زخمی شدن هزاران نفر دیگر” است.
اما در فراتر از این ادبیات خصمانه حاوی اعترافات مهمتری بود. رسانه ها و اندیشکده های آمریکایی سال ها قبل از ترور بارها به نقش استثنایی سلیمانی اشاره کرده بودند. نیوزویک در گزارشی تحلیلی نوشت، قاسم سلیمانی «یکی از تأثیرگذارترین چهرههای ساختار قدرت در تهران» بود و بهعنوان فرمانده سپاه قدس، به مدت دو دهه مسئولیت طراحی و هدایت عملیات نظامی ایران در خارج از مرزها را بر عهده داشت.
همینطور، مایکل اوهانلونکارشناس ارشد امنیت ملی در اتاق فکر بروکینگزدر مصاحبه ای با brookings.edu، سلیمانی را «مهم ترین فرمانده نظامی ایران و احتمالاً دومین فرد قدرتمند کشور پس از رهبر انقلاب» توصیف کرد. او حتی با ترور سردار سلیمانی را برکنار کرد یاماموتوفرمانده افسانه ای نیروی دریایی ژاپن در جنگ جهانی دوم، مقایسه کرد. قیاسی که جایگاه استثنایی این فرمانده ایرانی را در نگاه استراتژیست های آمریکایی به اثبات می رساند.
ایزوروکو یاماموتو رهبر ارتش امپراتوری ژاپن و مغز متفکر حمله غافلگیرانه به پایگاه نیروی دریایی آمریکا در پرل هاربر بود؛ حمله ای شامل صدها هواپیما که ایالات متحده را مستقیماً وارد جنگ جهانی دوم کرد. یاماموتو به عنوان زاییده استراتژی نظامی ژاپن، در سال 1943، پس از اینکه آمریکایی ها با شکستن رمز پیام های رادیویی از مسیر پرواز او مطلع شدند، او هدف عملیات مستقیم ارتش آمریکا قرار گرفت و هواپیمای او بر فراز جزایر سلیمان سرنگون شد.
اسرائیل؛ دشمنی که منکر نفوذ شهید سلیمانی نشد
از سوی دیگر اگرچه رژیم صهیونیستی آشکارا از ترور سلیمانی استقبال کرد، اما مقامات امنیتی و اطلاعاتی این رژیم ناخواسته به نفوذ و نقش راهبردی وی اعتراف کردند. دنی یتیمبه گزارش تایمز، رئیس سابق موساد و وزیر اطلاعات سابق اسرائیل بیا اسرائیل اعلام کرد: ژنرال های ارشد دیگری نیز در ایران حضور دارند اما هیچ کدام به اندازه قاسم سلیمانی نفوذ نداشتند.
یتیم وی تاکید کرد که سلیمانی بیش از هر فرمانده ایرانی در تعیین سیاست های منطقه ای تهران نقش داشته است. از سوی دیگر، UC کوهنرئیس سابق موساد نیز در مصاحبهای اعلام کرد که «اقدامات سلیمانی در سراسر منطقه احساس میشود و زیرساختهایی که او ایجاد کرده چالشی جدی برای اسرائیل است». اعترافی که نشان دهنده عمق نگرانی تل آویو از شبکه نفوذی است که سلیمانی تأسیس کرد.
اگرچه چهره هایی مانند بنیامین نتانیاهو یا تبدیل شد گانت آنها بیشتر بر جنبه انتقام جویانه و امنیتی ترور متمرکز بودند، اما حتی در میان شدیدترین محافل ضد ایرانی در اسرائیل، تردیدی در نقش کلیدی سلیمانی در معادلات منطقه وجود نداشت.
تحلیلگران غربی؛ روایت قدرت از زبان ناظران مستقل
فراتر از مواضع رسمی، تحلیلگران برجسته غربی نیز تصویری بی نظیر از سردار سلیمانی ترسیم کرده اند. اسکای نیوز در گزارشی مفصل، وی را «معمار عملیات اطلاعاتی و نظامی ایران در خارج از کشور» و «دومین فرد قدرتمند ایران پس از رهبر انقلاب» معرفی کرد. در این گزارش آمده است که به جز امور داخلی که در اختیار دولت است، سیاست خارجی و منطقه ای ایران عملاً تحت مدیریت سلیمانی بوده است.
اسکای نیوز همچنین نوشت که ساختار عملیاتی تحت فرماندهی سلیمانی ترکیبی از نقشهای سیا و نیروهای ویژه آمریکا بوده و به همین دلیل تحرکات وی دائماً توسط آمریکا، اسرائیل و متحدان منطقهای آنها رصد میشد.
در همین گزارش گفتگوی منتسب به سردار سلیمانی با سردار داوود پترائوسفرمانده سابق نیروهای آمریکایی در عراق، اشاره میکند که سلیمانی به صراحت گفته بود: من سیاست ایران در عراق، لبنان، غزه و افغانستان را کنترل میکنم. جمله ای که اگرچه از زبان دشمن روایت می شود، اما دامنه نفوذ استراتژیک او را به خوبی آشکار می کند.
همچنین کانت پولاکیک تحلیلگر سابق سیا، در تحلیلی که بخشی از آن در تایمز است بیا اسرائیل بازتاب کرد و نوشت که از نظر بسیاری در منطقه، سلیمانی ترکیبی از «جیمز باند و ژنرال» است. روملتوان یک فرمانده با هوش عملیاتی بالا بود پیوند دادن بین بازیگران مختلف و درک عمیق از میدان جنگ.
درسی که آمریکا از ترور شهید سلیمانی نگرفت
قابل تامل است که حتی پس از ترور سردار قاسم سلیمانی، رسانه ها و محافل تحلیلی غرب به تداوم نفوذ راه و نقشه وی اذعان کرده اند. مجله آمریکایی اقیانوس اطلس در یک مقاله تحلیلی منتشر شده در سال 2024، آمده است که علیرغم برکناری فیزیکی سلیمانی، شبکهها و معماری امنیتی که وی در منطقه ایجاد کرده است، همچنان فعال است و به حیات خود ادامه میدهد. ساختاری که به گفته این نشریه، امروز یکی از جدی ترین تهدیدات راهبردی علیه موجودیت اسرائیل محسوب می شود. آتلانتیک تأکید می کند که سلیمانی نه تنها یک فرمانده میدانی، بلکه طراح «منطق عملیاتی پایدار» بود. منطقی که محور مقاومت پس از او دنبال شد و نشان داد که ترور قادر به توقف پروژه ای که مبتنی بر شبکه، ایدئولوژی و عمق استراتژیک است، نیست.
مروری بر مواضع و اعترافات دشمنان جمهوری اسلامی ایران نشان می دهد که سردار قاسم سلیمانی فقط یک فرمانده نظامی نبوده است. او یکی است استراتژیست بازیگری تمام عیار و تعیین کننده در طراحی مجدد موازنه قدرت در خاورمیانه. از دیدگاه رسانه هایی مانند نیویورکر و تایمز بیا اسرائیل، او «تاثیرگذارترین عنصر عملیاتی در منطقه» و «معمار نفوذ ایران» بود. تعابیری که شاید هیچ ستایش از طرف دوستان به اندازه آنها راستگو نیست.
در این میان، دشمنان محور مقاومت به خوبی می دانند که هدف تنها حذف یک فرمانده نبوده است. آنها با فشار نظامی، جنگ روانی و پروژه های سیاسی امنیتی تلاش می کنند. تضعیف، فرسودگی و در نهایت خلع سلاح کل مسیر و منطقی که حاج قاسم سلیمانی شکل داد. راه را برای تحقق آزادانه اهداف استعماری خود در منطقه هموار کنند. اما واقعیت میدانی، همانطور که حتی برخی محافل غربی اذعان کرده اند، نشان می دهد که این تصور بیش از هر چیز یک توهم استراتژیک است. محور مقاومت امروز یک فرد نیست، بلکه شبکه ای از فرماندهان و نیروهای نخبه، مجرب و عقیدتی است که تعهد عمیقی برای ادامه راه شهیدانی چون حاج قاسم و … دارند. تک همسری و مدرسه عملیاتی را می شناسند. این پیوند و باور انسانی است که اجازه نمی دهد رویاها غیرممکن است که دشمن برای پایان دادن به این راه از سطح اتاق های فکر فراتر رود. چون تاریخ بار دیگر ثابت کرده است راه هایی که بر پایه ایمان و تجربه و خون شهدا بنا شده است با وحشت و فشار از بین نمی رود.
منبع : به گزارش میهن تجارت









