به منظور بررسی اهداف رئیس جمهور آمریکا از اظهارات جدید، پیامدهای آن بر نظم منطقه و همچنین پاسخ صحیح و بهینه ایران به آن، گفتگویی با «کروارش احمدی» دیپلمات سابق و تحلیلگر مسائل بین الملل انجام شده است که در ادامه می خوانید.
اظهارات ترامپ با دو هدف متفاوت بیان شده است
ساعاتی پیش رئیس جمهور آمریکا یکی از تندترین اظهارنظرهای ممکن را درباره ایران مطرح کرد و علنا ایران را تهدید کرد. هدف ترامپ در این مقطع زمانی از این ادعاها چیست؟ این توئیت ترامپ را تا چه اندازه می توان تلاشی برای کشاندن ایران به پای میز مذاکره و در راستای سیاست فشار حداکثری ارزیابی کرد؟
ما راهی به ذهن ترامپ نداریم، اما صرف نظر از اینکه او هنگام نوشتن این پیام به چه فکر می کرد، می توان گفت که به طور کلی هدف از این عبارات می تواند تشویق معترضان به ادامه اعتراض و تشویق حاضران به ورود به گودال اعتراض و هشدار به دولت برای اقدام برای جلوگیری از ادامه اعتراضات باشد. البته ممکن است قصد ترامپ از این پیام سوءاستفاده از شرایط ایجاد شده در ایران و فشار بیشتر بر ایران باشد. شاید برای تشویق ایران به مذاکره.
این ادعاها آشکارا دخالت خارجی و اخلال در امنیت ملی و استقلال ایران است، ایران چه اقداماتی در سطح حقوقی و بین المللی می تواند برای مستندسازی این اقدام آمریکا انجام دهد؟
بله قطعاً دخالت در امور داخلی ایران است. اما باید توجه داشت که ترامپ به وضوح و علنا نشان داده است که به مفاد حقوق بین الملل از جمله منشور سازمان ملل هیچ اعتقادی ندارد. او و دیگر اعضای دولتش آشکارا در امور داخلی کشورهای اروپایی مداخله می کنند و به عنوان مثال اخیراً در سند استراتژی امنیت ملی آمریکا، کشورهای اروپایی به دلیل آنچه «سانسور» و «نقض آزادی» به معنای حمایت از گروه های راست افراطی نامیده می شود مورد انتقاد قرار گرفت. اما آنچه ایران می تواند انجام دهد، عرف و رویه نشان می دهد که ایران در درجه اول می تواند به مفاد منشور ملل متحد تکیه کند. در بند 4 ماده 2 توسل به زور و تهدید به توسل صریحاً ممنوع است.
از آنجایی که ترامپ در پیام خود از عبارت قفل شده و بارگذاری شده استفاده کرده است و این به وضوح به معنای تهدید به توسل به زور علیه ایران است، این سخنان نقض آشکار منشور سازمان ملل است. بند 7 ماده 2 نیز صراحتاً دخالت در امور داخلی سایر کشورها را ممنوع کرده است. بنابراین، ایران به طور طبیعی می تواند به شورای امنیت شکایت کند. همانطور که 3 روز پیش ایران نامه ای به شورای امنیت علیه دخالت های ترامپ و نتانیاهو نوشت. با این حال، از آنجایی که ایالات متحده در شورای امنیت حق وتو دارد، اقدامی علیه ایالات متحده در این شورا پیش بینی نشده است. با فرض اینکه شکایت ایران در شورای امنیت مطرح شود و به آن رای داده شود و 9 رای لازم را کسب کند، اما آمریکا آن را وتو کند، در این صورت امکان کشاندن موضوع به مجمع عمومی سازمان ملل وجود خواهد داشت. در این صورت امکان ارائه پیش نویس قطعنامه محکومیت آمریکا در مجمع عمومی وجود خواهد داشت و همچنین می توان از دیوان بین المللی دادگستری برای صدور نظر مشورتی درخواست کرد.
پیش از این در یک مورد (پرونده نیکاراگوئه علیه آمریکا در سال 1986) دادگاه آمریکایی آمریکا را به دلیل حمایت از مخالفان دولت نیکاراگوئه محکوم کرده بود. اما شواهد و سوابق تایید نمی کند که ایران بتواند اکثریت لازم را در شورا و مجمع عمومی به دست آورد. همچنین ایران اخیرا لایحه ای را تحت عنوان رسیدگی به جرایم بین المللی تقدیم مجلس کرده است. تصویب این لایحه می تواند زمینه را برای اقداماتی مانند تحریم علیه کشورهایی که تهدید یا تجاوز می کنند فراهم کند.
تنها در اتاق مذاکره است که نیات واقعی دولت ها آشکار می شود
دخالت آمریکا در امور ایران و تهدید به آغاز جنگ علیه ایران این بار به بهانه اعتراضات داخلی بود. همزمان چند روز پیش ترامپ در حالی که در کنار نخست وزیر رژیم صهیونیستی قرار داشت، بار دیگر ایران را تهدید کرد که در صورت از سرگیری برنامه هسته ای یا توسعه برنامه موشکی خود به حمله نظامی خواهد رسید. در چنین شرایطی چگونه می توان ادعای آمریکا مبنی بر دستیابی دیپلماتیک تیم ترامپ به تهران را در میدان اقدام برای آغاز مذاکرات باور کرد؟
در چنین مواردی قطعا نمی توان از قبل قضاوت قطعی و واقعی داشت. عرف بین المللی ثابت کرده است که در چنین مواقعی چاره ای جز این نیست که طرفین وارد مذاکره شوند و پشت درهای بسته از طریق مذاکره رودررو یکدیگر را محک بزنند. واضح است که بیانات علنی و شفاهی رهبران کشورها مخاطبان متعددی است و در درجه اول سیاست داخلی و طیف سیاسی داخل و سپس مخاطبان بین المللی را هدف قرار می دهد. تنها در اتاق مذاکره است که می توان نیت واقعی دولت ها را آشکار کرد و البته در مراحل پایانی مذاکرات نیز. زیرا حتی در مراحل اولیه مذاکرات پشت درهای بسته، کشورها معمولاً با آنچه «مواضع مذاکره» نامیده می شود، شروع می کنند و این یک رسم رایج در همه مذاکرات از جمله مذاکرات تجاری روزمره است. بنابراین، دولت ها در واقع گمانه زنی در مورد مواضع واقعی دیگر کشورها را کنار گذاشته و تنها از طریق تماس و مذاکره به دنبال درک مقاصد واقعی طرف های دیگر هستند. البته شعارها و شعارها همیشه وجود دارد، اما این شعارها و شعارها نباید کسی را فریب دهد و نباید آنها را مواضع واقعی کشورها دانست.
ترامپ باید به شعارهای کمپین خود مبنی بر ورود به یک جنگ بی پایان پایبند بماند
برخی تحلیلگران این حجم از فشار آمریکا و حتی پذیرش عواقب حمله نظامی به ایران را به دلیل حمایت کامل ترامپ از اسرائیل ارزیابی می کنند. چرا رئیس جمهوری که سال گذشته با شعار «اول آمریکا» به کاخ سفید بازگشت، با اقدامات خود به نوعی برای منافع اسرائیل ارزش قائل شد؟ این تناقض در شعارهای انتخاباتی و عملکرد ترامپ در قبال ایران، ونزوئلا یا حتی چراغ سبز دادن به اسرائیل در پرونده فلسطین را چگونه می توان توضیح داد؟
ترامپ زیاد حرف می زند و با خودش خیلی تناقض دارد و امروز چیزهایی می گوید و فردا فراموش می کند. من شک دارم که ترامپ مایل به حمایت کامل از هر خواسته اسرائیل باشد. به خصوص روند افکار عمومی حتی در درون حزب جمهوری خواه به نفع اسرائیل نیست و ترامپ باید نارضایتی از همراهی نامحدود با اسرائیل را در نظر بگیرد. بر اساس نظرسنجی ها، اکثر حامیان حزب جمهوری خواه زیر 45 سال مخالف کمک نظامی نامحدود آمریکا به اسرائیل هستند و حمایت ترامپ از اسرائیل را مغایر سیاست “اول آمریکا” او می دانند. در واقع، حمله آمریکا به سایتهای هستهای ایران بیشتر به سیاست آمریکا مرتبط بود تا سیاست اسرائیل. ترامپ همچنین به صراحت اعلام کرده است که با دیدگاه اسرائیل در مورد «تغییر رژیم» در ایران یا اقداماتی برای تجزیه ایران موافق نیست. علیرغم لفاظی های ترامپ، من فکر می کنم بعید است که در شرایط کنونی با حمایت موثر و عملی از اسرائیل برای حمله دیگری موافقت کند. به عبارت دیگر، من فکر می کنم که ترامپ باید به شعارهای کمپین خود مبنی بر ورود به یک جنگ بی پایان پایبند بماند. البته گزارش حملات نقطهای مانند آنچه برای سه سایت هستهای ایران رخ داد و همچنین حمله به برخی قایقها و توقیف چند نفتکش در آبهای ونزوئلا جداست. ترامپ به صراحت گفته است که ظاهرا فقط برای چنین اقداماتی آماده است.
کشورهای منطقه جنگ تمام عیار را به ضرر خود می دانند
ادعاهای رئیس جمهور آمریکا و دخالت وی با واکنش های تند مقامات ایرانی از جمله به خطر انداختن منافع آمریکا در منطقه مواجه شد. فکر می کنید واکنش متحدان عرب آمریکا در منطقه به افزایش تنش اخیر بین نتانیاهو و ترامپ چه خواهد بود؟
کشورهای عربی قطعا مخالف جنگ تمام عیار بین ایران و آمریکا و اسرائیل هستند. آنها چنین جنگی را برای امنیت خود و همچنین امنیت آبراه های منطقه و آینده برنامه های توسعه خود خطرناک می دانند. اما من فکر میکنم که آنها همچنان طرفدار فشار آمریکا بر ایران و ادامه تحریمها یا حتی حملات هدفمند هستند، البته تا زمانی که به واکنش گسترده ایران منجر نشود. قدرت های اصلی منطقه ایران را قدرت اول بالقوه منطقه می دانند و می دانند در صورت رفع تحریم ها و رفع مشکلات داخلی، ایران می تواند به سرعت جایگاه خود را به عنوان قدرت اصلی منطقه بازیابد و این دقیقاً به ضرر سایر کشورهای منطقه است.
به نظر شما آیا نظام دیپلماسی باید کار خود را بر اساس این نقشه راه برای حل این تهدید و خطر قرار دهد؟
تنها یک راه برای رفع تهدید و خطر جنگ از راه های مسالمت آمیز وجود دارد و آن دیپلماسی و مذاکره است. همین دیروز، رئیس جمهور ونزوئلا علیرغم تجاوزات آمریکا، برای چندمین بار اعلام کرد که آماده مذاکره با دولت آمریکا درباره هرگونه نگرانی آمریکاست. مادورو چند هفته پیش با ترامپ گفتگوی تلفنی داشت. بدیهی است که هیچ کشوری در جریان مذاکرات مجبور به امضای سند نخواهد شد و طرف های مذاکره در صورت عدم توافق می توانند راه خود را طی کنند.





