به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، فواد ایزدی امشب – شنبه 22 آذر – در برنامه تلویزیونی «شیوه» شبکه 4 سیما با بیان اینکه بحث سرنگونی دولت ونزوئلا موضوع جدیدی نیست، اظهار داشت: از همان روز اول که هوگو چاوز برای اولین بار در انتخابات ونزوئلا پیروز شد، این رویداد سیاسی و اقتصادی آمریکا را یک شکست راهبردی دانستند. این وضعیت بسیار شبیه به تجربه انقلاب اسلامی ایران بود که ضربه بزرگی به منافع آمریکا در منطقه وارد کرد. وی افزود: پیروزی چاوز در انتخابات باعث شد واشنگتن احساس کند یکی از مهمترین حوزه های نفوذش در آمریکای لاتین در حال خارج شدن از کنترل است. دلایل این نگرانی چندان پیچیده نبود. ایران از نظر کل ذخایر نفت و گاز در رتبه اول جهان قرار دارد و ونزوئلا نیز بزرگترین دارنده ذخایر نفت در جهان است. حتی بیشتر از عربستان سعودی و سایر کشورهای نفت خیز. به همین دلیل ونزوئلا کشوری فوق العاده مهم و استراتژیک برای آمریکا محسوب می شد. ایزدی ادامه داد: پیروزی های هوگو چاوز از همان ابتدا با طراحی سناریوهایی برای تضعیف و سرنگونی دولت ونزوئلا همراه بود. آمریکا و متحدانش با استفاده از ابزارهای مختلف از فشار سیاسی و اقتصادی گرفته تا عملیات روانی و پروژه های رسانه ای، طرح های مختلفی را برای بی ثبات کردن این کشور اجرا کردند.
کارشناس مسائل آمریکا تصریح کرد: در جریان این اقدامات از کودتاهای پی در پی برای طراحی سناریوهای ترور استفاده شد. واقعاً یک هفته یا یک ماه نبود که آمریکا تلاش جدیدی برای ایجاد بحران و بی ثباتی در ونزوئلا انجام نداد. اما همه این اقدامات از جمله در دولت اول ترامپ شکست خورد. ایزدی با اشاره به شکست این اقدامات ادامه داد: در زمانی که رئیس جمهور ونزوئلا ربوده شد، رصد شبکه های بین المللی نشان داد که حتی یک تصویر از خوشحالی مردم ونزوئلا از رفتن رئیس جمهورشان وجود ندارد. این در حالی است که مردم ونزوئلا سال ها تحت شدیدترین تحریم ها بودند. حتی در نظرسنجی های شرکت های غربی با وجود نوسانات در نتایج محبوبیت مادورو، به صراحت اعلام شد که حمله نظامی به ونزوئلا مورد تایید مردم این کشور نیست. وی افزود: آنچه امروز اتفاق افتاد مورد تایید مردم ونزوئلا نیز نبود. اگرچه با گذشت زمان و افزایش استقرار نیروهای آمریکایی، ممکن است تلاش هایی برای صحنه سازی اجتماعی صورت گیرد. اما اصل ماجرا تغییر نمی کند، پروژه سرنگونی دولت ونزوئلا سال هاست که در دستور کار بوده، با روش های مختلف امتحان شده و به نتیجه نرسیده است. اقدام اخیر نیز آشکارا بر خلاف اصول آشکار حقوق بین الملل است. ربودن رئیس جمهور یک کشور مستقل نقض آشکار قوانین بین المللی است.
یزیدی در تحلیل خود از رفتار آمریکا گفت: اگر کسی از این اقدامات تعجب می کند باید در نگاه خود به آمریکا تجدید نظر کند. وقتی راه حل های سیاسی مشروع به بن بست می رسد، آمریکا به رنگ واقعی خود روی می آورد. همانطور که بارها دیده ایم، درون و بیرون سیاست آمریکا یکی است. اگر پذیرفته شود که آمریکا «شیطان بزرگ» است، این اقدامات دیگر عجیب نخواهد بود. وی همچنین به اظهارات ترامپ اشاره کرد و افزود: ترامپ صراحتا گفته بود که «ما می خواهیم بر ونزوئلا حکومت کنیم» و در پاسخ به این سؤال که منظورش از «ما» کیست، پاسخ داد: «من و پشت سرم»؛ «من و پشت سرم». از جمله وزیر امور خارجه، وزیر دفاع و رئیس ستاد مشترک ارتش. او چندین بار تاکید کرده بود که «نفت ونزوئلا نفت ماست» و شرکت های نفتی آمریکایی باید مدیریت میادین را بر عهده بگیرند. اینها اشتباهات کلامی نیست، بلکه اعلام یک پروژه آشکار استعماری است. کارشناس مسائل آمریکا درباره اهداف آمریکا تاکید کرد: اگر کسی تصور کند آمریکا پس از تغییر حکومت، قدرت را به مردم آن کشور واگذار می کند، مرتکب اشتباه استراتژیک بزرگی شده است. آمریکا به منافع مردم کشورهای دیگر فکر نمی کند، بلکه فقط به فکر منافع ملی خود است. وی افزود: اگر قرار بود نفت ونزوئلا آزادانه و مستقل مدیریت شود، چرا تحریم ها اعمال شد و شرکت های نفتی آمریکایی از این کشور خارج شدند؟ پاسخ روشن است. کنترل کامل منابع همان مدلی که در دوره پهلوی قبل از انقلاب در ایران اجرا شد، به گونه ای که حتی شاه و وزیر نفت ایران نیز از میزان فروش نفت و خروج آن از کشور اطلاعی نداشتند.
به گفته وی، امروز نفت سوریه عملاً در دست آمریکاست و منابع مالی عراق از فروش نفت در نیویورک تحت کنترل واشنگتن است. تا جایی که دولت عراق برای پرداخت بدهی های ساده خود مانند پرداخت بهای برق ایران به مجوز آمریکا نیاز دارد. این معنای واقعی «شیطان بزرگ» است; کشوری که برای پیشبرد برنامه های خود از هیچ اقدامی ابایی ندارد. کارشناس مسائل آمریکا گفت: البته این تحرکات نشانه قدرت آمریکا نیست، بلکه مبارزات یک قدرت رو به زوال است. آمریکا دیگر در قرن نوزدهم زندگی نمی کند، اما برخی از سیاستمداران آن تلاش می کنند با زور برهنه به آن دوران بازگردند. این رویکرد نه تنها موقعیت آمریکا را تثبیت نمی کند، بلکه زوال آن را نیز سرعت می بخشد. وی ادامه داد: برعکس، آنچه در آمریکای لاتین اتفاق می افتد، کشورهای این منطقه را بیش از پیش بیدار می کند. دولتهای منطقه متوجه میشوند که با چه واقعیتی روبرو هستند و همین امر آنها را به ایجاد مکانیسمهای دفاعی و همگرایی مستقل سوق میدهد. این دقیقاً همان نقطه ای است که فرصت راهبردی را برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد می کند. همانطور که اشغال عراق در نهایت به یک فرصت ژئوپلیتیکی برای ایران تبدیل شد.
یزیدی با اشاره به فرصت راهبردی ایران گفت: امروز با توجه به واکنش تند روسای جمهور کشورهایی مانند برزیل، مکزیک و دیگر کشورهای آمریکای لاتین، بستر مناسبی برای گسترش همکاری های سیاسی، اقتصادی و راهبردی جمهوری اسلامی ایران با دولت های منتقد آمریکا فراهم شده است. رفتاری که بیش از هر زمان دیگری ماهیت واقعی این قدرت رو به زوال را آشکار کرد.
کارشناس مسائل آمریکا با اشاره به رفتار دوگانه آمریکا در قبال قوانین بین المللی، گفت: در آن زمان قوانین بین المللی را طراحی می کردند، چون به نفعشان بود و می خواستند ظاهر پایبندی به قانون را نشان دهند. اینکه بگوییم ما به قوانین بین المللی اعتقاد داریم و شما هم باید. وی افزود: هدف از این رویکرد ایجاد الگویی برای جریان های غرب گرا در کشورهای مختلف بود تا القا کنند رفتار آمریکا درست و قانونی است و دنیا پاسخگو است. نمونه بارز آن پیشنهاد طرف ایرانی برای تبدیل برجام به قطعنامه شورای امنیت بود. با این تصور که اگر برجام به قطعنامه تبدیل شود، ضمانت اجرایی پیدا می کند. این توهم در مواردی موثر بود، اما امروز می بینیم که آمریکا دیگر به همان تعهدات پایبند نیست، چون احساس می کند دیگر به نفعش نیست. یزدی تاکید کرد: در مورد ونزوئلا، آمریکا به صراحت معتقد است که اگر هدف سرنگونی دولت باشد، همان کاری را می کند که امروز انجام داد. حتی اگر خلاف قوانین بین المللی باشد. اما نکته مهم اینجاست که آمریکا به قوانین بین المللی پایبند نیست، بلکه به قوانین داخلی خود توجه دارد. زیرا در داخل، مدعی قدرت وجود دارد.
وی با اشاره به ساختار سیاسی آمریکا گفت: تقریبا نیمی از کنگره آمریکا دموکرات هستند و تفاوت جمهوری خواهان و دموکرات ها چند رای بیشتر نیست. آمریکا کشوری قانونمند محسوب می شود زیرا برای قوانین داخلی خود خط حکومتی مشخصی دارد و شناخت این سیستم حکومتی برای ما بسیار مهم و مفید است. کارشناس مسائل آمریکا به تشریح این سازوکار پرداخت و افزود: در سنت حاکمیتی آمریکا، زمانی که رئیس جمهور قصد حمله نظامی به کشوری را دارد، ابتدا برآورد اطلاعاتی از نهادهای امنیتی دریافت می شود، این نهادها تجزیه و تحلیل سود و زیان ارائه می کنند؛ چه تعداد کشته و مجروح ممکن است داده شود، هزینه مالی و تجهیزاتی آن چقدر است و پیامدهای سیاسی آن چقدر است؟ طبق قانون اختیارات جنگی ایالات متحده، اگر جنگ طولانی یا پرهزینه باشد، مجوز کنگره لازم است. به همین دلیل است که امشب از ترامپ پرسیده شد که آیا برای اقدام اخیر مجوزی از کنگره دارد یا خیر، و مشخص شد که چنین مجوزی وجود ندارد و حتی کنگره نیز در جریان نبوده است. وی با اشاره به استقلال نسبی نهادهای اطلاعاتی و حقوقی آمریکا گفت: در این سیستم به این نهادها گفته می شود که نظر واقعی خود را بدهند و این موضوع می تواند چرخ ماشین جنگی آمریکا را کند کند، اتفاقی که در ونزوئلا افتاد دقیقا محصول همین سازوکار بود.
این کارشناس آمریکایی با ذکر نمونه ای از تحولات در حوزه آمریکای لاتین و جنوبی گفت: حدود 10 روز پیش فرمانده نیروهای آمریکایی در منطقه کارائیب تغییر کرد. آمریکایی ها حدود یک ماه درگیر عملیاتی بودند که شامل حمله به قایق های ماهیگیری و اهداف مختلف بود. در این مدت بیش از 100 نفر کشته شدند و در یک مورد در حمله اول 85 نفر و در حمله دوم دو نفر جان باختند. اقدامی خلاف قوانین داخلی آمریکا و برای اولین بار توسط روزنامه واشنگتن پست افشا شد. وی افزود: پس از این افشاگری، دموکرات های مجلس نمایندگان، فرمانده مربوطه را به جلسات متعدد پشت درهای بسته بردند و در نهایت وی را برکنار کردند. این نشان می دهد که اگر اقدام نظامی پرهزینه یا طولانی مدت باشد، سیستم داخلی آمریکا اجازه ادامه آن را نخواهد داد. یزدی تصریح کرد: اگر ونزوئلا توانایی تحمیل هزینه جدی به آمریکا را داشت، مثلاً می توانست پایگاه های آمریکایی در منطقه را هدف قرار دهد یا تلفات انسانی بگیرد، سازمان های اطلاعاتی چیز دیگری را برآورد می کردند و اساسا این حمله انجام نمی شد. زیرا در این صورت ترامپ باید از کنگره اجازه می گرفت. وی ادامه داد: در حادثه اخیر چون حمله کوتاه مدت و کم هزینه بود و تلفات جانی برای آمریکا نداشت، نیاز به مجوز کنگره تشخیص داده نشد. اما اگر هزینه ای داشت این عملیات به کلی متوقف می شد.
این کارشناس آمریکایی با اشاره به وضعیت داخلی ونزوئلا گفت: آمریکا به خوبی می داند که ارتش ونزوئلا در سال های اخیر در کنار دولت منتخب مردم ایستاده است و برخلاف مدل هایی مانند پینوشه تاثیر تعیین کننده ای بر ارتش این کشور ندارد. به همین دلیل می بینیم که وزیر خارجه آمریکا به جای اقدام مستقیم با معاون مادورو وارد گفت وگو می شود. یزدی تاکید کرد: این تماس ها نشان می دهد که آمریکا حتی در اوج تهدید نظامی به دنبال گزینه های ارزان تری است. زیرا او می داند که وارد شدن به یک درگیری پرهزینه می تواند سیستم تصمیم گیری داخلی آمریکا را علیه او تبدیل کند.
منبع : به گزارش میهن تجارت





