کیومرث اشتریان در مشرق نوشت: هشدار! هدف اسرائیل و آمریکا از حمایت علنی از معترضان، توجیه نیروهای امنیتی و وادار کردن آنها به استفاده از خشونت برای گسترش دامنه بحران است.
ترامپ گفت: اگر ایران به معترضان مسالمت آمیز شلیک کند، آمریکا به کمک آنها خواهد آمد.
وزیر کابینه امنیتی لیکود نیز با ارسال پیامی به مردم ایران، آنها را به ادامه اعتراضات تشویق کرد. آیا نمی دانند که این حمایت ها رنگ و بوی خارجی به اعتراضات می دهد و اوضاع را بدتر می کند، پس چرا علنی حمایت می کنند؟ بله آنها می خواهند نیروهای امنیتی ایران را تحریک کنند.
در اینجا باید به مقامات امنیتی و نظام و مردم عزیز هشدار داد که اولاً حق اعتراض مردم به رسمیت شناخته شود. این نشانه بلوغ سیاسی است. ثانیا به خشونت متوسل نشوید. “شهر آلوده است”؛ آلوده به سرویس های جاسوسی خارجی و عوامل آنها، در غیر این صورت از ریشه ها دور می شویم و از مطالبه اصلاحات ساختاری غفلت می کنیم. مشکل فقط اقتصادی نیست، بلکه رانت دگرگونی سیاسی پیدا کرده و نهادهای تصمیم گیری را تسخیر کرده است.
رفتار همدلانه دولت با معترضان و پرداختن به ریشه ها می تواند تهدیدها را به فرصت تبدیل کند. امید است دولت بتواند در این راه گام بردارد و پیام ضعف ندهد و ریشه های رانت و فساد را که بسیار عمیق شده هدف قرار ندهد. آیا می توان «متولیان» (متولیان! چه نام بی نامی) و قدرت های رانتی را بدون قدرت سیاسی در ارکان قدرت تصور کرد؟ وقتی مبارزه با غولهای فساد پیش میآید، تیغ کسلکننده شما به سنگ میخورد و شکست میخورد.
باید توجه داشته باشید که مبارزه با رانت های کلانی که در این کشور مرسوم شده است ابتدا سیاسی است و سپس سیاسی. چاقو به استخوان رسیده است. زنی میانسال در فضای مجازی صحبت هایی کرد که از هر نظر نمادین بود.
پریشان و پیری زودرس که روی سرش نشسته بود از شوهر بازنشسته و دو فرزند بیکارش که هر دو سی و چند ساله مجرد هستند صحبت می کرد. جای تاسف است که بگوییم نماد طبقه متوسط جامعه ایران شده است. مقصر مجموعه نهادهای مسئول در کشور هستند.
وقتی یک مقام مسئول به رئیس قوه قضائیه گزارش می دهد که بخش زیادی از ارز توسط مدیران دولتی و به اصطلاح متولیان دروغین پس داده نمی شود، به معنای ناکارآمدی نظام در مبارزه با فساد است و خود به خود پیام ضعف می دهد.
وقتی گفته می شود فساد سیستمی است، یعنی «این نظام» نمی تواند با فساد داخلی خود مبارزه کند. توده مردم به طور غریزی این را درک می کنند و به همین دلیل به خیابان می آیند.
آقای رئیس جمهور گفته است وزیر جهاد کشاورزی انتخاب من نبوده، انتخاب کمیسیون مجلس بوده است. مشخص است که کمیسیون چنین مجلسی با چه انگیزه ای وزیر را از درون انتخاب می کند و این انتخاب از ابتدا بر اساس کارشناسی نبوده است.
وزیر شما ماه ها پیش اعتراضات و هشدارهایی را مطرح کرده بود. به گفته فعالان بخش خصوصی، برخی از آنها یک سال پیش از وزیر کشاورزی درخواست زمان کرده بودند، اما وی پاسخی نداد، در حالی که برعکس است. وزیر باید از همان ابتدا با تولیدکنندگان و فعالان بخش خصوصی جلسه ای داشته باشد و از آنها کمک بخواهد. همه فرار را یاد گرفته اند که می گویند ما با رانت خوارها زمین خورده ایم و آنها ما را ضعیف می کنند.
برای ارزیابی ناکارآمدی برخی وزرا، سه ماه اول مدیریت کافی است. اشتباه مدیریتی بزرگی است که نمیتوانیم در سه ماه اول تشخیص دهیم کدام وزیر کاملاً ناکارآمد است. آنچه می گویند این است که به وزیری باید شش ماه یا یک سال فرصت داد که حداقل مهارت های مدیریتی را داشته باشد، نه وزیری که از سه ماه اول مشخص باشد که نمی تواند.
بنابراین بحث اساسی این است که آیا مقامات مسئول جسارت و توان مقابله با مفاسد ساختاری و سیستمی را دارند یا خیر؟ این یک انتخاب سیاسی بزرگ است. همه نیروهای ملی و نظامی باید عرصه های بزرگ و ناسالم تجاری را از حوزه قدرت بیرون کنند.
این امر مستلزم اراده سیاسی در بالاترین سطوح حکومتی است. تنظیمات سیاست نهادی به بهانه تحریم ها کاملاً فسادپذیر شده است. بازسازی مجدد این تنظیمات بر عهده دولت و تصویب آن توسط حاکمیت است.
از جلسات خسته کننده ای که سیستم تصمیم گیری را با راه حل های کوچک مشغول می کند و تصمیمات استراتژیک می گیرند خودداری کنید. یعنی به خروج نهادهای حاکمیتی از اقتصاد که فضای کسب و کار ملی را قفل می کند، یعنی خالی شدن سیستم تصمیم گیری از قدرت های خاص، یعنی رهایی ترکیب نهادهای سیاسی از انحصار دست های پنهان، یعنی افزایش واقعی مشارکت.





