پروژه خاموش اسرائیل برای خلع سلاح ایران

پروژه خاموش اسرائیل برای خلع سلاح ایران

به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، در تحلیل راهبردی رفتار رژیم صهیونیستی، نقطه آغاز «جنگ مستقیم با ایران» نیست، بلکه مدیریت و مهار مولفه های قدرت ایران است. اسرائیل به خوبی می داند که وارد شدن به یک جنگ تمام عیار، طولانی و فرسایشی با ایران، چه روی زمین و چه در ترکیب، فراتر از ظرفیت سخت افزاری، انسانی و حتی اقتصادی آن است. تجارب میدانی اسرائیل در سالهای اخیر این حقیقت را آشکار کرده است.

جنگ غزه نشان داد که اسرائیل حتی علیه یک گروه چریکی در یک منطقه جغرافیایی محدود دچار فرسایش شدید نظامی، روانی و سیاسی می شود. ارتشی که ماه ها در غزه گیر کرده است، آشکارا نمی تواند وارد یک جنگ چند لایه با کشوری به وسعت ایران شود. بنابراین مشکل اصلی اسرائیل خنثی کردن ایران است.

منطق سیاست اسرائیل: به بازوها ضربه بزنید، نه به مرکز

طی چهار دهه، ایران به جای تکیه صرف بر جنگ کلاسیک، یک معماری قدرت منطقه ای ایجاد کرده است: شبکه ای از بازیگران، پیوندها، عمق جغرافیایی، و قابلیت های بازدارنده که میدان رویارویی را از مرزهای خود دور می کند. این همان چیزی است که ایران را در مقابل دشمنان پرهزینه و غیرقابل حمله قرار داده است.

اسرائیل دقیقاً این را فهمیده است. به همین دلیل استراتژی آن نه «تضاد مستقیم»، بلکه پروژه فرسایش تدریجی و تضعیف مولفه های قدرت ایران است. این یک پروژه کوتاه مدت نیست، بلکه یک سیاست گام به گام و چند لایه است.

لبنان: ضربه ای به بازدارندگی، نه نابودی حزب الله

لبنان اولین حلقه این زنجیره است. اسرائیل می داند که حزب الله را نمی توان نابود کرد یا خلع سلاح کرد. اما هدف از کار انداختن قابلیت بازدارندگی فعال حزب الله است. ترور فرماندهان کلیدی از جمله سید حسن نصرالله را دقیقاً در این چارچوب می توان فهمید: رساندن حزب الله به موضع دفاعی.

پروژه پیجر نیز بخشی از این سیاست است: ضربه زدن به بدن انسان، کاهش قدرت رزمی، افزایش هزینه بازسازی و بازتولید نیرو. سربازی که نابینا است، دست یا انگشتش را از دست داده است، دیگر نیروی عملیاتی نیست. بازسازی چنین ظرفیتی زمان بر، پرهزینه و فرسایشی است. آنچه اسرائیل به آن نیاز دارد: خرید زمان.

پروژه خاموش اسرائیل برای خلع سلاح ایران

سوریه: حذف عمق استراتژیک پیوند

سوریه یک عمق استراتژیک حیاتی برای ایران محسوب می شد. سوریه ارتباط ایران و لبنان و امکان حضور تا «بیخ گوش اسرائیل» را فراهم کرد. حذف عملی سوریه از این معادله، چه با تضعیف حاکمیت و چه با بازکردن پای بازیگران رقیب، به معنای قطع یک مسیر استراتژیک بود. این فقط در مورد از دست دادن یک متحد نیست. موضوع از هم پاشیدگی یک پیوند ژئوپلیتیکی است که طی سالیان متمادی ایجاد شده است.

عراق: پیوندی حیاتی و تعیین کننده

اکنون نگاه ها به عراق دوخته شده است. عراق نه تنها همسایه ایران، بلکه یکی از ارکان اصلی بازدارندگی منطقه ای ایران است. حشدالشعبی و گروه های مقاومت عراق بخشی از معادلات امنیتی ایران هستند.

اگر دولت مرکزی عراق ماهیت خود را تغییر دهد یا پروژه خلع سلاح حشدالشعبی پیش برود، دیگر بحث گروه یا جبهه نیست. مسئله برهم زدن توازن منطقه ای است.

نکته مهم اینجاست: نه اسرائیل توانایی خلع سلاح این گروه ها را دارد و نه حتی دولت مرکزی عراق. بنابراین استراتژی اسرائیل امنیتی-سیاسی است: فشار دیپلماتیک، جنگ داستانی، نفوذ به ساختار قدرت عراق و تغییر میدان بازی بدون شلیک مستقیم.

پروژه خاموش اسرائیل برای خلع سلاح ایران

تضاد بزرگ؛ از تمسخر تا وحشت

سال ها مؤلفه های قدرت ایران مورد تمسخر قرار می گرفت: موشکآبگرمکن“آنها پیروز منطقه ای بودند”ماجراجویی“عمق استراتژیک”هدر دادن پول مردم». افکار عمومی برانگیخته شد که چرا منابع ایران در خارج از کشور خرج می شود.

اما اگر این مولفه ها واقعا بی ارزش و مضحک بودند، یک سوال ساده پیش می آید:

چرا آنها امروز به اولویت امنیتی اسرائیل تبدیل شده اند؟

واقعیت این است که اسرائیل و متحدانش دیر متوجه شدند که با چه ساختاری روبرو هستند. امروز فهمیده اند که این عمق استراتژیک ایران را به بازیگری بی بدیل تبدیل کرده است و از آنجایی که مستقیما نمی توانند آن را «جمع کنند» به دنبال خشک شدن تدریجی ریشه ها هستند.

مجتبی قنبر دوست در گفت و گو با خبرنگار به گزارش میهن تجارت وی تصریح کرد: به نظر من آمریکا دو شرط مشخص برای عراق مطرح کرده است. شرط اول این است که دولت عراق از جنبش مقاومت فاصله بگیرد و حشدالشعبی را از معادلات مسلط خارج کند و این حرکت را به سمت خلع سلاح سوق دهد. آمریکا کمک های خود از جمله در زمینه روابط دیپلماتیک، سرمایه گذاری خارجی و مدل های تجاری در چارچوب تجارت بین المللی عراق با سایر کشورها را منوط به تحقق این شرط کرده است. این موضوع در واقع نوعی فشار و تهدید آشکار علیه عراق است.

وی افزود: شرط دوم تهدید نظامی است. آمریکا تهدید کرده است که از هواپیماهای بدون سرنشین و ابزار نظامی برای حمله به این پایگاه ها استفاده خواهد کرد جمعیت پایگاه های مردمی و مردمی جنبش مقاومت را هدف قرار خواهد داد. در کنار این تهدید نظامی علیه جنبش مقاومت در عراق، ایران نیز مواضع روشنی اتخاذ کرده است. اخباری درباره حزب الله منتشر شد که یکی از آنها این بود که ایران هشدار داده است در صورت اقدام علیه حزب الله وارد عمل خواهد شد.

این کارشناس مسائل خاورمیانه ادامه داد: در این فضا باید موضوع را کلان تحلیل کرد. پس از جنگ رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، دو پرونده به طور همزمان در دستور کار قرار گرفته است. قضیه خلع سلاح حزب الله و قضیه تضعیف یا خلع سلاح جنبش مقاومت در عراق. هر دو مورد هم برای ایران و هم برای رژیم صهیونیستی که ریشه در موقعیت ژئوپلیتیکی آنها دارد، اهمیت اساسی دارد.

قنبر دوست تصریح کرد: از نظر جغرافیای سیاسی، عراق برای ایران بسیار مهم است و لبنان برای رژیم صهیونیستی به همان اندازه اهمیت دارد. این اهمیت به دلیل توان نظامی حزب الله در کنار مرزهای رژیم و همچنین توان مردمی و نظامی جنبش مقاومت در عراق است که به عنوان یک مانع استراتژیک برای سوریه و ایران عمل می کند. علاوه بر این، عراق همواره از نظر تاریخی برای ایران مهم بوده و تامین منافع ملی و امنیت ملی عراق برای جمهوری اسلامی مهم بوده است. ایران همواره به دنبال حفظ عراق و تشکیل دولت های همسو در این کشور بوده است.

کارشناس مسائل عراق تصریح کرد: در شرایط کنونی دو بحث همزمان مطرح می شود. یکی مهار نظامی و دیگری مهار سیاسی ایران. هدف اصلی آنها مهار منطقه است تا ایالات متحده بتواند بقای خود را به عنوان یک ابرقدرت حفظ کند و سیستم بین المللی فعلی را که در حال تزلزل است، حفظ کند. همه این مسائل تکه هایی از یک پازل به هم پیوسته هستند و پیوندهایی هستند که به یکدیگر متصل هستند. حتی می توان این تحولات را در چارچوب عرصه های موازی رقابت چین و آمریکا در منطقه تحلیل کرد.

پروژه خاموش اسرائیل برای خلع سلاح ایران

وی ادامه داد: کلید حل مشکلات منطقه در دستان جنبش مقاومت با محوریت ایران است و ضربه زدن به ایران بدون تضعیف عراق و حزب الله، آمریکا و رژیم صهیونیستی را با مشکلات جدی مواجه خواهد کرد. اگر قرار باشد جنگی بین ایران و رژیم صهیونیستی رخ دهد، اگر جنبش مقاومت در عراق ضعیف نشود یا حزب الله خلع سلاح نشود، دچار مشکل می شوند. به همین دلیل آنها نگرانی جدی برای جنگ های آینده دارند و همه این مسائل را باید در کنار هم دید نه اینکه مواضع در مورد عراق را جداگانه و محدود تحلیل کرد.

اتفاقی که در انتخابات عراق افتاد مانند یک معجزه بود

این تحلیلگر خاورمیانه با اشاره به تحولات اخیر عراق گفت: اتفاقی که در انتخابات عراق افتاد مانند یک معجزه بود. با وجود هزینه های میلیاردی کشورهای عربی، نفوذ شدید سیاسی، فعالیت گسترده سفارت آمریکا در عراق و دخالت های عجیب ترکیه، هیچ یک از اهداف مورد نظرشان محقق نشد. آنها به دنبال کاهش مشارکت بودند که نشد، به دنبال ایجاد اختلاف در جریان شیعه بودند که موفق نشدند و همچنین به دنبال ایجاد وحدت در جریان اهل سنت بودند که آن هم محقق نشد.

وی افزود: در نهایت نهضت علیه مقاومت شکست خورد و آرای بسیار کمتری نسبت به گذشته کسب کرد، ضمن اینکه مشارکت مردمی نسبت به دوره قبل افزایش یافت. این یک شکست اساسی برای جنبش های مخالف مقاومت بود. به نظر من یکی از دلایل اصلی این امر، فضای امنیتی و درس های آموخته شده از جنگ رژیم صهیونیستی علیه ایران بود. مردم عراق متوجه وضعیت شدند، خطر را احساس کردند و غیره شناسایی با مردم ایران شکل گرفت. چون این احتمال را می دادند که هدف بعدی رژیم باشند.

قنبردوست در ادامه گفت: حتی ترکیه نیز از الگوی ایران در عراق پیروی کرد و سعی کرد چارچوبی مشابه چارچوب هماهنگی جنبش شیعی ایجاد کند. این اقدام که ریشه در ابتکارات شهید حاج قاسم سلیمانی برای نزدیک کردن جریان شیعه به هم داشت، از سوی ترکیه برای نزدیک کردن جریان های اهل سنت به هم دنبال شد. ترکیه قبل از انتخابات تلاش می کرد سه جریان اصلی اهل سنت را به هم نزدیک کند و اختلافات آنها را کاهش دهد اما اکنون می بینیم که حتی در انتخاب رئیس مجلس نیز جریان های اهل سنت با مشکلات جدی مواجه هستند و به اجماع نرسیده اند.

وی در پایان تاکید کرد: در عراق به دلیل وحدت جریان شیعه و پیروزی در انتخابات، سطح امید بسیار بالاست. با توجه به این پیروزی، امیدواریم روند تشکیل دولت هر چه سریعتر انجام شود و در صورت انتخاب گزینه مطلوب برای نخست وزیری، این دولت بتواند حلقه تکمیلی این پیروزی انتخاباتی باشد. در چنین شرایطی هم پروژه خلع سلاح جریان مقاومت عملا لغو می شود و هم تهدیدات نظامی تا حد زیادی خنثی می شود.

پروژه خاموش اسرائیل برای خلع سلاح ایران

مسئله جنگ نیست. بازدارندگی است

به گزارش به گزارش میهن تجارت، آنچه امروز در منطقه شاهد آن هستیم، مقدمه یک جنگ بزرگ نیست، بلکه جنگی برای بازدارندگی است. اسرائیل می خواهد ایران را از وضعیت «تهدید بالقوه دائمی» خارج کند. نه با حمله مستقیم، بلکه با تضعیف شبکه که به معنای این تهدید است.

اگر لبنان، سوریه و عراق یکی یکی از این معادله خارج شوند، ایران ضعیف نمی شود، بلکه خطرناک تر و آسیب پذیرتر می شود و این دقیقا همان نقطه ای است که اسرائیل به دنبال آن است.

منبع : به گزارش میهن تجارت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی