دولت به سه دستاورد آنی نیازمند است

دولت به سه دستاورد آنی نیازمند است

احمد زیدآبادی در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: در بحبوحه بحران داخلی و خارجی، دولت آقای بشیدیان اقتصاد کشور را اداره کرده است. اگرچه این جراحی پرخطر است اما اجتناب ناپذیر است زیرا ادامه ارز چند نرخی برای دولت غیرممکن شده است. بنابراین جراحی اقتصادی مورد نظر دولت به دلیل وضعیت اضطراری و شرایط سخت است و این بر دامنه خطر آن می افزاید.

در حکمرانی مدبرانه و مدبرانه، تصمیم گیرندگان اجازه نمی دهند مشکل یا معضل به نقطه اضطرار برسد تا راهی جز مقابله با تهدید آن نباشد. در کشور ما تا زمانی که همه فرصت ها از دست نرفته و کارد به استخوان نرسد، از رویارویی با واقعیت هایی که نیازمند برنامه ریزی به موقع است، پرهیز می شود.

در شورای اسلامی اول، هرگاه شخصی رادیو را برای شنیدن سخنان نمایندگانش روشن می کند، جمله ای که به کرات می شنوید این است که می میرم برای ایکل! در آن ایام چون قرار بود همه مسائل کشور بر اساس فتوای فقهی مرسوم حل شود و از سوی دیگر با این فتوا بسیاری از مشکلات اقتصادی شرایط جنگی آن زمان قابل حل و یا حتی مدیریت نبود، به همین دلیل برخی از نمایندگان با توسل به اصل «اکل میته» به دلیل شرایط اضطراری، خواستار دور زدن فتوا بودند.

در فقه، خوردن گوشت مرده حرام است، اما اگر انسان چاره ای جز خوردن گوشت مرده نداشته باشد، برایش جایز است. بنابراین برای برخی افراد تا زمانی که برخی مسائل به حدی جدی نشوند که خوردن گوشت جایز باشد راه معقول و منطقی برای حل آنها پیدا نمی کنند!

سال‌هاست که طیف وسیعی از اقتصاددانان معتبر هشدار می‌دهند که تداوم نظام ارزی چند نرخی منجر به توزیع ناعادلانه رانت‌ها و فساد افسارگسیخته و در نهایت به بن‌بست می‌شود و باید برای اصلاح آن اقدامی قاطع انجام داد، اما تا کنون از ترس درد ناشی از این جراحی و یا اخلال تعدادی از مخالفان و یا اخلال در برخی از مخالفان، اقدامی قاطع انجام شود. اساساً هیچ حد وسطی با آزادی اقتصاد و نوعی اقتصاد کنترل شده و دولتی ندارند. تجویز می کنند، کار به تعویق افتاده و مشکل ابعاد خطرناکی پیدا کرده است.

اینکه دولت تصمیم دارد ارز را تک نرخی کند و مابه التفاوت را مستقیم بین مردم توزیع کند، حرکتی در مسیر درست است، اما برای موفقیت این حرکت، اگر اقدامات جانبی درست برنامه ریزی نشود، درد و خونریزی ناشی از این جراحی پرخطر ممکن است منجر به مرگ بیمار شود، آن هم در شرایطی که جامعه ناپایدار است و فشار آمریکا و اسرائیل بر کشور وارد مرحله شدیدی شده است.

ابتدا دولت آقای بیزیکیان باید معایب ارز چند نرخی و مزایای ارز تک نرخی را با توده مردم در میان بگذارد و نظر مساعد آنها را در این مورد جلب کند. برای این کار دولت نیاز به بستری فراگیر و بصری دارد که دقیقاً از آن محروم است! سازمان صداوسیما نه علاقه جدی به حمایت از جراحی اقتصادی دولت دارد و نه حمایت از آن به دلیل بحران اعتبار و مقبولیت، کمترین تاثیر مثبتی بر توده مردم دارد.

دولت در واقع به شبکه خود نیاز دارد. تا هم چهره های محترم و هم غایب حوزه اقتصاد بتوانند در آن حضور داشته باشند و مجبور به رعایت «خط قرمزهای» جعلی و مضحک صدا و سیما نباشند. چنین شبکه ای با جذب طیف وسیعی از مخاطبان، علاوه بر ترغیب مردم به تحمل دردهای ناشی از تک نرخی شدن ارز برای اصلاح ساختار معیوب و ناعادلانه اقتصاد کشور، می تواند اقتدار اطلاعات از خارج از کشور را نیز به داخل کشور منتقل کند و راه را برای یک سیستم اطلاعاتی آزاد، قابل اعتماد، قابل اعتماد، شفاف و منصفانه هموار کند.

اگر دولت از این لحظه برای مدیریت مستقیم یکی از شبکه های پرشمار صدا و سیما به طور جدی تلاش می کند تا مذاکره کند و به آن نرسد، باید بداند که قافیه را به سود سودجویان ارز چند نرخی و رانت خواران باخته است!

چنین دستاوردی از سوی دولت، از نظر روانی، زمینه را برای کاهش التهابات داخلی و خارجی فراهم می کند، مشروط بر اینکه در این دو مورد نیز ابتکار و ابتکار داشته باشد. برای کاهش التهاب داخلی، تهیه یک فوریت لایحه برای ساماندهی اعتراضات مردمی اولویت اول است. متأسفانه در این زمینه تا کنون قاعده «درباره مرگ» جاری بوده و سازوکاری که همه دولت ها در جریان هر اعتراضی وعده داده اند در عمل شکل نگرفته است.

اگر واقعاً تصمیم گیران کشور به سخنان خود در مورد «پذیرش اعتراض مدنی و مسالمت آمیز» اعتقاد دارند، پس دلیل و توجیه این همه تعلل برای تعیین سازوکار آن چیست؟ بدون وجود سازوکار مشخص و قانونی برای اعتراض مدنی، اصولاً چگونه می توان اعتراض را از آنچه «اختلال» نامیده می شود تشخیص داد و یکی را تحمل کرد و دیگری را تحمل کرد؟

برای کاهش التهاب در روابط خارجی می توان به ابتکارات جدیدی اندیشید. حال بحث این است که آیا اساساً مجموعه نهادهای حاکم به دنبال راهی برای کاهش التهاب و مدیریت بحران در این زمینه هستند یا این روند را برای کشور خیر و «نعمت» می دانند؟ اگر این روند را به نفع کشور می دانند باید دلایل و آثار آن را به وضوح برای مردم توضیح دهند اما اگر می خواهند بحران را کنترل کنند و التهاب را کاهش دهند چرا علنا ​​و علنی اعلام نمی کنند؟

در روزهای اخیر برخی از همسایگان زمینی یا دریایی ایران مانند عراق و قطر برای میانجیگری در بحران خارجی ایران اعلام آمادگی کرده اند و گزارش های مطبوعاتی نیز حاکی از علاقه سعودی ها به این نوع میانجیگری است. اگر قرار است موضوع نه از طریق جنگی دیگر، بلکه از راه های دیپلماتیک به نتیجه برسد، چرا به جای استقبال از میانجیگری کشورها، نادیده گرفته شده و نادیده گرفته می شود؟

متاسفانه سیدعباس عراقچی با اظهارنظرهای اخیر خود به عنوان وزیر ضد دیپلماسی برای کنترل بحران و تنش زدایی در روابط خارجی کشور در انظار عمومی ظاهر شده است. به نظر می رسد ادامه مسئولیت ایشان در وزارت امور خارجه دیگر به صلاح کشور نیست و به همین دلیل اگر آقای مزیکیان واقعاً خواهان موفقیت خود در جراحی اقتصادی کشور هستند، باید فوراً جایگزین مناسبی برای آقای عراقچی در نظر بگیرند و از این طریق جامعه را برای تغییر این شرایط کمی امیدوار کنند.

به هر حال دستاوردهای سه گانه فوق می تواند به دولت کمک کند تا این جراحی دردناک اقتصادی را پشت سر بگذارد و به سمت بهبود ساختار اقتصاد کشور حرکت کند. بدون این سه دستاورد، کار بسیار دشوارتر از آن چیزی است که آقای مزیکیان و همکارانش در دولت فکر می کنند. شاید خودشان قربانی این جراحی اقتصادی شوند!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی