چرا ایران در جنگ ۱۲ روزه فرو نپاشید؟

چرا ایران در جنگ 12 روزه سقوط نکرد؟

به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، ساعت دو و نیم بامداد رژیم صهیونیستی به خلبانان خود دستور داد تا عملیاتی را انجام دهند که بیش از یک دهه تمرین شده بود. قرار بود عملیاتی که با دستور مستقیم بنیامین نتانیاهو و حمایت همه جانبه آمریکا آغاز شد، کار را تکمیل کند. هدف فقط یک درگیری نظامی کلاسیک یا شلیک چند موشک نبود. یک جنگ ترکیبی طراحی شد که همزمان فرماندهی نظامی، زیرساخت‌های دفاعی، مولفه‌های قدرت و روح اجتماعی ایران را هدف قرار داد.

در گام اول ترور فرماندهان ارشد نظامی و دانشمندان هسته ای در دستور کار قرار گرفت. چهره هایی چون سردار سلامی، سردار حاجی زاده، سردار رشید، دکتر طهرانچی و شمخانی که هر کدام بخشی از ستون فقرات بازدارندگی ایران محسوب می شدند. در ادامه، حلقه پدافندی غرب کشور هدف قرار گرفت، ورودی برخی پایگاه های موشکی بمباران شد، صدای صدا و سیما هدف قرار گرفت و حتی بخش هایی از شهر از جمله میدان تجریش هدف قرار گرفت.

این حملات تصادفی نبودند. حتی اصابت موشک به مرکز شهر از جمله نزدیک میدان تجریش پیام روشنی داشت: ایجاد ترس، کم آبی و قحطی، اختلال در زندگی روزمره، تشدید بحران های اجتماعی و فشار روانی بر مردم. هدف نهایی شکل دادن به بحران آب، ناامنی و نارضایتی عمومی و در نهایت رساندن جامعه به مرز فروپاشی از درون بود.

چرا ایران در جنگ 12 روزه سقوط نکرد؟

چرا ایران سقوط نکرد؟ سه رکن ایستادگی در جنگ 12 روزه

با وجود حجم حملات و حملات اولیه، سناریوی برنامه ریزی شده محقق نشد. ایران نه تنها سقوط نکرد، بلکه توانست ابتکار عمل را حفظ کند. پاسخ به این سوال را باید در سه مولفه کلیدی جستجو کرد. مولفه هایی که ارکان اصلی قدرت ایران در این جنگ بودند.

مدیریت و رهبری جنگ؛ اتاق کنترل که شکست نخورد

اولین و مهمترین عامل مدیریت مقام معظم رهبری بود. در کمتر از 12 ساعت، فرماندهان شهید تعویض شدند، ساختار فرماندهی بازسازی شد و اداره جنگ مستقیماً در بالاترین سطح پیگیری شد. اتاق جنگ از هم نپاشید و زنجیره تصمیم گیری پاره نشد. دشمن تصور می کرد با حذف چند نفر از چهره های کلیدی، نظام به کلی فلج می شود، اما این تصور با واقعیت میدانی فاصله داشت.

هوشمندی و درایت در مدیریت بحران مانع از تبدیل شدن ضربات اولیه به یک شوک فلج کننده شد. در حالی که اسرائیل انتظار سردرگمی را داشت، پاسخ ها محاسبه، صحنه سازی و متناسب با میدان بود.

قدرت موشکی؛ معادله ای که به نفع ایران چرخید

رکن دوم، قدرت موشکی ایران بود. مولفه ای که نه تنها در سطح پیشرفت فنی، بلکه در میدان واقعی جنگ نیز خود را نشان داد. ایران با هزینه بسیار کمتر خسارات چند میلیون دلاری به دشمن وارد کرد. پرتاب موشکی با هزینه حدود 200 هزار دلار، رژیم صهیونیستی را مجبور به شلیک پدافند با هزینه های چند میلیون دلاری می کند.

گذشته از هزینه ها، حملات موشکی ایران به نقاط استراتژیک و حساس اسرائیل خسارات کمی و کیفی برجای گذاشت. خساراتی که معادلات امنیتی تل آویو را بر هم زد و قدرت بازدارندگی ایران را نشان داد، فقط یک ادعا یا نمایش رسانه ای نیست.

مردم؛ سدی که فرو نریخت

سومین و شاید تعیین کننده ترین عامل، مردم بودند. اگر مردم پشت سر کشور و نظام نمی ایستادند، اگر سناریویی که اسرائیل در سر داشت، یعنی کشاندن جامعه به خیابان و تبدیل اعتراض به آشوب، محقق می شد، شاید امروز تصویری به نام ایران وجود نداشت. مقاومت مردم دشمن را ناامید کرد و نشان داد که جامعه ایران تفاوت اعتراض و فروپاشی را در شرایط امنیتی می داند.

موانع خارجی دشمن؛ حلقه هایی که هنوز پابرجا هستند

در سطح منطقه، ایران شبکه ای از موانع راهبردی ایجاد کرده است که عبور از آنها برای آمریکا و رژیم صهیونیستی هزینه بر است. حزب الله لبنان علیرغم فشارها و عملیات های دو سال اخیر، پس از حادثه «پیجرها» خود را بازسازی کرده و هنوز تمامی ابزارهای قدرت خود از جمله پایگاه های موشکی خود را آشکار نکرده است.

زمانی که انصارالله یمن با وجود محاصره شدن و چندین هزار کیلومتر دورتر بودن، به موشک های پیشرفته دست یافته است، این سوال جدی مطرح می شود که چگونه ممکن است حزب الله لبنان با سابقه نفوذ و پشتیبانی از ابتدای انقلاب، فاقد چنین قابلیت هایی باشد؟

عراق با بسیج مردمی می تواند به باتلاق دشمن تبدیل شود. همانطور که قبلا برای آمریکا بود. یگان های زمینی، پایگاه های موشکی و سازه های راداری در عراق قابلیت هایی هستند که معادلات منطقه ای را پیچیده می کنند. یمن نیز می تواند با هزینه اندکی این پایگاه ها را هدف قرار دهد، حتی اگر دشمن در مناطقی مانند سومالیلند مستقر باشد.

در همین حال، سوریه حلقه مفقوده بود. نه فقط به خاطر ضعف ایران، بلکه به دلیل اشتباهات دولت دمشق و اعتماد نابجا به برخی بازیگران عرب که خیرخواهان آن نبودند.

سدهای داخلی؛ هدف اصلی جنگ آینده

اما سخت ترین موانع برای حمله مجدد دشمن و پیروزی بر ایران در داخل ایران است. اولین سد مستحکم مقام ولی فقیه است. رهبری که در شرایط سخت برای جامعه نقش پدرانه ایفا می کند و توانایی کنترل بحران را دارد. دوم اتحاد مردم است. وحدتی که در جنگ 12 روزه مانع تحقق سناریوی تغییر رژیم از درون شد.

پس از پایان جنگ، نقشه دشمن واضح‌تر شد: حذف پدافند، ترور فرماندهان، ضربه زدن به پایگاه‌های موشکی و سپس سوار شدن به اعتراضات اجتماعی برای ایجاد تفرقه و درگیری داخلی. دستگیری برخی عوامل تاثیرگذار نشان داد که این پروژه همچنان فعال است.

سومین مانع داخلی قدرت موشکی است. مولفه ای که دشمن به صراحت می خواهد آن را حذف کند. رزمایش های اخیر و نمایش آمادگی نیروهای مسلح نشان داد که ایران نه تنها تضعیف نشده بلکه آمادگی بیشتری نسبت به گذشته دارد. واقعیتی که موج جدیدی از تهدیدها و تحریکات رسانه ای را در پی داشته است.

چرا ایران در جنگ 12 روزه سقوط نکرد؟

پروژه ناامن کردن ایران از داخل همچنان فعال است

حسن هانی زاده کارشناس مسائل خاورمیانه در گفت و گو با خبرنگار به گزارش میهن تجارت وی تصریح کرد: در واقع اقدام اخیر دونالد ترامپ در خصوص دستگیری مادورو رئیس جمهور ونزوئلا نشان داد که قوانین بین المللی عملا جایی در تعاملات جهانی ندارد و آنچه امروز بر روابط جهانی حاکم است «قانون جنگل» است.

وی ادامه داد: با توجه به اینکه جمهوری اسلامی ایران به عنوان مرکزی‌ترین کشور منطقه از قدرت بازدارندگی بالایی برخوردار بوده و از نفوذ آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه جلوگیری کرده است، طبیعی است که آمریکا و رژیم صهیونیستی پس از حوادثی که در دو سال اخیر در جنگ غزه و غزه رخ داد، جمهوری اسلامی ایران را عامل اصلی اقتدار محور مقاومت بدانند. آمریکا و اسرائیل و همچنین با افزایش قدرت جنبش های مبارزات منطقه ای و محور مقاومت.

این کارشناس مسائل خاورمیانه افزود: در جنگ 12 روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی تلاش کردند جمهوری اسلامی ایران را به شدت تحت تاثیر قرار دهند و حتی به دنبال سرنگونی آن بودند اما مقاومت مردم و نیروهای مسلح کشور باعث شکست آمریکا و رژیم صهیونیستی شد.

هانی زاده تصریح کرد: اکنون پس از حوادث اخیر، سیاست آمریکا و رژیم صهیونیستی بر اساس حذف هرگونه مقاومت در منطقه است. بر این اساس، تهدیدهای دونالد ترامپ علیه ایران باید جدی گرفته شود. زیرا آمریکا و قدرت های غربی از هر وسیله ای برای تضعیف جمهوری اسلامی ایران استفاده می کنند.

وی گفت: طی هفته گذشته شاهد یک سری تحرکات در داخل کشور بودیم. تظاهراتی که صورت گرفت طبیعتا نتیجه شرایط اقتصادی بود، اما اغتشاشات و ورود عناصر مشکوک به تجمع کنندگان نشان می دهد که برنامه ریزی های گسترده ای برای ایجاد ناامنی و بی ثباتی امنیتی در ایران توسط آمریکا، غرب و رژیم صهیونیستی انجام شده است.

این کارشناس مسائل خاورمیانه ادامه داد: در حال حاضر ده ها شبکه ماهواره ای فعالانه علیه ایران برنامه می سازند و سعی در تضعیف روحیه ملت ایران دارند. اما تهدید دونالد ترامپ را باید جدی گرفت زیرا این فرد به هیچ قانون بین المللی پایبند نیست و احتمال حمله دیگری وجود دارد.

هانی زاده در پایان خاطرنشان کرد: ملت ایران ثابت کرده که ملتی هوشیار است و در مواقع حساس از کشور خود دفاع می کند.

شناخت، حفظ و تقویت مولفه های قدرت

به گزارش به گزارش میهن تجارت، جنگ 12 روزه نشان داد آنچه ایران را سرپا نگه داشت، ترکیبی از رهبری هوشمندانه، قدرت سخت و حمایت مردمی بود. این مولفه ها نه تنها باید حفظ شوند، بلکه تقویت آنها یک ضرورت راهبردی است. تضعیف محور مقاومت در خارج از مرزها و ایجاد شکاف در داخل دو روی یک سکه در استراتژی دشمن است.

شناخت این واقعیت شرط غلبه بر بحران های آینده است. چون جنگ بعدی اگر شروع شود فراتر از یک جنگ نظامی خواهد بود، جنگی برای حمله به این مولفه های قدرت خواهد بود.

منبع : به گزارش میهن تجارت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی