کفتارهای سیاست؛ وقتی خون هموطنان نردبان پول و قدرت می‌شود

کفتارهای سیاست; وقتی خون هموطنان نردبان پول و قدرت می شود

به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، سقوط تلخ هواپیمای اوکراینی PS752 در دی ماه 1397 زخمی عمیق بر قلب ملت ایران گذاشت. زخمی که جمهوری اسلامی ایران با پذیرش مسئولیت، عذرخواهی رسمی از مردم و خانواده ها و وعده پیگیری قضایی سعی در التیام آن داشت، اما در آن روزها، نقطه شروع یکی از سنگین ترین هجمه های سیاسی و رسانه ای علیه ایران شد. حمله ای که در آن ایران داغدار به جای همدردی مورد قضاوت و فشار قرار گرفت و در واقع مظلوم واقع شد.

در اواسط ژانویه 2018، جمهوری اسلامی ایران در یکی از پرتنش ترین شرایط امنیتی خود قرار داشت. فضای منطقه، تهدیدات مستقیم نظامی و شرایط ویژه دفاعی، سکویی را تشکیل داده بود که حادثه تلخ سرنگونی هواپیمای اوکراینی در آن رخ داد. واقعیتی که پس از سکوت کوتاهی به وضوح اعلام شد: هواپیما به اشتباه و خطای انسانی هدف پدافند قرار گرفت.

وجه تمایز این حادثه از بسیاری از فجایع مشابه در جهان، خود خطا نبود، بلکه «پذیرش خطا» بود. شهید امیرعلی حاجی زاده فرمانده وقت نیروی هوافضای سپاه در مقابل افکار عمومی مسئولیت پذیرفت و عذرخواهی کرد و جمله ای را گفت که در حافظه رسانه های کشور ماندگار شد: گردن من از مو نازکتر است. این جمله نشانه بارز پذیرش مسئولیت در ساختار رسمی بود; چیزی که در بسیاری از حکومت ها و ارتش های دنیا به راحتی اتفاق نمی افتد و بعدها که واقعیت امر آشکارتر شد، عظمت این گفته بیشتر نمایان شد.

اما فضا به سرعت از مسیر عقلانیت منحرف شد. موجی از اتهامات، برچسب زدن ها و قضاوت های قطعی، بدون انتظار بررسی های فنی و قانونی، شبکه های اجتماعی و برخی رسانه ها را در بر گرفت. از «اقدام عمدی» تا «خیانت به مردم»، در این بین، سپاهی که سابقه طولانی در دفاع از کشور، جنگ تحمیلی دلیرانه و خدمت در حوادث و مناطق محروم دارد، به یکباره در روایت برخی مورد هجمه های غیرواقعی قرار گرفت.

در ضمن چهره هایی مثل حامد اسماعیلیان (آن خانواده خاکستر در میان مسافران هواپیمای اوکراینی بودند) به نماد روایت یک طرفه تبدیل شد. روایتی که به جای جستجوی حقیقت و شفا، خوراک رسانه های خصمانه و موتور محرکه التهاب اجتماعی شد. دعوت‌های مکرر به خیابان‌ها، برانگیختن خشم عمومی و ربط دادن یک حادثه انسانی به پروژه‌های سیاسی، نتیجه‌ای جز به خطر انداختن جان مردم نداشت.

در آن روزها، مثل همیشه، بسیاری از این صداهای آشوبگرانه از خارج از مرزها بلند می شد. مکانی امن برای دعوت، اما رایگان برای دعوت کننده و گران برای مردم داخل کشور.

حمید اسماعیلیان در اغتشاشات سال 1401 به یکی از چهره های شاخص جریان برانداز تبدیل شد و ژست رهبری در جریان بود، در کنار چهره هایی چون رضا پهلوی و مسیح علینژاد از اعضای «منشور همبستگی» بود. جامعه ای که به سرعت به دلیل اختلافات داخلی فروپاشید و یکی از حامیان معرفی سپاه به عنوان یک سازمان تروریستی محسوب می شد.

امروز بعد از چند سال کم کم حقیقت حقوقی از زیر شعار بیرون آمده است. دادگاه عالی استان انتاریو در کانادا با تایید حکم قبلی، شرکت هواپیمایی اوکراینی را مسئول پرداخت غرامت کامل به خانواده قربانیان دانست و اعلام کرد که این شرکت با صدور مجوز پرواز از تهران به وظایف ایمنی خود عمل نکرده است.

کفتارهای سیاست; وقتی خون هموطنان نردبان پول و قدرت می شود

این خبر نه خبرساز شد و نه موجی ایجاد کرد و نه موجب خشم شد. همان هایی که بی شرمانه قضاوت می کردند، فریاد می زدند و متهم می کردند، کوتاه نیامدند و حتی یک عذرخواهی ساده را هم لازم نمی دانستند. برخی از چهره های شناخته شده از جمله کسانی که با تریبون های پرمخاطب به احساسات عمومی علیه نظام دامن می زدند، نشان دادند که مسئله اصلی آنها جان انسان ها نیست، بلکه استفاده سیاسی از خون قربانیان است.

بر اساس این تصمیم، شرکت اوکراینی حتی از حمایت های کنوانسیون مونترال نیز محروم است. حکمی که نشان می دهد تمام مسئولیت ها آن طور که ادعا می شد یک طرفه نبوده است. این رای اگرچه غم آن حادثه را از بین نمی برد و جان های از دست رفته را جبران نمی کند، اما هشداری جدی برای امروز و فردا است.

پس از رای دادگاه عالی کانادا که شرکت هواپیمایی اوکراینی را به سهل انگاری ایمنی محکوم کرد و این سانحه را “غیر عمدی” خواند، موجی از انتقادات تند چهره ها و حساب های برانداز متوجه اسماعیلی شد.

برخی او را متهم به سوء استفاده از خون خانواده اش برای کسب شهرت و ایجاد شکاف در تجمعات کردند. همچنین تاکید شده است که اکثر خانواده های قربانیان به جز اسماعیلیان از جمهوری اسلامی شکایتی نکرده اند و پیگیری ها تنها معطوف به دریافت غرامت از شرکت هواپیمایی بوده است. موضوعی که به گفته برخی فعالان، اختلافات و اتهامات گسترده ای را در میان جریان برانداز ایجاد کرد.

امروز بازخوانی این واقعه نه برای تطهیر خطا، بلکه برای دفاع از «عدالت» لازم است. خطایی رخ داد، تأیید شد و بابت آن عذرخواهی کرد. اما حقیقت، کل ماجرا آن چیزی نبود که در فضای احساسی آن روزها گفته می شد. بی عدالتی این پرونده نه تنها بی عدالتی جان های از دست رفته است، بلکه بی عدالتی حقیقتی است که زیر آوار کینه و سیاست مدفون شد.

زمان ممکن است بگذرد، اما تاریخ با فاصله قضاوت می کند. و این ظلم مغفول می تواند روزی سندی برای حقانیت شود; سندی که نشان می دهد شکاف عمیقی بین خطای انسانی و قضاوت مغرضانه وجود دارد.

کفتارهای سیاست; وقتی خون هموطنان نردبان پول و قدرت می شود

کفتارها به دنبال خون هستند

تجربه موج سواری در تراژدی پرواز PS752 به خوبی نشان داد که چگونه می توان از گرما و غم یک ملت یک نردبان سیاسی ساخت.

در آن زمان به بهانه ابراز همدردی با خانواده های جان باختگان، فراخوان هایی صادر شد که نه برای کشف حقیقت، بلکه برای آوردن مردم عزادار به خیابان ها و تبدیل عزاداری ملی به هرج و مرج بود. تماس هایی که اغلب توسط افرادی که دور از هر هزینه و خطری در خارج از کشور نشسته بودند انجام می شد.

این الگو به یک حادثه محدود نمی شود. روزی به نام خونخواهی و داغ هموطنان، روزی دیگر به نام آزادی و امروز به بهانه مشکلات معیشتی و اقتصادی، دوباره همان صداها تکرار می شود. هر بار با شعاری جدید اما با هدف همیشگی تحریک احساسات، سوق دادن جامعه به سمت خشونت و ناامن ساختن کشور. جنبشی که به جای حل مشکل از بحران تغذیه می کند و بقای خود را در التهاب و کشتار می بیند.

اکنون زمان هوشیاری است. مردمی که بارها برای این بازی های خطرناک هزینه کرده اند باید بدانند که دعوت هایی که از آن سوی مرزها می شود نه از سر دلسوزی بلکه مانند کفتارهایی است که به دنبال خون و جنازه می گردند. از رنج مردم سرمایه سیاسی بسازند و از اربابان غربی خود پاداش بگیرند. تجربه گذشته نشان داده که نتیجه این راه چیزی جز آسیب، ناامنی و تکرار ظلم به یک ملت نیست.

منبع : به گزارش میهن تجارت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی