روایت اکونومیست از «صداقت رادیکال» ترامپ/ جهان دلتنگ ریاکاری در سیاست خارجی خواهد شد!

روایت اکونومیست از «صداقت رادیکال» ترامپ/ جهان دلتنگ ریاکاری در سیاست خارجی خواهد شد!
پایگاه خبری تحلیلی میهن تجارت (mihantejarat.com):

اکونومیست نوشت: اگرچه دونالد ترامپ بسیار دروغ می‌گوید – حتی با معیارهای روسای جمهور آمریکا – نوعی صداقت تاریک و درهم شکستن در مورد نحوه کارکرد جهان واقعاً هسته اصلی جذابیت سیاسی او بوده است: سیاستمداران با کمک‌های بزرگ فاسد می‌شوند. فقط احمق ها بیش از آن چیزی که می توانند از پرداخت آن اجتناب کنند مالیات می دهند. او می تواند کسی را در خیابان پنجم نیویورک بکشد و حتی یک رای از دست ندهد. “به نظر شما کشور ما اینقدر بی گناه است؟” این پاسخی بود که او یکبار در پاسخ به سوالی درباره سابقه خونین ولادیمیر پوتین داد.

به گزارش سرویس بین الملل «میهن تجارت»، این مقاله ادامه می دهد: صراحت ترامپ در مورد علاقه اش به ونزوئلا نیز ریشه در همین سیاست و جهان بینی دارد. او قصد تغییر رژیم را ندارد، چه رسد به گسترش دموکراسی. در واقع به نظر می رسد که با تثبیت رژیم موافقت می کند، مشروط بر اینکه رژیم بپذیرد که آمریکا «دست برتر» را در اختیار دارد. زیرا چیزی که او بیشتر می خواهد نفت است. ترامپ پس از ربودن نیکلاس مادورو، دیکتاتور کشور توسط نیروهای آمریکایی، گفت: «ما حجم عظیمی از ثروت را از زمین بیرون خواهیم کشید.

از آنجایی که شکاف بین اصول بیان شده یک سیاستمدار و اقدامات او ساده ترین هدف برای منتقدان است، بدبینی آشکار ترامپ به او سپر دفاعی می دهد. برخی ممکن است از اینکه ترامپ استانداردهای “اول آمریکا” خود را زیر پا گذاشته است ابراز تاسف کنند، اما او ریاکار نیست. به نظر او این شعار به معنای انزوا طلبی نیست. این مجوزی است برای ایالات متحده که به نفع خود حمله کند.

سایر ایرادات به حمله رعد اسا ترامپ حتی کمتر مؤثر است. ممکن است دموکرات ها همچنان شکایت کنند که او با غصب قدرت کنگره برای اعلام جنگ، قانون اساسی را نقض کرده است. اما چه اهمیتی دارد؟ روسای جمهور بیش از یک قرن است که این کار را انجام می دهند. بعید است کنگره ای که از اعدام مظنونان ناشناس قاچاق مواد مخدر – بدون مدرک – جلوگیری کند، او را به خاطر انجام چنین اقداماتی برای به دام انداختن یک قاچاقچی تحت تعقیب کوکائین استیضاح نمی کند (اگرچه این تاکتیک ها بحث برانگیز هستند – و علیرغم محکومیت قبلی ترامپ به قاچاق مواد مخدر، رئیس جمهور سابق هندورا را به قاچاق مواد مخدر متهم کرده بود).

توسل به قوانین بین المللی حتی رقت انگیزتر به نظر می رسد. بله، منشور سازمان ملل نقض حاکمیت کشور دیگر را با زور ممنوع کرده است – مگر با تایید شورای امنیت. اما برای اقدامات در چارچوب دفاع شخصی استثنا وجود دارد; دقیقاً همان استدلالی که – به طرز مضحکی – توسط دولت ترامپ مطرح می شود. مهمتر از آن، چه کسی می تواند امیدوار باشد که چنین قانونی را علیه آمریکا اجرا کند؟

در داخل و خارج، منتقدان قدیمی سیاست خارجی آمریکا حتی ممکن است از صراحت ترامپ رضایت داشته باشند. آمریکا در ده ها مداخله در آمریکای لاتین در طول جنگ سرد «آنقدر بی گناه» نبوده است. نگرانی در مورد حقوق بشر یا دموکراسی زمانی که منافع تجاری و کنترل آمریکایی – واقعی یا همزمان – در خطر بود، کنار گذاشته شد. چنین منتقدانی ممکن است از این که ترامپ، هر چند خشن، “حقیقت را همانطور که هست” می گوید – همانطور که بسیاری از حامیان رئیس جمهور برای سال ها این کار را کرده اند، احساس آرامش می کنند.

در حالی که دولت باراک اوباما دکترین مونرو را منسوخ اعلام کرده بود، ترامپ نه تنها آن را احیا کرد، بلکه در «استراتژی امنیت ملی 2025» خود، که بعداً – به طرز ناشیانه – به «دکترین دانرو» تغییر نام داد، «نظر ترامپ» را نیز به آن اضافه کرد. فراتر از ممنوعیت قدیمی استعمار اروپا در نیمکره، این یادداشت بر ضرورت برتری تجاری آمریکا تأکید می کند. طبق معمول ترامپ، کشورهایی که بیش از همه به آمریکا وابسته شده اند، ثمره دست اوست: «به ویژه برای کشورهایی که بیشتر به ما وابسته هستند و بنابراین ما بیشترین اهرم را روی آنها داریم»، ایالات متحده باید بر «قراردادهای انحصاری برای شرکت های خودمان» پافشاری کند.

ترویج دموکراسی یا حقوق بشر حتی ذکر نشده است. این استراتژی هشدار می‌دهد: «نباید دولت‌هایی با دیدگاه‌های متفاوت را نادیده بگیریم که با این وجود منافع مشترک دارند» – عبارتی که شاید پیش‌نمایش ونزوئلای جدید باشد. یک نام بیش از همه دیدگاه ترامپ را در مورد نقش مناسب آمریکا در قاره آمریکا خلاصه می کند. و او آزادانه از آن در 3 ژانویه در یک کنفرانس خبری که دستگیری مادورو را توصیف کرد، استفاده کرد: “دیگر برتری آمریکا در نیمکره غربی زیر سوال نخواهد رفت.”

شکارچی در مقابل بیگانگان

شاید همه اینها به خوبی از آب در بیاید. به احتمال زیاد، در سال‌های آینده، همه – از جمله آمریکا – نفاق قدیمی را از دست خواهند داد. حقوق بین الملل به ندرت از طریق اجرا و اجبار، بلکه از طریق تبعیت داوطلبانه عمل کرده است. و آمریکا با همه کاستی هایش پرچمدار آن بوده است. چه اتفاقی می‌افتد وقتی رذیلت دیگر خود را موظف به ادای احترام به فضیلت نمی‌داند؟ واقعاً نگران‌کننده است که فکر کنیم نه تنها روسیه و چین، بلکه کشورهای کوچکتر – چه رسد به ایالات متحده – چگونه رفتار خواهند کرد وقتی ایالات متحده آشکارا – صادقانه – نقش شکارچی اصلی را بر عهده بگیرد. نه تنها کلمبیا و کوبا، بلکه مکزیک و دانمارک نیز دلایل کافی برای جدی گرفتن تهدیدات ترامپ دارند. او ممکن است همیشه از نیروی نظامی استفاده نکند، اما از هر ابزار فشار دیگری که در اختیار رئیس جمهور آمریکاست، صرف نظر از عواقب پس از پایان دوره ریاست جمهوری اش استفاده خواهد کرد.

این روزها دفاع از اصول حقوق بین الملل آنقدر بی نتیجه به نظر می رسد که حتی «باحال» هم نیست. ترامپ هر روز نشان می‌دهد که آنچه در دنیای واقعی اهمیت دارد قدرت است – یا حداقل، وقتی رئیس‌جمهور ایالات متحده معتقد است که قدرت تنها چیزی است که اهمیت دارد، در واقع همینطور است. با این حال، این ادعا که چنین رویکردی آمریکا را در درازمدت امن‌تر و شکوفاتر می‌کند، بزرگترین توهم اوست. آمریکایی‌هایی که جهان را در ایجاد آن قوانین پس از جنگ جهانی دوم رهبری کردند، رمانتیک‌های هوس‌باز نبودند. آنها رئالیست های سنگدلی مانند آرتور وندنبرگ بودند. سناتور جمهوری خواه از میشیگان و انزواطلب سابق که متوجه می شود در عصر جهانی شدن، “اقیانوس های ما دیگر خندق نیستند” و تنها یک “منفعت شخصی روشنگرانه” جدید می تواند از هرج و مرج جلوگیری کند. این رهبران درس‌هایی از وحشت‌هایی می‌گرفتند که نسل‌های بعدی آمریکایی‌ها و بسیاری از جهان را نجات داده است. و احتمالاً تصادفی نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی