به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، هر بار که جامعه ایران با مشکلی مواجه می شود، سناریویی تکراری فعال می شود. سناریویی که بازیگران اصلی آن مخالفان و جریان های برانداز خارجی هستند. این بار مشکل فشار اقتصادی، افزایش قیمت دلار و طلا یا نگرانی های معیشتی است.
این جریان ها به دنبال حل مشکل نیستند، بلکه در کمین بحران هستند. درست مثل کفتارها که زخم را فرصت می بینند، هر نارضایتی اجتماعی را برایشان می بینند پلت فرم شورش است
اعتراض حق مردم است، هرج و مرج پروژه خرابکارانه است
واقعیت این است که مردم ایران مطالبات واقعی دارند و اعتراض حق طبیعی هر جامعه ای است. اما تجربه نشان داده است که وقتی این مطالبات به دست اپوزیسیون خارجی میافتد، مسیر آن از «تقاضا» به «اختلال» منحرف میشود. این جریان ها زبان گفت و گو نمی دانند و معتقد به اصلاحات نیستند. آنچه آنها می خواهند ناامنی و بی ثباتی است، حتی اگر به قیمت جان و آرامش مردم تمام شود.
الگوی ثابت: احضار، نفوذ، درگیر شدن، قتل
الگوی عملکرد براندازان سالهاست که تغییر نکرده و از خارج از کشور فراخوان میدهند، جوانان را تحریک میکنند، تجمعها را با نیروهای امنیتی درگیر میکنند و در عین حال تلاش میکنند تا عناصر سازمانیافته را در بین مردم نفوذ کنند. در این میان، کشتار و برجسته کردن خشونت به ابزار فشار سیاسی تبدیل می شود. ابزاری برای تولید “خون” و سپس فریاد “خونخواهی”. طراحان این سناریو در امان هستند و هزینه آن را مردم می پردازند.
کشتار، روش مخالفت
سابقه رفتار مخالفان نشان می دهد که «کشتن» برای آنها یک روش است. حداقل روش داستان ندا آقا سلطان در سال 2008 برهنه نمایش داده شد. از آن روز، مرگ یک شهروند قبل از هر بررسی دقیق، تبدیل به خوراک تبلیغاتی شد. تصویرسازی احساسی، روایت شتابزده و گریه های خون جای حقیقت را گرفت. برای این جریان، مرگ انسان یک فاجعه نبود، بلکه یک فرصت بود. فرصتی برای آتش زدن خیابان و فشار سیاسی.
این سناریو در سال های بعد با نام هایی مانند نیکا شاکرمی و کیان همتا تکرار شد. مخالفان حتی لحظه ای صبر نکردند تا واقعیت روشن شود. مرگها فورا مصادره شدند، روایتها بستهبندی شدند و احساسات عمومی به عنوان سوخت برای ضرب وشتم مورد استفاده قرار گرفت. نه سرنوشت خانواده ها مهم بود و نه حقیقت ماجرا. مهم تولید «خون» و سپس فریاد «خونخواهی» برای ادامه پروژه بود. امروز هم همین جریان ها دوباره صدا می زنند و نشانه ها می گویند که منتظر تکرار همان سناریوی کثیف هستند: خون ریختن، روایت ساختن و سوار شدن بر موج غم مردم. تجربه نشان داده است که برای این گروه جان مردم فقط یک ابزار مصرفی است; ابزاری برای دیده شدن، گرفتن پروژه ها و چانه زنی سیاسی با حامیان خارجی
رضا پهلوی; دعوت به خیابان از پشت مرزهای امن
در این میان، رضا پهلوی بار دیگر سعی دارد خود را به عنوان مرکز تماس ها معرفی کند. شخصیتی که کارنامه پدرش در حافظه تاریخی مردم ایران با سرکوب و کشتار گره خورده است. او بدون قبول مسئولیت مردم را به خیابان دعوت می کند، در حالی که خود و اطرافیانش به دور از هر هزینه و خطری در خارج از کشور نظاره گر عواقب آن هستند.
ورود علنی گروه های تروریستی؛ زنگ خطر جدی
اما امسال یک تفاوت نگران کننده وجود دارد: گروه های تروریستی و جدایی طلب علناً حضور خود را اعلام کرده و وعده آشفتگی داده اند. این همخوانی تصادفی نیست. تجربه سال های گذشته نشان داده است هر جایی پای این گروه ها به میدان باز شده که نتیجه ای جز ناامنی و تلفات انسانی و آسیب به منافع ملی نداشته است.
اکثریت مردم ناراضی هستند، اما آشوبگر نیستند
نکته مهمی که اپوزیسیون عمداً نادیده می گیرد این است که اکثریت مردم ایران، اگرچه ممکن است ناراضی باشند، اما آشوبگر نیستند. مردم به دنبال ثبات، امنیت و بهبود معیشت هستند، نه تبدیل شدن به ابزار پروژه های طراحی شده از خارج از مرزها. هر بار که مطالبات مردم به دست اغتشاشگران افتاده، همان خواسته قربانی شده است.
آگاهی اجتماعی کلید شکست پروژه آشوب است
امروزه بیش از هر زمان دیگری آگاهی اجتماعی ضروری است. باید بین «تذکر» و «فریب» تفاوت قائل شد. کفتارها در کمین هستند. نه برای دفاع از مردم، بلکه برای سوء استفاده از زخم های آنها و گرفتن پاداش از حامیان خارجی. تجربه نشان داده است که هر بار مردم این تله را تشخیص داده اند، پروژه هرج و مرج شکست خورده و کشور دچار بحران شده است.
منبع : به گزارش میهن تجارت





