مادری که میان سوگ و دروغ ایستاد

مادری که بین غم و دروغ ایستاد

به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، وقتی صفحه توییتر او را باز می کنید، اول از همه چشمتان به تصویر بالای صفحه می ایستد; جمله ای کوتاه اما سنگین که می گوید: ایران وطن ماست خاکش کفن ماست. درست در زیر این تصویر، در قسمت مقدمه، تنها دو کلمه دیده می شود؛ بی سروصدا، غیر قابل توضیح و معنادار: «فرزند ایران».

همین چند کلمه کافی است تا مادر طرف مقابل را بشناسید که در اوج غم تصمیم گرفته حقیقت را فدای هیاهوی رسانه ای نکند.

در روزهای گذشته نام «حنا عزیزی» به یکی از محورهای جریان های براندازانه در شبکه های اجتماعی تبدیل شد. روایات متعدد و متناقضی منتشر شد. از «تیراندازی مستقیم در جریان اغتشاشات» تا «بی توجهی کادر پزشکی» و «رهاکردن مجروحین». در این روایت ها حنانه به سرعت با عنوان “ابدی” معرفی شد؛ عنوانی که به نظر می رسید بخشی از یک سناریوی تکراری رسانه ای باشد تا همدردی.

اما درست وسط این موج، نگار کریمی مادر حنانه عزیزیسکوت را شکست؛ برای دفاع از حقیقت و جلوگیری از مصادره درد شخصی خود.

وی در پیامی صریح نوشت: من مادر #حنانه_عزیزی هستم… آنچه به نام روایت منتشر می شود کذب محض است.

مادری که بین غم و دروغ ایستاد

داستان صحیح چیست؟

روایت مادر ساده و صریح است. شب نوزدهم جمعه حنانه 18 ساله به همراه پدرش در حال بازگشت به خانه بود که صدای شلیک گلوله به گوش رسید و گلوله به پایش اصابت کرد. خانواده بلافاصله با اورژانس تماس گرفتند و حنانه به بیمارستان منتقل شد. مادر از همان لحظه اول همراه فرزندش بود و به گفته خودش تمام مراحل درمان را «لحظه به لحظه» با چشمانش می دید.

وی تاکید می کند که کادر درمانی با نهایت تلاش و دلسوزی با حنانه برخورد کردند و در درمان کوتاهی نکردند. حنانه تحت عمل جراحي قرار مي گيرد ولي بعد از عمل دچار مشكل مي شود آمبولی و جان خود را از دست می دهد؛ یک واقعیت پزشکی که علت اصلی مرگ اعلام شده است.

مادری که بین غم و دروغ ایستاد

مادر حنانه اتهامات مربوط به فشار یا بازجویی امنیتی را قاطعانه رد می کند و می نویسد در تمام مدت درمان نه افسر خانواده را بازجویی کرده و نه برخورد و فشاری صورت گرفته است.

با این حال، روایت ها به همین جا ختم نشد. یکی دیگر از جنبه های قابل توجه این داستان است انتشار تصاویر نادرست در شبکه های اجتماعی است. بررسی ها نشان می دهد برخی از عکس های منتشر شده به نام حنانه عزیزی متعلق به وی نیست و از افراد دیگر یا منابع ناشناس گرفته شده است. اقدامی که نشان می دهد برای برخی جریان ها حتی چهره واقعی یک قربانی مهم نیست و آنچه مهم است تکمیل پازل احساسی و تحریک افکار عمومی است.

مادری که بین غم و دروغ ایستاد

این عکس متعلق به حنانه عزیزی و پدرش نیست

مادری که بین غم و دروغ ایستاد

مادری که بین غم و دروغ ایستاد

این اولین بار نیست که در چنین مواردی تصویر و هویت افراد جعل و تحریف می شود. اما این بار واکنش مستقیم خانواده این پروژه را با چالش جدی مواجه کرده است.

سال‌هاست که هرگاه روایت رسمی با اخبار رسانه‌های مخالف همخوانی نداشته باشد، پاسخی آماده وجود دارد: “مصاحبه اجباری بود”. اما در این مورد، مادر حنانا بدون درخواست، بدون اجبار و در اوج غم شخصی تصمیم به روشنگری گرفت؛ تا اسم دخترش ابزار دروغ نشود.

او با لحنی آمیخته به درد و عصبانیت پیامش را می نویسد: «حقیقت را از زبان مادرم بشنو… با داستان سازی و دروغ پراکنی درد ما را بیشتر نکن».

شاید به همین دلیل است که آن جمله بالای صفحه او بسیار سنگین و پرمعنی است. برای مادری که دخترش را از دست داده، ایران فقط یک نام نیست. محل زندگی پسرش است که در آن زخمی شده و سرانجام در خاک خود آرام گرفته است.

و گاهی اوقات “فرزند ایران” این فقط یک بیوگرافی نیست. حکایت حقیقتی است که هنوز زیر آوار دروغ پابرجاست.

منبع : به گزارش میهن تجارت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی