یکی از اعضای اندیشکده «شورای آتلانتیک» 9 نکته را درباره ایران، ترامپ و آنچه در پیش است بیان کرد.
به گزارش سرویس بین الملل «میهن تجارت»، دنیس سیترونویچ، یکی از اعضای اندیشکده آمریکایی شورای آتلانتیک در صفحه توئیتر خود نوشت:
الف) ایالات متحده تا حد زیادی یک افزایش نظامی بی سابقه را در خلیج فارس تکمیل کرده است. آنچه همچنان نامشخص است، توانایی آمریکا نیست، بلکه استراتژی آن است.
ب) در این مرحله، واشنگتن بین دو مسیر کاملا متفاوت گیر کرده است: از سرگیری دیپلماسی هسته ای با ایران، یا اقدام نظامی محدود با هدف بازگرداندن بازدارندگی و افزایش فشار داخلی بر رژیم.
ج) در پشت پرده، مجموعه ای غیرعادی از بازیگران منطقه ای و بین المللی سعی در جلوگیری از تشدید تنش دارند. هدف آنها طراحی “خروجی آبرومندانه” است. راهی که به رئیس جمهور آمریکا اجازه می دهد بدون لغزش به سمت رویارویی نظامی مستقیم با تهران، پیروزی سیاسی خود را اعلام کند.
ت) نگاه تهران به ماجرا چگونه است؟ ایران تحولات شش ماه گذشته را بحرانهای جداگانه نمیداند، بلکه بخشی از تلاشی هماهنگ برای تضعیف یا در نهایت سرنگونی رژیم است. به همین دلیل تهران خود را برای بدترین سناریو آماده می کند. حمله ایالات متحده احتمالاً نه به عنوان یک حرکت یکباره، بلکه به عنوان اولین گام در یک کارزار گسترده تر برای تغییر رژیم تفسیر می شود – که واکنش قابل توجهی را از سوی ایران به دنبال خواهد داشت.
ج) با وجود استقرار گسترده نظامی آمریکا، ایران قصد تسلیم ندارد. خطوط قرمز تهران روشن است: عدم مذاکره فراتر از موضوع هسته ای و حفظ حق غنی سازی اورانیوم. ایران مایل است محدودیت های قابل توجهی در سطح غنی سازی و ذخایر را بپذیرد – اما تنها در ازای لغو کامل تحریم ها.
ج) باید گفت که به دلیل تنش، بی اعتمادی و محدودیت های سیاسی زیاد دو طرف، حتی در صورت تمایل هر دو طرف، احتمال دستیابی به توافق جامع هسته ای در کوتاه مدت بسیار اندک است. اگر قرار است از تشدید اجتناب شود، تنها گزینه واقع بینانه توافق یا چارچوب سیاسی موقت و محدود است. مانند توقف نسبی غنی سازی و بازگشت بازرسان، در برابر کاهش نسبی تحریم ها. این عمل زمان میخرد، اما تعارض اساسی را حل نمیکند.
ج) بی اعتمادی عمیق تهران به دونالد ترامپ – که ریشه در مواضع و اقدامات گذشته دارد – همچنان یک مانع بزرگ است.
ح) با این حال، حتی بدون توافق، ترامپ مجبور نیست فوراً حمله کند. او می تواند از حضور نظامی برای تشدید اجرای تحریم ها و افزایش تدریجی فشارها استفاده کند. با این حال، انتظارات برای «رهبری قاطع» از ترامپ زیاد است و تأخیر طولانی مدت خطرات خاص خود را دارد – به ویژه با توجه به سابقه پاسخهای حساب شده ایران، مانند حملات سال 2019 به نفتکشها یا تهدیدات اطراف تنگه هرمز.
ک) مشکل اصلی این است که دولت آمریکا هنوز دقیقاً مشخص نکرده است که از ایران چه می خواهد. اینجا ونزوئلا نیست. خطرات تشدید تنش واقعی و شدید است، اما دیپلماسی دست نیافتنی باقی خواهد ماند مگر اینکه واشنگتن یک چارچوب گام به گام و فقط هسته ای را به جای خواسته های حداکثری دنبال کند. در هر سناریویی، انتظارات دولت باید با واقعیت همسو باشد. علیرغم آسیبپذیریهای تهران و شاید دقیقاً به همین دلیل، ایران حاضر به دادن امتیازات بزرگی نخواهد بود که از نظر او پایههای ایدئولوژیک نظام را تضعیف کند.
نتیجه گیری: این روزها روزهای سرنوشت سازی است که می تواند مسیر تنش های منطقه ای را رقم بزند. بدون گشایش دیپلماتیک، احتمال اقدام نظامی همچنان زیاد است، اما هدف آن نامشخص است. یک حمله محدود، حکومت ایران را سرنگون نخواهد کرد و تهران زیر فشار، پایه های ایدئولوژیک خود را رها نخواهد کرد. علاوه بر این، بعید است که ایران آغازگر آن باشد. اکنون تصمیم با واشنگتن است:
اگر او واقعاً خواهان یک معامله است، حمله کنید – یا خواسته ها را دوباره تنظیم کنید.
توپ در زمین آمریکاست.





