بعدی- استیون هوملز، استاد حقوق در دانشگاه نیویورک
به گزارش به گزارش میهن تجارت به نقل از مجله فارین پالیسی، رهبران کشورهای اروپایی با معمایی روبرو هستند که منطق مشترک سیاست را به چالش می کشد. در زمانی که اعتبار ایالات متحده در دولت دوم دونالد ترامپ سقوط کرده است، انتظار میرود اروپاییهایی که بیش از همه نگران دشمنی آمریکا هستند، به حامیان اصلی دفاع مستقل اروپا تبدیل شوند. اما در عمل الگوی معکوس شکل گرفته است. پایگاههای اجتماعی که بیشترین آمادگی را برای سرمایهگذاری در تسلیح مجدد اروپا دارند، آنهایی هستند که هنوز معتقدند ناتو را میتوان نجات داد. در حالی که گروه هایی که به این نتیجه رسیده اند که آمریکا اکنون دشمن است، کمترین تمایل را برای پرداخت هزینه برای جایگزینی چتر امنیتی واشنگتن نشان می دهند.
ایتالیا؛ صلح طلبی ریشه دار در برابر منطق بازدارندگی
اعداد نشان دهنده این واقعیت است. بر اساس نظرسنجی شورای روابط خارجی اروپا، تا نوامبر 2025، تنها 16 درصد از اروپایی ها ایالات متحده را “متحد” می دانستند. رقمی که هشت ماه پیش 22 درصد بود. از سوی دیگر 20 درصد آمریکا را «رقیب» یا «دشمن» می دانند و این رقم در آلمان، فرانسه و اسپانیا به حدود 30 درصد می رسد. با این حال، افزایش احساسات ضد آمریکایی منجر به اشتیاق برای خودمختاری استراتژیک اروپا نشده است.
ایتالیا ناب ترین نمونه از این پارادوکس است. ایتالیاییها میپذیرند که ایالات متحده تحت رهبری دونالد ترامپ غیرقابل اعتماد است، اما همانطور که تحلیلگران مسائل اروپا اشاره کردهاند، این کشور “سنتی ریشهدار صلحطلبی دارد که درک اهمیت بازدارندگی را دشوار میبیند و افزایش هزینههای دفاعی را نه به عنوان پاسخی به تنشها، بلکه بهعنوان علت اصلی تشدید آنها میداند.”
ایتالیا در سال 2024 تنها 1.54 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را برای دفاع هزینه کرد. رقمی بسیار کمتر از هدف 2 درصدی ناتو که یک دهه پیش متعهد به تحقق آن بود. رم ادعا کرد که در سال 2025 به 2 درصد رسیده است، اما این افزایش واقعی هزینه ها نیست. عمدتاً از طریق تغییرات حسابداری به دست می آید. ایتالیا متعهد شده است تا سال 2028 به 2.5 درصد و هدف جدید ناتو 3.5 درصد تا سال 2035 برسد، اما وزیر اقتصاد، جانکارلو جورجتی، تمایلی به استفاده از “بند فرار” اتحادیه اروپا (که مخارج دفاعی را از قوانین کسری معاف می کند) نشان نداده است. نشانه ای که حتی این تعهدات ممکن است صرفاً آرزویی باقی بمانند.
افکار عمومی نیز این تردید را تقویت می کند: 57 درصد از ایتالیایی ها مخالف افزایش هزینه های دفاعی هستند. همچنین 54.6 درصد با طرح 800 میلیارد یورویی «آمادگی برای 2030» کمیسیون اروپا مخالف بودند.
فرانسه؛ افزایش بودجه دفاعی در سایه بحران مشروعیت سیاسی
فرانسه وضعیت پیچیدهتری دارد و آینده مبهمتری دارد. از سال 2017، امانوئل ماکرون برجستهترین مدافع «استقلال استراتژیک» اروپا بوده است و استدلال میکند که اروپاییها باید امنیت خود را تضمین کنند و به واشنگتن تکیه نکنند. او این موقعیت را با افزایش واقعی بودجه دفاعی ترکیب کرده است. بودجه دفاعی فرانسه از 32 میلیارد یورو در سال 2017 به 47 میلیارد یورو در سال 2024 افزایش یافت و قرار است تا سال 2027 به 64 میلیارد یورو افزایش یابد. امانوئل مکرون گفت: “برای آزاد بودن در این دنیا، باید ترسناک باشد؛ و برای ترسناک بودن، باید قدرتمند باشید.”
با این حال، ماکرون اکنون یک رئیس جمهور منفور با محبوبیت حدود 11 درصد است و اکثریت پارلمانی ندارد. اگرچه قانون اساسی فرانسه اختیارات گسترده ای را در زمینه دفاع و سیاست خارجی به رئیس جمهور می دهد، اما ضعف داخلی او دامنه عمل و قدرت مانور او را محدود کرده است.
لهستان و بالتیک؛ خط مقدم گران و اعتماد قوی به آمریکا
جردن باردلا از حزب راست افراطی جامعه ملی با 35 تا 37 درصد در صدر نظرسنجی ها قرار دارد. او موضع حزبش در قبال ناتو را تعدیل کرد و قول داد به تسلیح مجدد فرانسه ادامه دهد، اما با ارسال نیرو یا موشک های دوربرد به اوکراین مخالف است و رهبری ائتلافی در پارلمان اروپا را بر عهده دارد که مخالف کمک نظامی به کی یف است.
گزینه های میانه رو نیز از سوی هر دو طرف با فشار روبرو هستند: راست ناسیونالیست با همدلی تاریخی نسبت به مسکو و چپ ضد نظامی که ناتو را ابزار هژمونی آمریکا می داند، با افزایش هزینه های دفاعی و کمک به اوکراین مخالف است. هر رئیسجمهوری که به دنبال خودمختاری استراتژیک باشد با پارلمانی روبرو خواهد شد که در آن هر دو حزب از پذیرش هزینههای واقعی خودمختاری استراتژیک خودداری میکنند.
از سوی دیگر، جناح شرقی ناتو الگوی مخالف دارد. در سال 2025، لهستان 4.7 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را صرف دفاع خواهد کرد که بالاترین میزان در ناتو است. کشورهای بالتیک نیز به سمت 5 درصد حرکت می کنند. با این حال، همین کشورها طرفدار آمریکا هستند زیرا روسیه را تهدیدی وجودی می دانند که بدون حضور ایالات متحده نمی توان آن را مهار کرد.
در نتیجه، هزینههای دفاعی اروپا عمدتاً توسط جوامعی هدایت میشود که تسلیح مجدد را راهی برای تقویت ناتو میدانند، نه جایگزینی برای آن. در مقابل، بدبین ترین آمریکایی ها کمترین تمایل به پرداخت هزینه دفاع مستقل را دارند. تا زمانی که این وضعیت تغییر نکند، اروپا در دام این پارادوکس باقی خواهد ماند.





