با نزدیک شدن به هفتمین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا، فضای سیاسی و اجتماعی ایران تحت تاثیر نابسامانی های بی سابقه داخلی و خارجی قرار گرفته است. اگرچه برگزاری انتخابات در سالهای گذشته حتی با کاهش مشارکت مردمی میتوانست راه را برای تغییر فضای سیاسی باز کند، اما امروز پس از حوادث داخلی اخیر و تنشهای سیاسی با آمریکا، شرایط متفاوتی فراهم شده است. در چنین فضایی اولویت های ذهنی جامعه تغییر کرده است.
به گزارش خبرآنلاین، علاوه بر شرایط سیاسی، بحران های اقتصادی نیز گریبانگیر جامعه ایران شده است که باعث می شود میل به انتخاباتی مانند شورای شهر به اندازه انتخابات ریاست جمهوری و حتی مجلس نباشد. و در حالی که در گذشته انتخابات شورای شهر همزمان با انتخابات ریاست جمهوری برگزار می شد و این همزمانی باعث شرکت در انتخابات شوراها می شد.
در چنین شرایطی به احتمال زیاد برگزاری انتخابات شوراها منجر به تشکیل «شوراهای حداقلی» می شود که فاقد حداقل حمایت عمومی از مدیریت شهری باشند. آنها جزو حداقل حمایت های عمومی لازم برای مدیریت منابع شهری و تصمیم گیری های کلان هستند. بر این اساس برخی ناظران و تحلیلگران سیاسی معتقدند که برگزاری انتخابات شوراها باید موقتاً لغو یا به تعویق بیفتد تا جامعه فرصت بازسازی خود را پیدا کند.
از نظر سیاسی هنوز تکلیف ما مشخص نیست
تقی آزاد آرامکی، جامعه شناس به این موضوع معتقد است. وی به اتفاقات اخیر اشاره می کند و می گوید: هنوز نمی دانیم از نظر سیاسی چه کنیم. زیرا در مقطعی با اعتراضات اجتماعی و در مرحله دیگر با شورش اجتماعی مواجه بودیم که در نهایت با کشته شدن تعداد زیادی از مردم به پایان رسید. اما این داستان هنوز به پایان نرسیده است، زیرا چندین موضوع حل نشده باقی مانده است.
این جامعه شناس ادامه می دهد: ما هنوز درباره این اتفاقات و اتفاقات منعکس و بحث نکرده ایم و فقط ماجرا را «تمام» کرده ایم; به این معنا که خیابان ها ساکت شد و معترضان یا کسانی که می خواستند مشکل ایجاد کنند دیگر شب نمی آیند. با این حال، این تکمیل به معنای پایان موضوع اصلی نیست; چون ماجرا با اعتراض اقتصادی شروع شد، سپس به اعتراض سیاسی تبدیل شد و در نهایت به خشونت کشیده شد.
آزاد آرامکی همچنین به احتمال تنش نظامی اشاره می کند و می گوید: در مرحله ورود به یک جنگ هستیم که می تواند جنگ نیابتی، مستقیم، کوتاه مدت یا تمام عیار باشد. این موضوع ساده ای نیست. ترامپ با تمام ظرفیت های لازم برای اشغال یک کشور آمده است. آمریکا هرگز آنقدر که امروز می بینیم به کشور نزدیک نشده بود. اراده او نیز بر این استوار است که «یا بپذیر یا حمله کنم»; ایران هم میگوید «من آن را نمیپذیرم و اگر حمله کنید آن را بیپاسخ نمیگذارم».
وی می افزاید: شرایط ما کاملا جنگی است و این وضعیت امروز و فردا تمام نمی شود. فکر نکنید امروز تمام می شود و ما می توانیم پنج روز دیگر تصمیم بگیریم. اگر امروز به جنگ برویم یا 10 یا 15 روز دیگر گرفتار پدیده ای می شویم که ممکن است چند ماه یا بیش از یک سال طول بکشد و معلوم نیست چه چیزی سالم از آن بر می آید.
شرایط جنگ همه چیز را به حالت تعلیق درآورده است/انتخابات فعلا باید تعلیق شود
این جامعه شناس با بیان اینکه شرایط جنگ همه چیز را در ایران معلق کرده است، می گوید: بر این اساس معتقدم انتخابات شوراها نیز باید تعلیق شود و برگزار نشود. چون در شرایط جنگی انتخابات شوراها را برگزار نمی کنند. دو دلیل داشت.
آزاد ارامکی همچنین می افزاید: یکی دیگر از دلایل لغو انتخابات در این فضا این است که جامعه ای که تازه از تظاهرات بیرون آمده و آسیب های زیادی دیده است; نیروی جامعه مدنی یا ساکت است یا مجبور به سکوت است و آماده نیست. هیچ حزب و گروهی وجود ندارد که بخواهد بحث انتخابات را فعال کند. آن طرف، غریبه در مرز نشسته است. به نظر من در چنین شرایطی مشارکت فقط محدود به برخی نیروها خواهد بود و بیش از 10-15 درصد نخواهد بود. پس بهتر است انتخابات برگزار نشود.
دولت باید دیدگاه خود را تغییر دهد. مشارکت سیاسی مستلزم آرامش جامعه است
این جامعه شناس در پاسخ به این سوال که این تعلیق چقدر طول می کشد تا جامعه را بازسازی و آماده انتخابات کند؟ می گوید: تعلیق یعنی باید شرایط جامعه را بپذیریم; یعنی دولت روش و روش خود را تغییر دهد و به زندگی و جامعه و مردم و دنیا نگاه کند. جامعه ابتدا باید احساس آرامش و آسایش کند تا موضوع مشارکت سیاسی مطرح شود. وگرنه این شورایی که می خواهد بیاید نقشی نخواهد داشت. گروهی از رانت خواران به شوراهای شهر می روند و شهردارانی که در نظام اجتماعی دخالت می کنند سر کار می آیند. شورای شهر تهران با این وضعیت تمدنی ایجاد نمی کند و جز تخریب بیشتر منابع چیزی به دست نمی آورد.
وی در پایان می گوید: فرض کنیم جنگ نشود و وضع موجود بماند. باز در این شرایط اگر انتخابات برگزار شود، انتخابات حداقلی خواهد بود. شواهد حاکی از آن است که حتی همه مدافعان شرکت نخواهند کرد و تنها بخشی از آن شرکت خواهند کرد. اگر مثلاً 10 میلیون نفر در کل ایران شرکت کنند، با این آرای پراکنده، افرادی با دو سه هزار رأی به عضویت شورا در می آیند که قاعدتاً باید حداقل 500 هزار یا یک میلیون رأی می آوردند. این حتی کمتر از دوره انتخابات قبل از شورای اسلامی خواهد بود که عده ای با هفت بیست هزار رای به مجلس رفتند و در شهر بزرگی مثل تهران حداکثر رای حدود 400 هزار نفر بود. در این شرایط، انتخابات شوراها عملا مایه شرمساری است و باید تعطیل شود. پیشنهاد میکنم ببندمش





