ماهیت اعتراضات در ایران/ اشتباه خطرناک سیاسیون چیست؟

ماهیت اعتراضات در ایران/ اشتباه خطرناک سیاسیون چیست؟

باقر قائمی در شرق نوشت: چند سالی است که اعتراضات در ایران کوتاهتر شده و شعارهای معترضان رادیکال شده است. البته تقریباً در همه جوامع اعتراضات مردمی وجود دارد، اما آنچه مهم است اولاً ماهیت آنها را به درستی بشناسیم و ثانیاً چگونه با آنها برخورد کنیم. زمانی که شناخت یا تفسیر و تحلیل این گونه پدیده ها مبنای تصمیم گیری و اقدام قرار گیرد، اهمیت موضوع دو چندان می شود.

در بحث احتجاج، یک اشتباه خطرناک برای سیاستمداران، بحث نقل است. این خطرناک است که چنین پدیده های اجتماعی پیچیده ای را مطابق تصور خود تفسیر و تعریف کنیم و خواندن خود را فراگیر و انحصاری به واقعیت و مبنای تصمیم گیری و عمل کنیم. این پدیده بیش از گذشته مستلزم درک دقیق و واقعی و پرهیز از تحلیل‌های کلیشه‌ای است. زیرا ممکن است هزینه های جبران ناپذیری را به جامعه تحمیل کند.

وقتی بخواهیم چنین پدیده‌هایی را تحلیل کنیم، می‌توانیم آن را در چارچوب دو پارادایم علوم سیاسی و علم سیاست تحلیل کنیم. به عبارت دیگر ببینیم سیاسی هستند یا سیاسی.

1. خاستگاه سیاسی

مسائلی که منشأ سیاسی دارند در چارچوب علم سیاست کلاسیک قابل طرح هستند. در علوم سیاسی کلاسیک، ما سؤالات اساسی یا اساسی در مورد دولت و دولت سازی را بررسی می کنیم. سوالاتی از این قبیل که دولت چیست؟ چرا انسان ها دولت را ایجاد کردند؟ هدف، ماهیت و هدف دولت چیست؟ نقش و جایگاه مردم در حکومت (دولت ابزار کار دولت است) کجاست؟ چه کسی باید حکومت کند؟ حاکم چگونه باید انتخاب شود؟ شکل حکومت باید چگونه باشد؟ رابطه مردم و حاکم چگونه باید باشد؟ اینها سوالات اساسی هستند که بیشتر در مورد چرایی و چیستی هستند. اجماع نظر در یک جامعه در مورد این مسائل، شکل حکومت را تعیین می کند.

بشر در طول چندین هزار سال پاسخ های متعدد و متنوعی به این پرسش ها داده است که در قالب آراء و نظرات متفکران و فیلسوفان سیاسی تحت عنوان اندیشه های سیاسی می شناسیم. با توجه به پاسخ به این پرسش‌ها، در طول تاریخ در جوامع مختلف، حکومت‌های مختلفی شکل گرفت و تجربه شد و گاه بهای آن بسیار سنگین بود.

شاید بتوان گفت پس از پایان جنگ جهانی دوم، در اکثر جوامعی که ما آنها را جوامع توسعه یافته می نامیم، در پاسخ به این سؤالات اولیه به این صورت اتفاق نظر وجود داشت: دولت یک سازه اجتماعی و مکانیکی است که هدف آن امنیت، آسایش، صلح، عدالت، رفاه، فراوانی، توسعه، پیشرفت و… برای مردم آن جامعه است. شکل حکومت باید دموکراتیک باشد، در این چارچوب، مشروعیت حاکم قانونی-عقلانی و اختیارات آن محدود به قوانین و مقررات حکیمانه است.

در اینجا دولت ابزار کار دولت برای رسیدن به اهداف عالیه ای است که برایش تعریف شده است. در این جوامع مکانیزم های حکمرانی هر روز برای مشارکت و نظارت مستقیم مردم در این فرآیندها توسعه و توسعه می یابد. به همین دلیل اخیراً موضوعاتی مانند حکمرانی عمومی خوب مطرح شده است.

2. خاستگاه سیاسی

مسائلی که منشأ سیاسی دارند در چارچوب علوم سیاسی بررسی می شوند. این مسائل بیشتر در مورد پرسش هایی در مورد چگونگی است. در اینجا سؤالات ثانویه وجود دارد. دولت ها برای رسیدن به اهداف متعالی خود ساز و کارهایی را در قالب دولت ایجاد می کنند که در حوزه های مختلف سیاستی مانند سلامت، اقتصاد، آموزش، فرهنگ، جامعه و … سیاست ها و برنامه ها را طراحی، تدوین و اجرا می کنند و در قالب نهادها و سازمان هایی که ممکن است مورد سوال مردم یا اعتراض آنها قرار گیرد که در قالب اعتراضات مدنی یا صنفی شاهد آن هستیم.

وقتی اعتراضات مردمی منشأ سیاسی داشته باشد، مردم اعتراض خود را نسبت به اقدام یا عدم اقدام دولت در مورد یک موضوع سیاسی خاص مطرح می کنند. در اینجا افراد در قالب اتحادیه های کارگری یا سازمان های مدنی به یک موضوع مطالبه شده اعتراض دارند. یعنی مردم به یک سیاست اعتراض می کنند و از آن فراتر نمی روند و در همان سطح، سؤالات ثانویه در خصوص عمل یا عدم اقدام دولتمردان در موضوع خواسته باقی می ماند و معمولاً پس از آن مطالبه در دستور کار قرار می گیرد. اما اگر خاستگاه سیاسی باشد، ابتدا به شکل صنفی یا مدنی (بهانه و زمینه اعتراض) خود را نشان می دهد، اما بلافاصله به سطحی بالاتر کشیده می شود و سیاسی می شود و در چارچوب پرسش های اولیه و اساسی حوزه دولت سازی (سیاست) مطرح می شود.

یعنی مطالبات به سمت اعتراض به ساختار سیاسی موجود کشیده می شود و معترضان خواهان تغییرات ساختاری و سیاسی هستند. به همین دلیل، در کشورهای دموکراتیک، اعتراضات در همان سطح سیاسی باقی می ماند و به سطح سیاسی و ساختاری بالاتر کشیده نمی شود. زیرا هیچ جایگزینی فراتر از دموکراسی وجود ندارد و همه چیز تحت نظارت و انتخاب آزادانه مردم است.

3. بهار عربی و انقلاب وال استریت

برای درک بهتر موضوع، می توان دو پدیده اعتراضات مردمی معاصر در شرق (بیداری اسلامی یا بهار عربی) و غرب (جنبش وال استریت) را با هم مقایسه کرد. اعتراضات در هر دو مورد تقریباً همزمان بود. در جنبش وال استریت، اعتراضات سیاسی بود، اما در بیداری اسلامی یا بهار عربی، اعتراضات سیاسی بود. در جنبش وال استریت، منشأ اعتراضات مردمی که شعار می دادند «ما 99 درصد هستیم»، کم کاری دولت در حوزه رفاه و تأمین اجتماعی بود که در بحثی جداگانه می توان به نحوه تحول اقدامات دولت بین دو رویکرد دولت رفاه و لیبرالیسم پرداخت و به ویژه پس از اتخاذ رویکردهای جدید دولت اوباما، به ویژه پس از اتخاذ رویکردهای نئولیبر8 از دولت اوباما، قابل پیش بینی بود. اقدامات در حوزه سلامت، رفاه و سیاست های تامین اجتماعی، مردم به خانه های خود بازگشتند. آنها بازگشتند

تصورات رسمی ما این بود که بیداری اسلامی به آن سوی اقیانوس اطلس رسیده است که قطعا اشتباه بود. از سوی دیگر، بیداری اسلامی یا بهار عربی بود که ماهیت مطالبات مردم با جنبش وال استریت متفاوت بود. در اینجا اختلاف بر سر مسائل اساسی دولت سازی بود. به همین دلیل مطالبات مردم درباره مسائل اساسی دولت سازی بود که بیشتر به چرایی و چیستی می پردازد. در این نوع اعتراضات مطالبات مردم متفاوت است و معترضان راضی به یک اقدام حکومتی نیستند و بیشتر خواهان تغییرات اساسی و ساختاری در حوزه دولت سازی هستند تا نقش و جایگاه مردم پررنگ تر شود و پایه های مشروعیت به سمت مشروعیت قانونی- عقلانی پیش برود.

این اعتراضات ممکن است در جایی مانند تونس پذیرفته شود و انتقال و پاسخگویی به مطالبات به راحتی انجام شود یا مانند سوریه اعتراضات مردم پذیرفته نشود و منجر به خشونت شود که همانطور که می بینیم هنوز نتایج خود را دارد و حتی ممکن است به فروپاشی یک دولت-ملت منجر شود. در چنین شرایطی بهترین راه حل، شنیدن صدای مردم و انجام اصلاحات ساختاری و سیاسی بر اساس اراده عمومی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی