آینده فرید زکریا، مجری CNN و ستون نویس واشنگتن پست
طبق گزارش روزنامه واشنگتن پستجهان بی سر و صدا اما به طور پیوسته در قلمروی ناآشناتر و ناامن تر می لغزد. اتحادهایی که زمانی ستون های نظم بین المللی بودند امروز شکسته شده اند. تجارت جهانی نشانههای آشکاری از پراکندگی را نشان میدهد و قدرتهای بزرگ، آشکارتر از همیشه، زبان تقابل را جایگزین ملاحظات کردهاند. با این حال، در زیر این تحولات آشکار، خطر عمیقتر و آرامتری در حال شکلگیری است و آن فرسایش تدریجی ثبات هستهای است.
کنترل سلاح در ایستگاه پایانی
در بخش اعظم جنگ سرد، این ترس وجود داشت که جهانی پر از سلاح های هسته ای به ناچار منجر به گسترش بی رویه و در نهایت جنگ فاجعه آمیز شود. تاریخ به ندرت شاهد بوده است که سلاحی ساخته شده و برای مدت طولانی بلااستفاده مانده باشد. اما در مورد سلاح های هسته ای، استثنایی نادر وجود داشت. آرسنال ها انباشته شدند، اما در همان زمان، شبکه ای از معاهدات و هنجارها آنها را مهار کردند. موافقت نامه های کنترل تسلیحات تعداد کلاهک ها را محدود می کرد. منطق بازدارندگی، اگرچه وحشتناک بود، اما واضح و قابل پیش بینی بود. و اشاعه، اگرچه هرگز به طور کامل متوقف نشد، با فشار بین المللی و قوانین نانوشته مهار شد. این جهان بدون خطر نبود، اما نوعی ثبات ناپایدار داشت. اکنون، نشانه ها حاکی از آن است که آن نظم شکننده رو به پایان است.
نماد بارز این تحول، انقضای معاهده «شروع جدید» در این روزها است که آخرین رکن باقی مانده از معماری کنترل تسلیحات هسته ای بین دو دارنده اصلی این سلاح ها است. برای اولین بار در بیش از نیم قرن، هیچ محدودیت قانونی الزام آور برای بزرگترین زرادخانه های هسته ای جهان وجود ندارد. خوشبینان امیدوارند که این شکاف موقتی باشد و تلاش ها برای دستیابی به یک توافق جایگزین آغاز شود. اما فضای عمومی حاکم بر روابط بین قدرت های بزرگ چندان امیدوارکننده نیست. جهان ممکن است در آستانه ورود به دورانی باشد که بسیار خطرناکتر از گذشته خواهد شد، نه با انفجار ناگهانی، بلکه با فرسایش آهسته قوانین بازدارندگی.
پایان دوران شروع جدید
زمانی که معاهده شروع جدید در سال 2010 امضا شد، دنیایی را منعکس کرد که شباهت چندانی با آنچه امروز دارد ندارد. در آن زمان، تسلیحات استراتژیک روسیه نشانههایی از فرسودگی نشان میداد، زرادخانه هستهای چین کوچک و مبتنی بر منطق «حداقل بازدارندگی» بود. اما به قول اریک ادلمن و فرانکلین میلر در امور خارجه، آن جهان اکنون «دیگر وجود ندارد».
روسیه امروز در موقعیتی کاملاً متفاوت قرار دارد. ولادیمیر پوتین می گوید که حدود 95 درصد از نیروهای هسته ای استراتژیک این کشور مدرن شده اند. نگران کننده تر، تشکیل یک زرادخانه هسته ای بزرگ منطقه ای است. مجموعه ای از حدود 1500 سلاح تاکتیکی که می توانند در زمین، هوا و دریا مورد استفاده قرار گیرند و اساساً از New Start حذف شدند. پوتین در طول جنگ اوکراین بارها به بازی خطرناک تهدیدات هسته ای و باج خواهی با اشاره مستقیم یا ضمنی به این قابلیت ها متوسل شده است.
اما مسیر چین ممکن است پیامدهای عمیق تری برای ثبات جهانی داشته باشد. زمانی که شی جین پینگ در سال 2012 قدرت را به دست گرفت، چین حدود 240 کلاهک هسته ای داشت. امروز، این تعداد از 600 فراتر رفته است و برآوردهای ایالات متحده نشان می دهد که پکن در راه دستیابی به حدود هزار کلاهک تا سال 2030 است. همزمان، چین در حال تکمیل یک “سه گانه هسته ای” کامل است: موشک های بالستیک زمینی، زیردریایی های حامل موشک و سیستم های پرتاب هوایی. نگران کننده تر از همه، حرکت تدریجی پکن به سمت سطوح بالاتر هوشیاری است. از جمله ویژگی «آتش در حین اخطار» که به معنای پرتاب موشک قبل از اصابت حمله دشمن به هدف است.
دولت جو بایدن با تکیه بر گفت و گو تلاش کرد این مسیر را کند کند و چین را به پای میز مذاکرات کنترل تسلیحات بکشاند. اما پاسخ پکن روشن بود: تنها زمانی وارد گفتوگوی جدی میشود که اندازه زرادخانهاش به سطح آمریکا و روسیه نزدیکتر شود. به گفته ادلمن و میلر، چین شفافیت و راستیآزمایی را نه ابزاری برای ایجاد اعتماد، بلکه نوعی آسیبپذیری میبیند. از دیدگاه پکن، کنترل تسلیحات سپر ثبات نیست، بلکه محدودیتی است که باید تا حد امکان از آن اجتناب کرد.
تصویری که از این تحولات به دست میآید، جهانی است که در آن قوانین بازدارندگی هستهای نه با یک فروپاشی ناگهانی، بلکه با تغییر آهسته تعادلها و ذهنیتها در حال فرسایش است. دنیایی که خطرش دقیقاً در همین تدریجی است.
سه عقرب در یک بطری؛ بازدارندگی در آستانه سقوط
نتیجه این تحول شکل گیری رقابت هسته ای سه جانبه است. رقابتی بسیار پیچیدهتر، بیثباتتر و مبهمتر از رویارویی دو قطبی دوران جنگ سرد. اکونومیست برای توضیح این وضعیت به استعاره ای ماندگار متوسل می شود: آنچه رابرت اوپنهایمر زمانی «دو عقرب در یک بطری» می نامید، اکنون به سه عقرب تبدیل شده است. بطری شلوغ تر شده و رفتار عقرب ها غیرقابل پیش بینی تر است.
اهمیت این توسعه دقیقاً در اینجا نهفته است: هر چه سیستم پیچیده تر شود، بازدارندگی شکننده تر می شود. یک جهان هسته ای دوقطبی خطرناک بود، اما منطق آن قابل درک بود. جهان سه قطبی یا چند قطبی چنین مزیتی ندارد. روسیه و چین به همکاری نزدیکتر شدهاند، مبادله فناوری نظامی و برگزاری رزمایشهای مشترک که گاهی شامل نیروهای دارای قابلیت هستهای نیز میشود. کمیسیون دو حزبی موضع استراتژیک آمریکا در سال 2023 هشدار داد که ایالات متحده ممکن است با سناریوی «تجاوز فرصت طلبانه» یا حتی فشار هماهنگ در چند جبهه مواجه شود. در حالی که نیروهای هسته ای این کشور اساسا برای یک رقابت عمدتاً دوجانبه طراحی شده اند، به جای اینکه همزمان دو رقیب برابر را بازدارند.
مسابقات تسلیحاتی ذاتا خطرناک هستند. اعداد به آرامی افزایش می یابد، دکترین ها مبهم تر می شوند و احتمال اشتباه در محاسبه افزایش می یابد. نه تنها در میدان جنگ، بلکه در دل بحران ها، تمرین ها یا حتی لحظات وحشت ناگهانی. سیستمهای هستهای مدرن بیش از هر زمان دیگری با شبکههای سایبری، حسگرهای فضایی و چرخههای تصمیم گیری فشرده در هم تنیده شدهاند. یک هشدار نادرست یا یک درک نادرست می تواند بحران را بسیار سریعتر از قبل تشدید کند.
این خطر محدود به قدرت های بزرگ نیست. بر اساس گزارش نیویورک تایمز، حدود 40 کشور از توانایی فنی لازم برای تولید سلاح های هسته ای برخوردار هستند. برای دههها، رژیم منع اشاعه بر نوعی معامله نانوشته استوار بود: بیشتر کشورها از دستیابی به سلاحهای هستهای در ازای تضمینهای امنیتی و قولی مبنی بر اینکه قدرتهای هستهای زرادخانههای خود را به شیوهای مسئولانه و محدود مدیریت خواهند کرد، چشمپوشی میکردند. امروز هر دو رکن این معامله تحت فشار هستند.
با افزایش تردیدها در مورد تعهد پایدار آمریکا به دفاع از متحدانش، برخی کشورها بی سر و صدا در حال بررسی گزینه های خود هستند. در کره جنوبی بحث دستیابی به بازدارندگی هسته ای مستقل از حاشیه مورد بحث قرار گرفته است. در ژاپن، صحبت هایی که زمانی تابو و غیرقابل تصور بود، اکنون به عنوان زمزمه های جدی در میان استراتژیست ها شنیده می شود. اگر چنین روندی در شمال شرق آسیا آغاز شود، به سختی می توان انتظار داشت که به همان منطقه محدود شود.
جهان بی سر و صدا از بازدارندگی مدیریت شده به تسلیح مجدد رقابتی می لغزد. از محدودیت به انباشت، و از پیش بینی پذیری به بداهه نوازی. ده ها سال است که ما زیر سایه مخرب ترین سلاح های تاریخ زندگی کرده ایم و یاد گرفته ایم که چگونه از آنها استفاده نکنیم. این دستاورد یکی از بزرگترین نقاط عطف تاریخ بشر بود. اما اکنون بیش از هر زمان دیگری، شکننده و شاید موقتی به نظر می رسد.





