بعدی- مت لوئیس؛ نویسنده و تحلیلگر مسائل آمریکا
به گزارش به گزارش میهن تجارت به نقل از مجله هیل; با غرق شدن آمریکا در حوضچه پوچی و کاهش محبوبیت عمومی دونالد ترامپ، باید مکث کرد و این واقعیت را به خاطر داشت که همه این بلاها و مشکلات نمی توانستند اتفاق بیفتند.
ترامپ می تواند رای دهندگان آمریکایی را جلب کند و آنچه را که می خواهند به آنها بدهد. اگر ترامپ رفتار متفاوتی داشت همه چیز می توانست متفاوت باشد. فرمول موفقیت رئیس جمهور آمریکا چندان پیچیده نبود. به طور کلی در این فرمول باید سه مولفه را در نظر گرفت: تامین امنیت مرزهای آمریکا، حرکت اقتصاد کشور به سمت شکوفایی و ایجاد ثبات و سرگرمی در آمریکا.
ترامپ در دوره جدید قدرت خود اولین مولفه را خیلی زود به مردم آمریکا داد. او با سرعت زیاد مرزهای آمریکا را ایمن کرد و طوری رفتار کرد که انگار کار ساده ای انجام داده است. متأسفانه به سمت تضعیف مولفه دوم پیش رفت و با اعمال تعرفه های فراوان، اقتصاد آمریکا را با چالش مواجه کرد. در کنار اینها صحنه سیاسی و اجتماعی آمریکا را به عرصه دلقک و کلاهبرداری تبدیل کرده و عملا امنیت را از این منطقه ربوده است.
نیازی به بررسی سال گذشته نیست. اقدامات ترامپ از جمله ایجاد وزارت کارآیی آمریکا که با جنجالهای فراوانی همراه بود و وزیر این وزارتخانه، ایلان ماسک، خیلی زود استعفا داد، افشای ابعاد گسترده رسوایی جفری اپستاین و اقدامات خشونتآمیز ماموران گمرک و مهاجرت آمریکا، موجی از جنجالها را در این کشور آغاز کرد.
آنچه واقعاً جالب است این است که رئیس جمهور مانند ترامپ به نقض قانون افتخار می کند. او در واقع یک روند تاریخی و سنتی را تکرار می کند: او فرصت های گرانبها را برای ساختن چیزهای خوب هدر می دهد. در این جا یک سوال مطرح می شود و آن اینکه چرا مردم در تکرار اشتباهات تاریخی از گذشته درس نمی گیرند؟
برای درک حقایق لازم نیست خیلی به عقب برگردید. به عنوان مثال، در دوران ریاست جمهوری جو بایدن، شاهد اشتباهات زیادی بودیم که می شد به راحتی از آنها جلوگیری کرد یا از آنها اجتناب کرد. بایدن در اولین روز ریاست جمهوری خود با دستورات اجرایی خود سیاست های مرزی دولت ترامپ را تغییر داد. با حضور وی در قدرت، بار دیگر دستور بررسی درخواست های مهاجران برای ورود به آمریکا صادر شد. پس از آن شاهد خروج آمریکا از افغانستان بودیم که آمریکا را با مشکلات جدی مواجه کرد.
پس از چنین اقداماتی، محبوبیت بایدن به شدت کاهش یافت و هرگز بهبود نیافت. نکته قابل توجهی که در قالب تمامی این نمونه ها قابل مشاهده است این است که اشتباهاتی بوده اند که به راحتی قابل لمس و اجتناب نبود. حتی اگر رئیس جمهور کاری انجام نمی داد، وضعیت خیلی بهتر می شد.
حتی زمانی که تورم در ایالات متحده افزایش یافت، تا حدی به دلیل هزینههای دولت در طول همهگیری کرونا، بایدن از رویارویی با ریشه مشکل اجتناب کرد و به گونهای با آن برخورد کرد که وقتی ساعت زنگدار ما صبحها زنگ میخورد: او به سرعت ساعت را خاموش کرد و دوباره به خواب رفت!
اوباما در دوره ای که رئیس جمهور آمریکا بود نیز با طرح بزرگ خود برای حوزه سلامت و بهداشت در آمریکا که سعی کرد آن را میراث ماندگار خود در دوران ریاست جمهوری خود معرفی کند شکست خورد و در واقع چالش های گسترده ای را برای آمریکا ایجاد کرد. قبل از او جورج بوش جونیور نیز قول داده بود که خالق وحدت باشد نه ایجاد کننده تفرقه. او همچنین گفت که می خواهد یک سیاست خارجی متواضعانه را دنبال کند. این مفاهیم در دوره او به دلیل حملات آمریکا به عراق و افغانستان از بین رفت.
اکنون ترامپ اشتباهات تاریخی روسای جمهور آمریکا را تکرار می کند. حدس من این است که او خودشیفتگی و کینه توزی خود را رها نمی کند تا محبوبیت بیشتری کسب کند. سیاست ها و اقدامات ترامپ در حوزه هایی مانند جنگ تعرفه ها و یا رویکردهای او با پدیده مهاجرت و… عملا دست و پای دولت او را بسته است. آمریکای فعلی به دلیل سیاست های ترامپ در یک مارپیچ نزولی قرار دارد.
مانند اکثر روسای جمهور مدرن آمریکا، رای دهندگان این کشور نیز بار دیگر از انتخاب خود ناامید شده اند. ترامپ پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را با حمایت گسترده مردمی خود اشتباه گرفته است. این اشتباهی است که دولتمردان مدام مرتکب می شوند. آنها هرگز یاد نمی گیرند و البته ما هم یاد نمی گیریم!





