به گزارش به گزارش میهن تجارت، تاریخ گاهی با شمشیر و گاهی با کلمه تغییر می کند، اما وقتی کلمه نام خدا باشد، تاریخ معنا پیدا کرده است. «الله اکبر» از همان روز اولی که انسان به زبان آورد خط و نشان کشید; مرز بین ترس و ایمان، زمین و آسمان، فرمانروایی و آزادی. این شعار تولد یک دوره نیست. مربوط به توحید است. انسان هر وقت در مقابل قدرتی می ایستد که خود را مطلق می داند، این نام را خوانده و گفته است: خداوند بزرگتر است.
«الله اکبر» یعنی هیچ تاجی به اندازه بلندی آسمان نیست
در آغاز اسلام، تکبیر آغاز حرکت بود. مسلمانان با این کلمه وارد عرصه هایی شدند که از نظر عدد و ابزار نابرابر، اما از نظر معنا پیروز بودند. «الله اکبر» یعنی قدرت، مطلق نیست; یعنی هیچ تاجی نمی تواند به بلندی آسمان باشد. این کلمه ایمان را از سینه بیرون آورد و به نیرویی اجتماعی تبدیل کرد. نیرویی که می تواند تاریخ ساز شود.
قرن ها بعد در شب های محرم 1357 دوباره همین کلمه از خاطره تاریخ برخاست. این بار نه در میدان جنگ که روی پشت بام خانه ها. شهر در تاریکی حکومت نظامی فرو رفته بود، اما صدا واضح بود. پشت بام ها تبدیل به مناره شد و صدای مردم به گوش می رسید که بی قرار نامی را که می شناسند می گفتند. «الله اکبر» در آن شب ها فقط نشانه بود. نشانه فراوانی، نشانه شجاعت، نشانه این که قدرت واقعی در جای دیگری نهفته است.
گزارش های خارجی نیز باید اعتراف می کردند: این فریاد تاکتیک جدیدی بود. جنگ روانی غیر مسلح. تانک ها در خیابان قرار داشتند، اما صدا از دیوارها عبور کرد. تکبیر از حصار قصرها گذشت و به اتاق هایی رسید که قدرت می لرزید. به حدی که حتی پس از فرار، شنیدن همین نام تبدیل به یک کابوس شد. کلمه کار خودش را کرده بود.
رهبر معظم انقلاب در صف تظاهرکنندگان قبل از انقلاب
شعار سال 57 عظمت انقلابیون نظام ستمشاهی بود
براندازان نظام طاغوتی زبانشان را آلوده نکردند. چون عالی بودند شعارشان معیار اعتقادشان بود. «الله اکبر» گفتند و آنها هم بزرگ شدند. آنها فهمیدند که این کلمه شناسنامه یک شخص است. هر چه کلمه کوتاه تر و خالص تر باشد، شخص بلندتر است.
و این همان حقیقتی است که امام بعداً آشکارا و قاطعانه فرمودند; حقیقتی که انقلاب را تعریف می کند: “محمدرضاخان را با فریاد بیرون کردیم. فکر می کنید با تفنگ بیرونشان کردیم؟ با فریاد با “الله اکبر”! “الله اکبر” آنقدر در مغزشان کوبیده شد که خودشان را باختند و فرار کردند. از این مملکت رفتند. اگر در روز قدس همه ممالک و ملت های اسلامی نه تنها برای قدس قیام می کنند، بلکه برای قدس فریاد می زنند. امام، الله اکبر را نه شعار، بلکه سلاح می دانست; یک سلاح جمعی، همه جانبه و شکست ناپذیر. همان فریادی که اگر روزی نه تنها برای قدس، بلکه برای همه سرزمین های اسلامی از حلقوم ملت ها برآید، نوید پیروزی دارد; زیرا تاریخ نشان داده است که وقتی «الله اکبر» از یقین مردم قیام کند، هیچ قدرتی نمی تواند ایستادگی کند.
و فرزندان خمینی که وارث شجاعت او بودند، راه را با این کلمه آغاز کردند. «الله اکبر». دستشان خالی بود اما دلشان خالی بود. از دل منع امکان و از محاصره افق کردند. با نقشه های ساده و ایمانی پیچیده، اراده را از خاک بیرون کشیدند و امید را از آسمان. قبل از اینکه راکت ها محصول فلزی باشند، محصول اعتقادی بودند. اعتقاد به اینکه خدا از کمبود، از تهدید، از تمسخر دشمن بزرگتر است. این پیشرفت نه از سر و صدا، بلکه از سکوت شبانه کارگاه ها بود. جایی که ذکر «الله اکبر» در عین حال دعا و جهت بود. فرزندان خمینی جهان را فتح نکردند. آنها اعتماد به نفس را فتح کردند و همین برای ساختن آینده ای با ثبات کافی بود.
امروز، در سال 1404، جهان شلوغ تر شده است. صداهای بیشتر، اما کمتر معنادار. شعارهای برخی افراد آنقدر پوچ است که پیش از رسیدن به گوش تاریخ فرو می ریزد. لعن به این دلیل است که معنا غایب است.
و درست در این هیاهو، «الله اکبر» همچنان پابرجاست. نه به عنوان یک خاطره انقلابی، بلکه به عنوان یک انتخاب روزمره. چون این شعار همچنان کار می کند. همچنان می گوید: خدا بزرگتر است; بزرگتر از تحریم، بزرگتر از تهدید، بزرگتر از هر قدرتی که بخواهد مانع شود.
یکی نوشت: من در سال 57 نبودم، اما اینکه شعار آن سال الله اکبر بود و شعار امروز عده ای کفرآمیز و پوچ و اهانت آمیز است، نشان می دهد که انسان کدام مسیر را می سازد. یک قضاوت ساده اما تاریخی. زیرا تفاوت در صدا نیست; در رابطه انسان و آسمان است.
«الله اکبر» فریاد نیست; همان مقدار است که هر کس با آن زندگی کند قد می کشد و هر که آن را رها کند هر چقدر هم که بلند فریاد بزند کوتاه می ماند. شاید به همین دلیل است که تاریخ هنوز این کلمه را به یاد دارد. چون به قامت خودش می خورد.
و اینک در دل این هیاهوی بی ریشه هنوز همین نام را بر لب داریم. نامی که ترس را بی اعتبار می کند و قدرت های پنهان را آشکار می کند. «الله اکبر» برای ما سوغات نیست; یک وعده است. قولی که هر ساله بدون نیاز به تعیین وقت و اعلام تمدید می شود.
شب که نفس در سینه شهر حبس می کند، این صدا دوباره بلند می شود. از خانه ها، از پشت بام ها، از دل هایی که می دانند پیروزی همیشه از آن شمشیر و هیاهو نیست. «الله اکبر» می گوییم چون یقین داریم که هیچ دشمنی، قدرتی، عظمتی بالاتر از خدای ما نیست و همین یقین کافی است تا تاریخ دوباره با احترام بایستد.
«الله اکبر» می گوییم چون هنوز معتقدیم هیچ شبی بالاتر از ایمان ما نیست و هیچ دشمنی بزرگتر از خدای ما نخواهد بود.
منبع : به گزارش میهن تجارت






