به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، در دنیای امروز مواجهه با تغییرات سریع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، انسان ها را با چالش های روانی و رفتاری متعددی مواجه کرده است و شواهد علمی نشان می دهد که موفقیت فردی و سلامت روانی تنها با دانش نظری حاصل نمی شود و لازم است افراد برای مقابله با فشارها و استرس های محیطی، مجموعه ای از قابلیت های عملی را پرورش دهند که بتوان در زندگی روزمره از آنها استفاده کرد.
مهارتهای زندگی بهعنوان تواناییهایی که فرد را برای تصمیمگیری مؤثر، مدیریت هیجانها و برقراری روابط سالم آماده میکند، از اهمیت ویژهای برخوردار است و تحقیقات نشان میدهد که این مهارتها هم جنبه پیشگیرانه دارند و هم سلامت روانی و اجتماعی را ارتقا میدهند، به طوری که جامعهای با شهروندانی مجهز به این مهارتها انسجام ذهنی و عملکرد بهتری خواهد داشت.
این مهارتها شامل تواناییهایی مانند حل مسئله، مدیریت تعارض، کنترل استرس و ارتباط مؤثر است که استفاده از آنها در زندگی روزمره تأثیرات گستردهای بر کیفیت زندگی و سلامت روان فردی و جمعی دارد و مطالعات روانشناسی اجتماعی نشان میدهد افرادی که این مهارتها را به طور مستمر تمرین میکنند، در محیطهای چالشبرانگیز انعطافپذیرتر هستند و کمتر به رفتارهای پرخطر و تصمیمگیری مضر میپردازند.
برای تطبیق با شرایط دنیای معاصر، تنها داشتن اطلاعات و دانش کافی نیست/ آموزش مهارت های زندگی یکی از مهم ترین ابزارهای حفظ و ارتقای سلامت روان محسوب می شود.
محسن لعلی، روانشناس بالینی و متخصص روان درمانی وی در گفت وگو با خبرنگار به گزارش میهن تجارت، با بیان اینکه زندگی امروز به مراتب پیچیده تر از گذشته شده است و برای تطبیق با شرایط دنیای معاصر، تنها داشتن اطلاعات و دانش کافی نیست، گفت: آنچه امروزه بشر بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد مجموعه ای از قابلیت هاست که از آن به عنوان مهارت های زندگی و مهارت های اجتماعی یاد می شود.
وی افزود: بر اساس تعریف سازمان بهداشت جهانی (WHO)، مهارت های زندگی توانایی انجام رفتارهای سازگارانه و مثبت است که دو هدف اساسی را دنبال می کند؛ اولاً جنبه پیشگیرانه دارند و فرد را از بسیاری از آسیب های روانی، رفتاری و اجتماعی مصون می دارند و ثانیاً سلامت روان فرد و در نهایت سلامت روان جامعه را بهبود می بخشند.
این روانشناس بالینی و متخصص روان درمانی هدف نهایی در حوزه سلامت روان را ارتقای سلامت روان جامعه عنوان کرد و آموزش مهارت های زندگی یکی از مهمترین ابزارهای دستیابی به این هدف است.
دوران کودکی زمان طلایی برای آموزش مهارت ها و نهادینه سازی است / آموزش مهارت ها بدون تداوم، تمرین عملی و فرصت هایی برای تجربه واقعی نمی تواند منجر به تغییر رفتار پایدار شود.
لعلی با بیان اینکه در شرایطی مانند مواجهه با استرس، تعارض، تصمیم گیری های دشوار، حل مسئله یا برقراری ارتباط موثر، این مهارت ها نقش تعیین کننده ای دارند و می توانند از بروز بسیاری از مشکلات جلوگیری کنند، ادامه داد: اگرچه دوران نوجوانی یکی از مهم ترین دوره های آموزش مهارت های زندگی است، اما کارشناسان معتقدند دوران کودکی دوران طلایی آموزش و نهادینه شدن این مهارت ها است.
وی بیان کرد: زمانی که آموزش مهارت های زندگی از سنین پایین توسط والدین آغاز شده و سپس به صورت مستمر در مراکز آموزشی مانند پیش دبستانی، دبستان و دوره متوسطه ادامه یابد، امکان درونی سازی این مهارت ها به شدت افزایش می یابد و در سطح جهانی، 45 تا 50 سال است که آموزش مهارت های زندگی مورد توجه جدی قرار گرفته است.
این روانشناس بالینی و متخصص روان درمانی یکی از چالش های اساسی در حوزه آموزش مهارت های زندگی را نرسیدن آموزش ها به مرحله عمل و کاربرد در زندگی بیان کرد و افزود: به عبارتی مهارت ها آموزش داده می شود اما درونی نمی شوند و باید توجه داشت که آموزش مهارت ها بدون تداوم، آموزش عملی و ایجاد فرصت برای تجربه واقعی رفتار نمی تواند منجر به تغییر پایدار رفتار شود.
شروع آموزش مهارتهای زندگی از سنین پایین بسیار مهم است، زیرا دوران کودکی و نوجوانی دورهای است که ساختارهای رفتاری و شناختی شکل میگیرد و تحقیقات نشان داده است که یادگیری این مهارتها از دوران کودکی باعث میشود که تواناییها در ذهن و رفتار فرد تثبیت شود و در بزرگسالی بهطور پایدار مورد استفاده قرار گیرد، در حالی که آموزش دیرهنگام اغلب با مقاومتهای یادگیری رفتاری و درونی همراه است.
یکی از محدودیتهای برنامههای آموزشی متعارف مهارتهای زندگی، فقدان آموزش عملی و فرصتهای واقعی برای بهکارگیری آنها است و بدون تجربه و تکرار در محیط واقعی، مهارتها سطحی میمانند و تأثیر بلندمدت آن کاهش مییابد و پژوهشها تأکید میکنند که صرف یادگیری تئوری نمیتواند جایگزین تمرین عملی و تکرار واقعی مهارتها شود.
طراحی برنامههای آموزشی مؤثر مستلزم رویکردی جامع است که خانواده، مدرسه و جامعه را درگیر کند و آموزشهای عملی و فرصتهای واقعی برای تجربه مهارتها را فراهم کند و چنین رویکردی نه تنها توانایی فرد را در مدیریت مسائل زندگی افزایش میدهد، بلکه به ارتقای سلامت روان جمعی و کاهش آسیبهای اجتماعی کمک میکند و آموزش مهارتهای زندگی را به ابزاری کلیدی در پیشگیری و رشد روانی تبدیل میکند.
منبع : به گزارش میهن تجارت






