بازار داغ شرخرهای مجازی در کشور؛ از گوشمالی ۱۵ میلیونی تا قراردادهای ۲۰۰ میلیونی

بازار داغ شرخرهای مجازی در کشور؛ از گوشمالی ۱۵ میلیونی تا قراردادهای ۲۰۰ میلیونی

این روزها فضای مجازی مملو از تبلیغاتی است که هر کدام بخشی از نیازهای پنهان و آشکار جامعه را مورد هدف قرار می دهند. از استخدام محافظ شخصی و کشف خیانت تا اعطای وام های چند صد میلیونی بدون ضمانت بانکی.

در میان این تبلیغات، یک عنوان بیشترین توجه را به خود جلب می کند: «دریافت مطالبه و حقوق بگیر». عنوانی که در نگاه اول می تواند به معنای پیگیری حقوقی مدعی باشد، اما بررسی میدانی نشان می دهد که دامنه آن بسیار فراتر از مسیرهای رسمی و قانونی تعریف شده است.

ما با چند تبلیغ کننده «مجبور» تماس گرفتیم و خود را فردی نیازمند معرفی کردیم. فردی که یا در مسیر قانونی به نتیجه نرسیده و یا اساساً قصد پیگیری قانونی را ندارد و فقط می خواهد به هر طریق ممکن «حق» خود را بگیرد. نتیجه این تماس ها روایتی از بازاری است که در آن خشونت قیمت گذاری می شود.

روایت اول؛ کتک زدن با تعرفه

در اولین تماس، آگهی دهنده ای که یک آگهی ساده ثبت کرده است، بدون اینکه سوالی در مورد هویت یا انگیزه تماس گیرنده بپرسد، اعلام آمادگی می کند. وی تاکید می کند که نیازی به دانستن نام و مشخصات سفارش دهنده ندارد و تنها اطلاعات لازم موقعیت مکانی شخص مورد نظر است. به گفته وی، قبل از انجام کار باید پول پرداخت شود.

وقتی در مورد هزینه سؤال می شود، پاسخ روشن است: “قیمت ها متفاوت است.” به گفته این شخص، میزان خسارت تعیین کننده نرخ است; خواه دست شکسته باشد، پای آسیب دیده، یا به سادگی یک فرد سیاه و کبود، هر کدام هزینه متفاوتی دارد.

او می گوید اگر قرار است «جوری تو را بزنیم که حالت بد شود» حداقل باید 15 میلیون تومان پرداخت شود.

این کلکسیونر مدعی است تیمی دارد که با طراحی یک سناریو می تواند درگیری ساختگی ایجاد کند. از فرستادن یک دختر برای نزدیک شدن به هدف گرفته تا ایجاد بهانه ای برای دعوا، همه چیز در یک چارچوب برنامه ریزی شده تعریف شده است. حتی برای جلب اعتماد پیشنهاد می کند زمان عمل را اعلام کنید تا مشتری از راه دور شاهد ماجرا باشد. زمان انجام کار نیز به در دسترس بودن پول بستگی دارد.

در این روایت منظور از وصول، دریافت چک برگشتی یا ادعای حقوقی نیست، بلکه به معنای اجرای خشونت دستوری است. سرویسی که فیلم آن نیز به دست مشتری می رسد.

روایت دوم؛ شرکت وصول بدهی

تماس دوم تصویر متفاوتی را ارائه می دهد. در اینجا منشی یک شرکت مستقر در شهرک صنعتی پاسخگو است. در ابتدا، او فرض می کند که تماس در مورد استخدام است و توضیح می دهد که شرکت زنان را استخدام نمی کند. پس از روشن شدن موضوع، جزئیات فعالیت شرکت تشریح خواهد شد.

به گفته وی، این شرکت دارای صورتحساب های وصول نشده است و وصول کننده ها موظفند به محل کار بدهکار مراجعه و مطالبه را پیگیری کنند. منشی در پاسخ به این سوال که احتمال درگیری وجود دارد، می گوید این بستگی به “روانشناسی گیرنده” دارد. برخی از بدهکاران با گفت و گو و مدارا تسویه حساب می کنند، در حالی که برخی دیگر ممکن است با خشونت واکنش نشان دهند. وی با این حال تاکید می کند که تاکنون هیچ کتک کاری صورت نگرفته و درگیری ها در حد حرف بوده است.

ساختار کاری شرکت رسمی به شرح زیر است: قرارداد، بیمه از روز اول، حقوق پایه طبق اداره کار، مزایایی مانند مستمری و مسکن، بیمه تکمیلی و عمر و حقوق بین 25 تا 30 میلیون تومان به اضافه کارمزد. داشتن کارت پایان خدمت نیز از شرایط استخدام است. هر روز لیستی 10 تا 15 نفره از بدهکاران در اختیار وصول کننده قرار می گیرد تا برای پیگیری به آنها مراجعه کند. به گفته منشی، درخواست تجدیدنظر معمولاً منجر به صدور چک جدید یا تعیین مهلت پرداخت می شود.

در این روایت، «بدهکار» در چارچوب شرکتی و با ادعای رعایت مقررات رسمی تعریف شده است. با این حال، احتمال تنش در روند جمع آوری را نمی توان رد کرد.

روایت سوم؛ مبلغ 50 تا 200 میلیون

سومین تبلیغ کننده بدون توضیح بیشتر درخواست تماس می کند. او خود را ساکن تهران معرفی کرد و پس از شنیدن ماجرا به سرعت بحث هزینه را آغاز کرد: «۵۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان». به گفته وی، این فاصله بسته به نوع «گوسفند» متفاوت است و مشتری باید انتخاب کند که چه میزان درمان می خواهد.

این فرد همچنین تاکید می کند که پول قبل از کار دریافت می شود. حتی برای ملاقات اولیه و دیدن او قبل از اتمام کار، 10 میلیون تومان به عنوان هزینه سفر طلب می کند. وقتی صحبت از احتمال آسیب جدی یا مرگ می شود، پاسخ کوتاه این است: “من کارم را انجام می دهم، نگران بقیه نباش.”

در این روایت همه چیز بر اساس پرداخت قبلی و توافق اولیه است. واریز وجه، تعیین وقت و سپس تعیین مراحل بعدی.

دیدگاه حقوقی؛ لزوم پیشگیری

در کنار این روایت ها، محمدهادی جعفرپور، وکیل پایه یک دادگستری، بر نقش دادسرا در پیشگیری از وقوع جرم تاکید می کند. به گفته وی، در ساختار دادسرا معاونتی به نام «پیشگیری از وقوع جرم» وجود دارد که وظیفه رصد ناهنجاری های اجتماعی و ارائه راهکارهای پیشگیری از وقوع جرم را بر عهده دارد. دادستان به عنوان مدعی العموم می تواند در امور شهری دخالت کند و از طریق مقامات قضایی برای تامین امنیت عمومی اقدام کند.

وی با اشاره به تجربه دهه 80 در موضوع آگهی های پیش فروش ساختمانی می گوید: زمانی که انتشار آگهی های بی ضابطه منجر به سوء استفاده شد، با وضع مقررات مشخص از جمله الزام به اخذ مجوز، میزان جرایم مرتبط کاهش یافت. به عقیده وی، تبلیغات «جمعی» نیز باید تحت نظارت و سازماندهی قرار گیرد تا قبل از تشکیل پرونده های متعدد کیفری و حقوقی، مهار شود.

جعفرپور تصریح می کند: صرف انتشار آگهی با عنوان وصول بدهی الزاما جرم نیست زیرا ممکن است فرد مدعی همکاری با وکلا و فعالیت در چارچوب قانونی باشد. وی با این حال تاکید می کند که فقط وکلا می توانند وصول مطالبات را از مجاری قانونی و طرح شکایت پیگیری کنند و تبلیغات برای وکلا جرم محسوب می شود.

به گفته این وکیل، ناامیدی مردم از دستگاه قضایی دو پیامد می تواند داشته باشد: روی آوردن به «شرهر» و یا روی آوردن به دزدانی که خود را مرتبط با دستگاه قضایی معرفی می کنند. وی می گوید: وقتی مردم به دفاتر وکلا مراجعه می کنند، گاهی اولین سوال مربوط به تخصص نیست، بلکه آشنایی با قاضی یا امکان اعمال نفوذ است. به گفته وی، مشکل ریشه در بی اعتمادی دارد.

شکاف نظارتی و خطر گسترش خشونت

آنچه از این فراخوان ها برمی آید، وجود بازار دوگانه است: از یک سو، افرادی که آشکارا خشونت را قیمت گذاری می کنند و نرخ هایی را از شکستن دست و پا تا «شکستن قلب» مشتری تعیین می کنند. از طرفی شرکت هایی که با ساختار رسمی و قراردادی و بیمه ای فعالیت می کنند و مجموعه را به صورت مشاوره و مذاکره حضوری پیگیری می کنند.

با این حال، انتشار رایگان چنین تبلیغاتی در پلتفرم های عمومی سوالاتی را در مورد نظارت بر ثبت آگهی ایجاد می کند. تاکید بر فیلترینگ یا محدودیت های کلی بدون ساماندهی دقیق بخش تبلیغات و تبلیغات نمی تواند مانع از شکل گیری این بازار شود. از سوی دیگر تسریع و رسیدگی دقیق به پرونده های حقوقی و احقاق حقوق افرادی که دارای اسناد معتبر هستند می تواند از گرایش افراد بی پناه به مسیرهای غیرقانونی بکاهد.

مکالمه با آگهی دهندگان و شماره تماس آنها در دسترس است و در صورت درخواست توسط مقامات مربوطه قابل ارائه است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی