مذاکرات ژنو؛ توافق در راه است یا تقابل تازه؟

مذاکرات ژنو؛ آیا توافقی در راه است یا رویارویی جدیدی؟

به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، دور دوم مذاکرات ژنو با میانجیگری عمان در شرایطی برگزار شد که فضای عمومی این کشور نه پر از امید است و نه کاملاً مملو از ناامیدی؛ بلکه بیشتر حالت انتظار محتاطانه است. جامعه ایران برجام، خروج آمریکا، بازگشت تحریم ها و چرخه تنش و مذاکره را تجربه کرده است. طبیعی است که امروز سؤال اصلی این است که آیا این بار تفاوتی وجود دارد؟ آیا باید خوشبین باشیم یا همچنان شکاک؟

واقعیت این است که در سیاست بین الملل «خصومت» مانعی برای مذاکره نیست. تاریخ روابط بین دولت‌ها نشان داده است که حتی سرسخت‌ترین رقبا در زمانی که منافع اقتضا کند، پای میز مذاکره خواهند نشست. مذاکره لزوماً نشانه دوستی نیست. ابزاری برای مدیریت تعارض است. همانطور که جنگ ابزار سیاست است، دیپلماسی نیز می تواند ابزاری برای پیشبرد اهداف مشابه باشد. آمریکا بارها نشان داده است که از مذاکره نیز برای تنظیم زمین بازی خود استفاده می کند. گاهی برای خرید زمان، گاهی برای مدیریت افکار عمومی و گاهی برای رسیدن به توافقی که هزینه آن کمتر از درگیری نظامی است.

از این زاویه سوال «چرا با دشمن مذاکره کنیم؟ شاید سوال دقیقی نباشد. در فضای بین‌الملل، دولت‌ها نه با «دوست»، بلکه با «رقبا» و حتی «دشمن» برای مهار درگیری مذاکره می‌کنند. مسئله اصلی این نیست که طرف مقابل چه سابقه ای دارد. موضوع این است که آیا مذاکره می تواند منافع ملی را تامین کند یا خیر؟ اگر پاسخ مثبت است، مذاکره یک ابزار است. اگر منفی باشد، به سادگی یک فرآیند فرسایشی خواهد بود.

اما آیا «چیزی در پایان» در این مذاکرات وجود دارد؟ داده های رسمی محدود است، اما آنچه از مواضع عمومی دو طرف برمی آید نشان می دهد که شکاف ها همچنان جدی است. آمریکا از محدودیت های گسترده در زمینه های موشکی و هسته ای صحبت می کند. مطالباتی که برای ایران حداکثری در نظر گرفته می شود. از سوی دیگر ایران بر لغو کامل تحریم ها همراه با ضمانت اجرایی اصرار دارد. خواسته ای که برای واشنگتن پرهزینه و دشوار است. به عبارت دیگر، حداقل های هر ضلع، حداکثرهای طرف مقابل هستند. این وضعیت ذاتاً رسیدن به یک توافق جامع و پایدار را پیچیده می کند.

در کنار این شکاف ها، ایده هایی درباره «وابستگی متقابل» و سرمایه گذاری اقتصادی آمریکا در ایران مطرح می شود. رویکردی که الهام گرفته از منطق لیبرالیسم در روابط بین الملل است و بر این فرض استوار است که روابط اقتصادی احتمال درگیری را کاهش می دهد. اما تحقق چنین سناریویی در شرایط بی اعتمادی عمیق و فشارهای سیاسی داخلی دو کشور چندان واقع بینانه به نظر نمی رسد.

اظهارات مقامات ایرانی از جمله تاکید بر «پیشرفت خوب مذاکرات» را نیز باید در چارچوب مدیریت فضای داخلی و دیپلماتیک تحلیل کرد. در دوره های قبل، تا آخرین مراحل، لحن رسمی امیدوارکننده بود. حتی زمانی که توافقی حاصل نشد یا دوام نیاورد. بنابراین، خوش بینی کلامی صرف نمی تواند شاخص قطعی موفقیت باشد.

از سوی دیگر واکنش تند رژیم صهیونیستی و شرایط حداکثری در خصوص توقف کامل غنی سازی و خروج مواد غنی شده نشان می دهد که هرگونه توافق احتمالی با حساسیت ها و فشارهای منطقه ای از سوی طرف های ثالث نیز مواجه خواهد شد. آمریکا باید این ملاحظات را در محاسبات خود لحاظ کند. در عین حال، استراتژی کلان واشنگتن معمولاً مبتنی بر تأمین منافع با کمترین هزینه است. اگر مذاکرات بتواند بدون جنگ به بخشی از اهداف آمریکا برسد، طبیعی است که این مسیر را ترجیح می دهد.

با این حال، یک متغیر کلیدی تعیین کننده وجود دارد: ادراک. در سیاست بین‌الملل، آنچه رهبران درباره قدرت، انسجام و اراده طرف مقابل می‌بینند، گاهی مهم‌تر از واقعیت عینی است. اگر آمریکا به این نتیجه برسد که ایران در موضع ضعف قرار دارد و انسجام داخلی آسیب دیده است، ممکن است به جای توافق، مسیر فشار یا حتی اقدام نظامی را کم‌هزینه‌تر بداند. از سوی دیگر، اگر هزینه جنگ را بالا و ریسک آن را غیرقابل پیش بینی ارزیابی کند، احتمال پذیرش توافق محدود افزایش می یابد.

از این منظر حتی اگر توافقی حاصل شود، به احتمال زیاد توافقی محدود، موقت و مدیریت بحران خواهد بود; آغاز یک فصل جدید دوستی نیست. مناقشه ایران و آمریکا ریشه ساختاری و ایدئولوژیکی دارد و بعید است با یک سند سیاسی خاتمه یابد.

پیچیدگی دیپلماسی در مواجهه با اختلافات جدی

محمدحسن دهقانی در گفت و گو با خبرنگار به گزارش میهن تجارت وی تصریح کرد: ابتدا باید چند حوزه کلیدی را در نظر بگیریم زیرا مذاکره و دیپلماسی در این سطح بسیار پیچیده است و نمی توان آن را به اقدامات یکجانبه محدود کرد. مذاکرات معمولاً برای حل اختلافات جدی بین طرفین انجام می شود. اگر اختلافی وجود نداشت، اساساً نیازی به میز مذاکره نبود. حتی ممکن است مذاکرات به نتیجه نرسد، بارها این اتفاق افتاده است و ماهیت چنین مذاکراتی همین است.

وی با اشاره به اهداف طرف مقابل افزود: آمریکا عموما به دنبال تحقق استراتژی مهار ایران در سطوح مختلف است و برای رسیدن به این هدف از مجموعه سیاست هایی استفاده می کند. این سیاست‌ها شامل کمپین‌های اخلال اقتصادی، تحریم‌ها، اقدامات شناختی و ادراکی برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی داخلی و فعالیت‌های امنیتی متکی به گروه‌های داخلی و وابستگان آنها است. یکی از ابزارهای کلیدی واشنگتن در سال های اخیر فشار دیپلماتیک بوده است که در قالب مذاکرات، بیانیه ها و قطعنامه های بین المللی اعمال می شود. همه این اقدامات نشان می دهد که مذاکره با چنین طرفی دشوار است و هدف اصلی آن تضعیف قدرت جمهوری اسلامی ایران در منطقه یا ایجاد اختلاف داخلی است.

این کارشناس مسائل بین الملل در ادامه گفت: نقطه مقابل این رویکرد، جدیت جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات است. ترکیب تیم مذاکره کننده ایران در دور دوم ژنو شامل کارشناسان هسته ای، اقتصادی و فنی است که نشان می دهد ایران به عنوان ابزاری برای پیشبرد حاکمیت سیاست خارجی خود، مذاکرات را دنبال می کند. تمرکز اصلی بر موضوع هسته ای و رفع موانع فنی آژانس بین المللی انرژی اتمی است و از سوی دیگر اصرار بر رفع تحریم ها و گشایش اقتصادی نشان از رویکرد جدی برای حفظ منافع ملی دارد.

مذاکرات ژنو؛ آیا توافقی در راه است یا رویارویی جدیدی؟

تلاش رسانه های اسرائیلی برای القای شکست مذاکرات قبل از آغاز مذاکرات

وی با اشاره به فضای رسانه ای گفت: قبل از مذاکرات، رسانه های اسرائیلی سعی کردند شکست مذاکرات را برجسته کنند تا تاثیر منفی بر روند داشته باشند. از سوی دیگر رسانه های آمریکایی مانند آکسیوس روند مثبت مذاکرات را برجسته می کنند، اما نمی توان به این دو خط رسانه ای کاملاً اعتماد کرد. در مذاکرات جدی، ارزیابی واقعی باید بر اساس داده ها و پیشرفت ملموس مذاکرات باشد.

دهقانی افزود: بیانیه وزارت امور خارجه عمان نشان از پیشرفت محسوس مذاکرات دارد و تاکید می کند که متنی تهیه شده است که دو طرف بررسی و گفتگو کنند. این نشان می دهد که میانجیگری فعال یک طرف ثالث نقش موثری در روند مذاکرات داشته و اسرائیل را خشمگین کرده است و مقامات آمریکایی نیز پیشرفت مثبت مذاکرات را تایید کرده اند.

آزمایش‌ها و آزمایش‌های موشکی اخیر نشان می‌دهد که تنها قدرت واقعی مسئول قدرت است و مذاکره ابزاری برای تامین منافع ملی کشور است.

وی در پایان تاکید کرد: مذاکره تنها یکی از ابزارهای سیاست خارجی است و جمهوری اسلامی ایران با وجود بی اعتمادی به طرف مقابل و تجربه دوره های گذشته همواره آمادگی نظامی خود را حفظ می کند. رزمایش ها و آزمایش های موشکی اخیر نشان می دهد که تنها قدرت واقعی مسئول قدرت است و مذاکره ابزاری برای تامین منافع ملی کشور است. سخنان اخیر رهبر انقلاب مبنی بر اینکه تعیین نتیجه مذاکرات قبل از شروع آن یک «نظریه احمقانه» است، نشان از جدیت، آگاهی و درک ایران از روند مذاکرات و حفظ منافع ملی دارد.

به گزارش به گزارش میهن تجارت، در نهایت خوش بینی یا بدبینی مطلق هر دو ساده انگاری هستند. مذاکرات می تواند منجر به تفاهم محدود شود، می تواند در وسط متوقف شود و حتی می تواند منجر به تشدید تنش شود.

همه چیز در روابط بین الملل سیال است. آنچه مهم است این است که تحلیل این فرآیند بر اساس هیجان نیست، بلکه بر اساس توازن قوا، درک بازیگران و محاسبه هزینه و فایده است. پاسخ قطعی هنوز در دسترس نیست. اما نشانه ها حاکی از آن است که اگر نتیجه ای حاصل شود، افتتاحیه بزرگ نیست، بلکه نوعی مدیریت بحران موقت است.

منبع : به گزارش میهن تجارت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی