مذاکرات ژنو؛ سکوی توافق یا ایستگاه آخر پیش از تقابل

مذاکرات ژنو؛ سکوی توافق یا ایستگاه آخر پیش از تقابل

آینده– انتقال دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا از مسقط به ژنو صرفاً یک حرکت نمادین تلقی نمی شود، بلکه اهداف مشخصی برای پیشبرد مذاکرات در چارچوبی منظم و بین المللی دارد. این تغییر مکان، مذاکرات را از سطح منطقه ای به بستر جهانی سوق داده و می تواند وزن و مشروعیت بیشتری به آن ببخشد.

به گزارش به گزارش میهن تجارت، ژنو در طول تاریخ میزبان مذاکرات مهمی در زمینه های هسته ای و امنیتی بوده است. به گفته ناظران، واشنگتن با انتقال مذاکرات به سوئیس در صدد رساندن این پیام است که پرونده ایران به موضوعی در دستور کار جهانی تبدیل شده است. برخی از کارشناسان روابط بین‌الملل معتقدند که این تغییر زمینه را برای دستیابی به تفاهم‌های گسترده‌تر فراهم کرده است. تفاهماتی که فراتر از میانجیگری منطقه ای است، در چارچوبی بین المللی تعریف می شود و می تواند نشانه ای از تمایل طرفین برای موفقیت در مذاکرات باشد.

با این حال، تعدادی از تحلیلگران تاکید می کنند که انتقال مذاکرات از مسقط به ژنو لزوما به معنای تغییر ماهیت میانجیگری نیست، بلکه یک تاکتیک دیپلماتیک تلقی می شود که امکان چرخش مذاکرات در پایتخت های مختلف و کاهش فشارهای سیاسی به ویژه بر تهران را فراهم می کند.

محمد بایرام پژوهشگر روابط بین الملل نیز معتقد است که مذاکرات ژنو به درخواست آمریکا انجام شده و هدف از آن مشروعیت بین المللی بیشتر به مذاکرات و کاهش تاثیر تنش های منطقه ای بر روند مذاکرات بوده است. وی تاکید می کند که قرار گرفتن در یک فضای نسبتا بی طرف مانند ژنو می تواند فشارهای سیاسی داخلی و منطقه ای را کاهش دهد و این پیام را به جامعه بین المللی برساند که روند حل صلح آمیز پرونده هسته ای ایران را دنبال می کند.

کاخ سفید به دنبال خلاصه ای سریع از پرونده ایران است

بر اساس گزارش رسانه ها، دونالد ترامپ به تیم مذاکره کننده آمریکا در ژنو دستور داده است که هر لحظه «از طریق تماس تلفنی» در دسترس باشند تا در صورت لزوم برای جمع بندی و تعیین گزینه های مذاکره حضوری مداخله کنند. این رویکرد تمایل رئیس جمهور برای دور زدن بوروکراسی متعارف را نشان می دهد. مکانیزمی که معمولاً مذاکره کنندگان را ملزم می کند برای گزارش و دریافت دستورات به واشنگتن برگردند و در یک چرخه اداری منتظر بمانند. به گفته افراد نزدیک به دولت، ترامپ می خواهد از طریق این ارتباط مستقیم، روند پیشرفت پرونده پیچیده ایران را تسریع بخشد. او علاقه ای به مذاکرات طولانی و فرسایشی یا مدیریت بحران از مسیرهای آهسته و باز اداری ندارد و ترجیح می دهد تصمیم نهایی را در لحظه مناسب بگیرد.

به گفته منابع، ترامپ به مقامات ارشد خود گفته است که دیپلماسی همچنان گزینه مطلوب اوست، اما او حاضر نیست برای رسیدن به تفاهم با ایران به طور نامحدود منتظر بماند. نزدیکان او می گویند که همین دیدگاه بود که منجر به تصمیم گیری برای هدف قرار دادن تاسیسات هسته ای ایران در تابستان گذشته شد. این اقدام پس از ضرب الاجل 60 روزه ای صورت گرفت که خود ترامپ از طریق میانجی های عمانی تعیین کرده بود.

در حلقه نزدیک به رئیس جمهور، فکر تعیین ضرب الاجل مشخص برای مذاکرات به ویژه در بخش های مربوط به پرونده هسته ای جدی تر شده است. طرحی که خود ترامپ نیز از آن حمایت می کند. بر اساس این رویکرد، هدف دستیابی به توافق در چارچوب زمانی تعیین شده از سوی رئیس جمهور است و در صورت تحقق نیافتن، ترامپ خود را از هرگونه تعهد مذاکره علیه ایران و حتی برخی ترتیبات منطقه ای با متحدان نزدیک خود مبرا خواهد دانست.

سایه یک جنگ تمام عیار در خاورمیانه؛ واشنگتن یک گام به سمت رویارویی بزرگ است

پایگاه خبری اکسیوس گزارش داد که دولت دونالد ترامپ بیش از آنچه بسیاری از آمریکایی ها فکر می کنند به ورود به یک جنگ گسترده در خاورمیانه نزدیک شده است. به گفته این رسانه، جنگ ممکن است به زودی آغاز شود. به گفته منابع آگاه به آکسیوس، هرگونه عملیات احتمالی علیه ایران می تواند به یک کمپین چند هفته ای تبدیل شود. عملیاتی که بیشتر شبیه یک جنگ تمام عیار خواهد بود تا یک حمله محدود. این منابع گفته اند که چنین حمله ای به طور مشترک توسط آمریکا و اسرائیل انجام خواهد شد و دامنه وسیع تری نسبت به رویارویی ژوئن گذشته خواهد داشت. رویارویی که تاسیسات هسته ای زیرزمینی ایران را هدف قرار داد.

در این گزارش آمده است که جنگی به این بزرگی پیامدهای عمیقی بر کل منطقه خواهد داشت و به طور مستقیم بر سه سال باقی مانده از ریاست جمهوری ترامپ تأثیر خواهد گذاشت. آن هم در شرایطی که کنگره آمریکا و افکار عمومی بیشتر درگیر مسائل داخلی هستند و بحث عمومی گسترده ای درباره احتمال مداخله نظامی جدید وجود ندارد. منابع آکسیوس تاکید می کنند که این ترتیب نظامی گسترده و لحن تند سیاسی ترامپ را در موقعیت دشواری قرار داده است. زیرا خروج از این سطح تنش بدون دریافت امتیازات عمده از ایران در زمینه برنامه هسته ای، برای او پرهزینه و پیچیده خواهد بود.

پیشنهاد تعلیق سه تا پنج ساله؛ ابتکار جدید تهران پای میز مذاکره

روزنامه «نیویورک تایمز» به نقل از سه مقام ایرانی آشنا به روند مذاکرات گزارش داد که تهران آمادگی خود را برای تعلیق غنی سازی اورانیوم به مدت سه تا پنج سال اعلام کرده است. دوره ای که عملا کل دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ را در بر می گیرد. بر اساس این گزارش، ایران پس از این مدت به کنسرسیوم منطقه ای غنی سازی غیرنظامی خواهد پیوست.

به گفته این منابع، ایران همچنین آمادگی دارد تا با حضور بازرسان بین المللی ذخایر اورانیوم خود را در داخل کشور کاهش دهد. از سوی دیگر تهران خواستار رفع تحریم های مالی و بانکی و رفع محدودیت های فروش نفت است. علاوه بر این، ایران مشوق های اقتصادی و فرصت های سرمایه گذاری و تجاری با ایالات متحده به ویژه در بخش نفت و انرژی ارائه کرده است.

بر اساس گزارش وال استریت ژورنال، تهران آمادگی خود را برای ارائه امتیازاتی در برخی بخش‌های برنامه هسته‌ای از جمله انتقال اورانیوم با درجه تسلیحات به خارج از کشور اعلام کرده است. دیپلمات‌ها به این روزنامه گفته‌اند که مقامات ایرانی با همتایان منطقه‌ای خود درباره امکان پیشنهاد تعلیق غنی‌سازی برای مدت سه سال گفتگو کرده‌اند. با این حال، یک مقام آمریکایی در مورد این مذاکرات که در اقامتگاه سفیر عمان در دریاچه ژنو انجام شد، احتیاط بیشتری کرد و گفت: پیشرفت هایی حاصل شده است، اما هنوز جزئیات زیادی وجود دارد که باید مورد بحث قرار گیرد.

“نهنگ” در کمین کشتی های آمریکایی؛ سلاح نامتقارن تهران برای نبرد دریایی

محافل نظامی در تل آویو هویت سلاحی را فاش کردند که به گفته آنها تهران برای غرق کردن بزرگترین ناوها و ناوهای هواپیمابر آمریکایی در آبهای منطقه روی آن حساب باز کرده است. به گزارش سایت عبری «نتسیف»، تحلیل نهادهای اسرائیلی مبتنی بر تهدیداتی است که حضرت آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران همزمان با ورود ناوهای هواپیمابر «آبراهام لینکلن» و «جرالد فورد» مطرح کردند. این ارزیابی ها نشان می دهد که منظور تهران از «سلاح برتر» اژدر پرسرعت «نهنگ» است. سلاحی که به اعتقاد آنها می تواند نیروی دریایی آمریکا را زمین گیر کند و بستر دریا را به قبرستانی برای کشتی های جنگی تبدیل کند.

منابع این پایگاه عبری با تفسیر آنچه که رهبر ایران مستقیماً اعلام نکرد، معتقدند که منظور وی از سلاح نامتقارن بوده است که می تواند به طور موثر برتری دریایی آمریکا را خنثی کند. به گفته این منابع، «اژدر نهنگ» یکی از ارکان اصلی راهبرد نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با ناوها و ناوهای هواپیمابر آمریکایی در منطقه است.

گزارش عبری در بررسی مشخصات فنی این اژدر تاکید می کند که “نهنگ” از فناوری پیشرفته “supercavitation” (کاویتاسیون گازی) استفاده می کند. فناوری که با ایجاد حباب گاز در اطراف بدن، تماس با آب را به حداقل می رساند و نیروی انفجار را به شکل جریان حرارتی بسیار متمرکز آزاد می کند. این فناوری پیش از این در موشک های ضد تانک و ضد کشتی برای افزایش قدرت انهدام به کار می رفت و همچنین زمینه ساز توسعه اژدرهای پرسرعت بوده است.

بر اساس ارزیابی های نظامی در تل آویو، “نهنگ” با سرعت غیرعادی بالایی حرکت می کند و در داخل حباب گازی حرکت می کند که اصطکاک با آب را تا حد زیادی کاهش می دهد. این ویژگی به آن اجازه می دهد تا به سرعتی در حدود 360 کیلومتر بر ساعت برسد. پیشرانه این اژدر بر اساس موتور موشک سوخت جامد طراحی شده است و می توان آن را از سکوهای مختلف از جمله قایق های تندرو، زیردریایی ها و شناورهای سطحی شلیک کرد. چنین سرعت بالایی زمان واکنش سیستم های دفاعی کشتی ها را به شدت محدود می کند. به محض اینکه حرکت اژدر شناسایی شود، کشتی های جنگی شانس کمی برای رهگیری و مقابله خواهند داشت. ایران همچنین این اژدر را به یک کلاهک به وزن تقریبی 210 کیلوگرم مواد منفجره مجهز کرده و آن را برای نفوذ به بدنه کشتی های بزرگ طراحی کرده است.

با این حال، گزارش عبری بیان می کند که “نهنگ” علیرغم سرعت چشمگیرش برد عملیاتی کوتاهی دارد. برد آن بین 10 تا 50 کیلومتر تخمین زده می شود. علاوه بر این، حباب گاز و صدای بیش از حد ناشی از حرکت، استفاده از سیستم های ناوبری پیشرفته مانند سونار را دشوار کرده و دقت ناوبری را کاهش می دهد. به طور کلی، ارزیابی محافل اسرائیلی این است که “نهنگ” می تواند تهدیدی جدی در نبردهای دریایی نزدیک باشد، اما محدودیت برد و هدایت، دامنه کارایی آن را به سناریوهای عملیاتی خاص محدود می کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی