بعدی- بسیاری از کارمندان هر روز با لبخندی اجباری و واکنش های کنترل شده وارد محل کار می شوند، بدون اینکه متوجه باشند این نقش آفرینی ظاهری ممکن است یکی از دلایل اصلی خستگی و بی انگیزگی تدریجی آنها باشد.
بر اساس این گزارش به نقل از Inq، محققان اخیراً یک عامل پنهان در فرسودگی شغلی را آشکار کرده اند. عاملی که بسیاری از کارکنان و مدیران تقریباً هر روز در محیط کار مرتکب آن می شوند، بدون اینکه از عواقب آن آگاه باشند. این یافته ها نشان می دهد که بخشی از خستگی فزاینده، بی انگیزگی و احساس عدم ارتباط با کار در طول هفته فقط به دلیل میزان وظایف یا فشار زمان نیست، بلکه به دلیل نحوه مدیریت احساسات در محل کار است.
بر اساس دو مطالعه بالینی در فرانسه، یکی از ریشه های مهم تحلیل انرژی کارکنان پدیده ای است که محققان آن را «نقش آفرینی سطحی» می نامند. این اصطلاح به زمانی اشاره دارد که افراد در محل کار احساساتی را ابراز می کنند که واقعاً آن را تجربه نمی کنند. یا برعکس، احساسات واقعی خود را سرکوب می کنند زیرا فکر می کنند ابراز آن ها «حرفه ای» تلقی نمی شود.
برای بسیاری از کارمندان، این رفتار آشناست: لبخند اجباری در جلسه ای که آن را دوست ندارند، نشان دادن اشتیاق هنگام ارائه گزارشی که به آن اعتقاد ندارند، یا پنهان کردن ناامیدی و خشم برای حفظ چهره ای «مثبت» و «متعهد». در نگاه اول، این نوع خودکنترلی ممکن است نشانه ای از بلوغ حرفه ای به نظر برسد، اما یافته های محققان نشان می دهد که هزینه روانی آن بسیار سنگین تر از آن چیزی است که معمولاً تصور می شود.
خلاصه ای از نتایج این مطالعات تاکید می کند که «نقش آفرینی سطحی» چرخه ای از فرسودگی را ایجاد می کند که می توان آن را به صورت علمی اندازه گیری کرد. این چرخه منابع ذهنی و عاطفی لازم برای عملکرد موثر در تعاملات کاری را تجزیه و تحلیل می کند. در نتیجه ظرفیت شناختی کاهش می یابد، احساس اصالت فردی ضعیف می شود و اعتماد به تیم ها آسیب می بیند. عواملی که در نهایت مدیریت موثر و همکاری را دشوارتر می کند.
در این دو آزمایش، سطح انرژی و نگرش مدیران و کارکنان در طول روز اندازهگیری شد و سپس با میزان تنظیم یا سرکوب هیجانی که گزارش کردند، مقایسه شد. نتایج نشان داد افرادی که بیشتر درگیر ایفای نقش های سطحی بودند به دو روش خودتقویت کننده آسیب دیدند.
اولاین افراد اغلب روز کاری را با احساس خستگی شروع میکردند و در مقایسه با همکارانی که احساسات واقعی خود را بیان میکردند، در طول روز و هفته سریعتر خسته میشدند. به عبارت دیگر حتی قبل از شروع فشارهای روزانه مقداری از انرژی خود را از دست داده بودند.
دوماین خستگی اولیه توانایی آنها را برای شکستن این چرخه کاهش داد. وقتی فردی انرژی کافی نداشته باشد، تصمیم گیری برای اینکه صادق تر باشد یا دست از تظاهر بردارید، سخت تر می شود. در نتیجه، به همان الگوی قبلی باز می گردد: لبخند مصنوعی، اشتیاق نمایشی و سرکوب احساسات واقعی. این فرآیند یک چرخه نزولی ایجاد می کند که به تدریج منابع روانی فرد را تحلیل می برد.
محققان در گزارش خود هشدار داده اند که این وضعیت به نوعی «مارپیچ از دست دادن منابع» تبدیل خواهد شد. به ویژه کارکنانی که در ابتدای روز با کاهش انرژی هیجانی مواجه می شوند، تمایل بیشتری به راهبردهای سطحی و ناسالم تنظیم هیجان دارند. این باعث از دست رفتن منابع ذهنی بیشتری می شود و فرد روز بعد را با ذخایر انرژی کمتری شروع می کند. با گذشت زمان، این چرخه می تواند منجر به فرسودگی جدی شود.
پیام این تحقیق واضح است: تظاهر مداوم به وضعیتی که واقعاً وجود ندارد، نه تنها به بهبود عملکرد کمک نمی کند، بلکه در واقع آن را تضعیف می کند. در فرهنگی که معمولاً از کارکنان انتظار می رود همیشه پرانرژی، دوستانه و مشتاق باشند، این یافته ها زنگ خطری جدی هستند.
با این حال، سوال کلیدی این است که چگونه تشخیص دهیم که چه زمانی در دام نقش آفرینی سطحی افتاده ایم؟ یکی از نشانه ها احساس خستگی است که متناسب با حجم کار نیست. نوعی تحلیل انرژی که بیشتر پس از تعاملات اجتماعی یا جلسات کاری اتفاق می افتد. نشانه دیگر فاصله گرفتن تدریجی از حس اصالت و احساس «نقش بازی کردن» به جای خودم بودن است.
کارشناسان توصیه میکنند که سازمانها محیطی ایجاد کنند که در آن ابراز محترمانه و صادقانه احساسات یک تهدید تلقی نشود. از سوی دیگر، افراد نیز می توانند با افزایش آگاهی عاطفی، تمرین مرزهای سالم و گفتگوی واضح تر، از شدت این الگو بکاهند. گاهی اوقات تغییرات کوچک مانند پذیرفتن این نکته که ما همیشه مجبور نیستیم تازه و بی نقص به نظر برسیم، می تواند نقطه شروعی برای خروج از این چرخه طاقت فرسا باشد.
در نهایت، فرسودگی شغلی تنها نتیجه ساعات طولانی کار نیست. گاهی اوقات این نتیجه تلاش مداوم برای پنهان کردن آنچه واقعاً احساس می کنیم است. بازگشت به صداقت عاطفی شاید یکی از ساده ترین و در عین حال موثرترین راه ها برای حفظ انرژی و سلامت روان در محل کار باشد.





