یک کتاب اسرائیلی مدعی است که موساد سال‌ها بدون اطلاع اسد، مشاوری را برای او به خدمت گرفته بود / حافظ اسد از الحسن (مشاورش) همچون فرزند خود حمایت می‌کرد / الحسن پس از دیدار با افسر موساد در سال ۱۹۹۷ ادعای قریب‌الوقوع بودن جنگ را رد کرد و توضیح داد جابه‌جایی نیرو‌ها در چارچوب اجرای توافق طائف بوده؛ بعد‌ها مشخص شد که اطلاعات هشداردهنده جعلی بوده است

یک کتاب اسرائیلی مدعی است که موساد سال‌ها بدون اطلاع اسد، مشاوری را برای او به خدمت گرفته بود / حافظ اسد از الحسن (مشاورش) همچون فرزند خود حمایت می‌کرد / الحسن پس از دیدار با افسر موساد در سال ۱۹۹۷ ادعای قریب‌الوقوع بودن جنگ را رد کرد و توضیح داد جابه‌جایی نیرو‌ها در چارچوب اجرای توافق طائف بوده؛ بعد‌ها مشخص شد که اطلاعات هشداردهنده جعلی بوده است
پایگاه خبری تحلیلی میهن تجارت (mihantejarat.com):

العربی الجدید نوشت: دو نویسنده به نام های میخائیل بر زهار و نسیم مشعل در کتاب «الموساد – جنگ مغزها» که توسط روزنامه «یدیعوت آحرونوت» منتشر شده است، جزئیات جدیدی از چندین عملیات تروریستی انجام شده توسط «موساد» ارائه می کنند. از جمله عملیات دستگاه های پیجر و دو عملیات ترور دبیرکل سابق حزب الله و فرمانده جنبش حماس، حسن نصرالله و اسماعیل هنیه. همچنین جزئیات جنگی که اسرائیل در ژوئن گذشته علیه ایران به راه انداخت، به ویژه در مورد آنچه که «ارتش موساد» تأسیس شده در تهران نامیده می شود و ادعا می شود. علاوه بر یک سری عملیات دیگر.

به گزارش سرویس بین الملل «میهن تجارت»، ادامه می‌دهد: در حالی که این کتاب جنجالی عبری اکنون در کتابفروشی‌های رژیم صهیونیستی قابل خرید است، وب‌سایت «وینت» روز شنبه فصلی را منتشر کرد که در آن به ماجرای پرونده‌ای می‌پردازد که گفته می‌شود موساد یک سرتیپ ارشد سوری را در دوران ریاست‌جمهوری حافظ اسد به خدمت گرفته است. در کتاب، این شخص بدون ذکر نام، «الحسن» معرفی شده است. این فصل ادعا می کند که این عملیات در جذب یک منبع عالی رتبه موفق بوده است، که به خنثی کردن اشتباه محاسباتی کمک کرد که می توانست به درگیری نظامی بین تل آویو و دمشق منجر شود. با این حال، این یک روایت اسرائیلی است که تأیید آن دشوار است و ممکن است توسط تبلیغات اسرائیل در مورد عملیات استخدام در منطقه شکل بگیرد.

آغاز داستان

به گزارش فصلی که در یدیعوت منتشر شده، ماجرای جذب الحسن از آنجا شروع شد که یکی از افسران جمع آوری اطلاعات در این آژانس از شخصی به نام «بشیر» – که در کتاب به عنوان صاحب آژانس مسافرتی سوری و عامل موساد در دمشق معرفی شده است – پرسید: آیا سرتیپ الحسن را می شناسید؟ و او پاسخ داد: البته.

طبق این داستان، افسر و مامور در آن زمان در کافه ای در میدان بزرگ بروکسل نشسته بودند. “بشیر” بسیاری از افسران ارشد ارتش سوریه را می شناخت، زیرا سفرهایی به کنفرانس ها و نشست های اروپایی برای آنها ترتیب می داد. هر چند ماه یکبار از سوی شعبه «تسومت (چهارراه)» در «موساد» برای ارائه گزارش به مأموران این اداره تماس می گرفت.

موضوع گزارش در آن زمان، سرتیپ الحسن بود که بر اساس کتاب، پست‌های کلیدی ارتش سوریه را بر عهده داشت. از جمله فرمانده منطقه ساحل، فرمانده واحدهای زرهی، رئیس شاخه عملیات و مشاور رئیس جمهور اسد سدر. بر اساس جزئیات منتشر شده حافظ اسد به عنوان فرزند خود از او حمایت کرده است. حتی زمانی که دختر الحسن با شکاف لب به دنیا آمد، رئیس جمهور هزینه سفر خانواده به آلمان را برای جراحی موفقیت آمیز پرداخت کرد.

بر اساس این کتاب، الحسن ظاهراً بازنشسته بود، اما گهگاه با درجه سرتیپی در کنفرانس‌ها و مراسم‌های نظامی شرکت می‌کرد. حافظ اسد به عنوان مشاور و ناظر مأموریت هایی که محول کرده بود به او نیاز داشت و حتی با میانجی گری بیل کلینتون او را به عنوان مشاور جولان و مسئول ارتش در مذاکرات سوریه و اسرائیل در آمریکا منصوب کرد. در حالی که این مواضع محرمانه بود، الحسن رسماً یک شهروند و تاجر سوری محسوب می شد، اما در واقع یکی از ارکان رژیم حافظ اسد باقی ماند و دارای ماشین و راننده نظامی بود.

نحوه برقراری تماس

در آن زمان یگانی در اطلاعات نظامی اسرائیل وجود داشت که افسران ارتش سوریه به ویژه آنهایی را که به درجات بالایی رسیده بودند زیر نظر داشت. نام الحسن برای مدت طولانی در لیست اهداف آنها بود و این واحد از موساد خواست تا با او تماس بگیرد.

وظیفه برقراری تماس به بخش “Tsumet” سپرده شد که مسئول استخدام نمایندگان بود. به گزارش کتاب، اعضای این شعبه در مورد نحوه دسترسی به الحسن گفتگوی طولانی داشتند و در نهایت سناریویی بر اساس سابقه کاری وی طراحی شد. الحسن افسر زرهی و متخصص تانک های ساخت اتحاد جماهیر شوروی بود که توسط ارتش سوریه استفاده می شد. بر این اساس، افسران «تسومت» تصمیم گرفتند داستان جلد و وسوسه پیشنهادی را حول تجارت ضایعات تانک قرار دهند.

از این رو «موساد» به یکی از همکاران خود در بلژیک که در تجارت ضایعات فلزی فعال بود، مراجعه کرد و از او کمک خواست. بر اساس این کتاب، این فرد اتاقی در دفتر خود، آدرس، شماره تلفن و حتی اسناد رسمی شرکت را در اختیار مأموران قرار داده است. رئیس شعبه در «تسومت» به بشیر دستور داد تا با الحسن تماس بگیرد و به او اطلاع دهد که با یک تاجر اروپایی که علاقه مند به خرید آهن قراضه از سوریه بود ملاقات کرده است.

تخریب عملیات توسط رابط

در اکتبر 1995، الحسن به بروکسل دعوت شد. در این نامه آمده است: “لطفا حضور خود را تایید کنید تا بلیط ها برای شما ارسال شود.” او به موقع وارد بروکسل شد و در فرودگاه با تماسی به نام “فاید” که با “موساد” کار می کرد و در هتلی مجلل اقامت داشت، از او استقبال کرد.

در ملاقات عصر با «مونتی» – که در واقع افسر جمع آوری اطلاعات «موساد» بود – مشخص شد که الحسن برخلاف گزارش اولیه، انگلیسی نمی داند و به همین دلیل رابط باید نقش مترجم را بر عهده بگیرد.

پس از ملاقات های اولیه و بازگشت الحسن به سوریه، چند ماه بعد به بروکسل بازگشت و نمونه های فلزی را با دقت آماده کرد. اما پس از اینکه این تماس او را به زندگی شبانه و حتی یک خانه فساد در بروکسل برد، صبح روز بعد الحسن پشیمان و مضطرب شد و گفت که می خواهد از “گناهانی که مرتکب شده است” توبه کند. او رابطه خود را قطع کرد و به دمشق بازگشت.

ادعای موفقیت در جذب نیرو با پوشش تحقیقاتی

به گزارش کتاب، پس از اولین شکست تیم جدیدی تشکیل شد. افسر دیگری با نام رمز «پیتر» که به زبان عربی صحبت می کرد، منصوب شد و یک داستان جلد جدید ابداع شد. این بار هلند محل عملیات بود. «پیتر» خود را محققی با پدری لبنانی و مادری سوئدی معرفی کرد که در لیدن تدریس می‌کند و روی پروژه‌ای درباره توسعه تانک‌های روسی کار می‌کند.

با یک سناریوی پیچیده و فشار روانی، جلسه ای در لیدن ترتیب داده شد که منجر به برقراری رابطه ای مبتنی بر احترام و اعتماد شد. الحسن سرانجام هویت نظامی رده بالای خود را فاش کرد و پیشنهاد کمک کرد. ماهیانه هزار دلار به اضافه پاداش پیشنهاد شد که بیشتر از حقوق رسمی او بود و او پذیرفت.

بر اساس ادعای کتاب، در جلسات بعدی، بحث از مسائل فنی به اطلاعات عملیاتی درباره استقرار نیروهای سوری در جولان و تغییر دکترین نظامی سوریه کشیده شد. در سال 1997، الحسن نیز ادعای قریب الوقوع بودن جنگ را رد کرد و توضیح داد که انتقال نیروها در چارچوب اجرای توافق طائف بوده است. بعداً مشخص شد که اطلاعات هشدار جعلی بوده است.

این رابطه حدود چهار سال ادامه داشت تا این که حسن به روایت کتاب بدون اطلاع از صحت ماجرا، بیمار شد و درگذشت. این فصل با تاکید بر موفقیت ادعایی عملیات به پایان می رسد و می گوید که استخدام این منبع عالی رتبه به جلوگیری از محاسبه اشتباهی که می توانست به درگیری نظامی بین دمشق و تل آویو منجر شود، کمک کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خبرهای امروز:

یک کتاب اسرائیلی مدعی است که موساد سال‌ها بدون اطلاع اسد، مشاوری را برای او به خدمت گرفته بود / حافظ اسد از الحسن (مشاورش) همچون فرزند خود حمایت می‌کرد / الحسن پس از دیدار با افسر موساد در سال ۱۹۹۷ ادعای قریب‌الوقوع بودن جنگ را رد کرد و توضیح داد جابه‌جایی نیرو‌ها در چارچوب اجرای توافق طائف بوده؛ بعد‌ها مشخص شد که اطلاعات هشداردهنده جعلی بوده است

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی