ایران نقشه‌راه ترامپ را کپی و روی خود او پیاده کرده: ابهام و سیلی از پیام‌های متناقض

ایران نقشه‌راه ترامپ را کپی و روی خود او پیاده کرده: ابهام و سیلی از پیام‌های متناقض
پایگاه خبری تحلیلی میهن تجارت (mihantejarat.com):

معاون راهبردی، امنیتی و ارتباطات «مرکز امنیت و امور خارجی جروزالم» در جروزالم پست نوشت: در جنگ 12 روزه ژوئن 2025، آمریکا و اسرائیل تأسیسات غنی‌سازی ایران در نطنز، فردو و اصفهان را هدف قرار دادند. اما مخرب ترین سلاحی که ترامپ استفاده کرد، نظامی نبود. بلکه شناختی بود: سیل پیام های متناقض.

به گزارش سرویس بین الملل «میهن تجارت»، در ادامه این مطلب آمده است: همه باید تهران را ترک کنند! و چند ساعت “اکنون زمان صلح است!” “تسلیم بی قید و شرط!” و صبح روز بعد، “یک فرصت واقعی برای مذاکره.” نتیجه، فلج [ادراکی] در تهران بود. هر واکنش احتمالی قبل از شکل گیری خنثی شد.

هشت ماه بعد، در مسقط، تحقیقات چیزی قابل توجه را نشان می دهد: ایران از این روش کپی کرده، آن را بهبود بخشیده و اکنون از آن علیه ترامپ استفاده می کند.

از کتاب تا میز مذاکره

در طول پنج دور مذاکرات بین عمان و رم در بهار 2025، رویکرد ایران روشن بود: کاهش غنی‌سازی به 3.67 درصد، انتقال ذخایر به کشور ثالث.

زمانی که ترامپ پیام‌های متناقضی ارسال کرد، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه به صراحت گلایه کرد: پیام‌های متناقض کمکی نمی‌کند. راندها به تعویق افتاد. سپس ژوئن آمد. اما دولت هایی که 45 سال عمر می کنند سریع یاد می گیرند.

تسنیم در تاریخ 12 بهمن 1395 همزمان سه تیتر تایید مذاکره، هشدار و رد مذاکره تحت شرایط ترامپ را منتشر کرد. یک رسانه یک روز

علی شمخانی به شش زبان اعلام کرد که مذاکرات «تحت فرمان رهبری» در حال انجام است.

در همین هفته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از موشک بالستیک دوربرد خرمشهر-4 «خیبر» در یک شهر موشکی زیرزمینی رونمایی کرد.

دیپلماسی و موشک بالستیک: دقیقاً همان کاری که ترامپ در ژوئن انجام داد.

بدون هیاهو: چند صدایی

پاسخ واضح این است که ایران همیشه سیگنال های متناقضی تولید کرده است. در جریان توافق هسته ای برجام، در حالی که محمدجواد ظریف در حال مذاکره بود، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی موشک شلیک کرد. اما در گذشته، تضادها نشان دهنده تفاوت های واقعی داخلی بود. این بار نه.

این تصور که «نهادهای نظامی ممکن است با یک توافق نرم مخالفت کنند» ابزاری در دست ایران است نه تهدید. این هیاهوی جناح های متخاصم نیست. بلکه پلی فونیک با رهبر ارکستر است.

سه شاخص این تصور را تقویت می کند.

اول، فقدان نشت اطلاعات: تناقضات گذشته همیشه با افشاگری در مورد جنگ قدرت همراه بود. این بار هیچی

دوم، زمان: سه عنوان متناقض در یک روز; دفاع و هشدار از کیهان در چهل و هشت ساعت؛ رونمایی از خرمشهر-4 در حومه مسقط. اینها اختلافاتی نیستند که به بیرون درز کرده باشند. این سیگنال هایی است که عمدا ارسال می شود.

سوم، جهت: هر صدای متناقضی به یک نتیجه منتهی می شود. خط سخت موضع مذاکره را تقویت می کند، خط نرم حمله را منع می کند و موشک از هر دو پشتیبانی می کند.

وقتی تضادها در خدمت یک هدف واحد باشد، آن بی نظمی نیست. طراحی است.

ترامپ علیه ترامپ

اگر ایران کتاب بازی ترامپ را علیه او اجرا می کند، نتیجه تعادلی است که هیچ یک از آنها نمی توانند آن را بشکنند.

ترامپ در ماه ژوئن فرمولی پیدا کرد: جنگ کوتاه، اعلام پیروزی، رفتن به خانه.

ایران در حال بستن راه به آن فرمول است: دور بعدی دوازده روز نخواهد بود.

هر دو طرف باید بازی را ادامه دهند نه اینکه آن را تمام کنند. ترامپ برای نشان دادن قدرت نیاز به تهدید دارد، تهران برای جلوگیری از حمله به مذاکره نیاز دارد. لحظه ای که بازی تمام می شود، هر دو شکست می خورند.

یک رسانه در ایران مذاکرات مسقط را اینگونه خلاصه کرد: بازی اصلی همچنان در سطح سیگنال ها ادامه دارد، نه در سطح پیش نویس توافق. مذاکره وسیله ای برای دستیابی به توافق نیست. این خود توافق است.

ارزیابی

اگر قرار باشد شرط ببندم، پیش‌بینی می‌کنم که یک «توافق چارچوب» امضا شود: کاهش غنی‌سازی، انتقال نمادین برخی مواد، مکانیسم نظارتی که چشم‌گیر به نظر می‌رسد اما فاقد ضمانت اجرایی است. عراقچی با ویتکاف دست می دهد. ترامپ اعلام می کند که به چیزی دست یافته است که اوباما هرگز نتوانست به آن دست یابد. ایران اعلام می کند که از هیچ چیز فروگذار نکرده است: هر دو حق خواهند بود. ظرف چند ماه، زیرساخت ها بی سر و صدا در حال بازسازی هستند.

و یک چیز دیگر: ترامپ. این تحلیل مبتنی بر فرض یک بازی عقلانی است. اما رئیس جمهور آمریکا در ماه ژوئن در عرض هفتاد و دو ساعت از تهدید به جنگ رفت. او ممکن است بار دیگر با معامله ای که هیچ کس انتظارش را نداشت غافلگیر کند – یا حمله ای که هیچ کس به آن توصیه نکرده است. غرایز او بر هر ارزیابی آگاهانه، به ویژه در مورد کارهایی که انجام دادن آنها عاقلانه نیست، غلبه می کند. در ماه ژوئن ثابت شد که؛ دلیلی وجود ندارد که فرض کنیم دوباره ثابت نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی