نبرد ایران و اسرائیل و جنگ ژئوپولتیک با ماهیت رولت روسی / اعراب می توانند از جنگ تهران و تل آویو جلوگیری کنند؟

پایگاه خبری تحلیلی میهن تجارت (mihantejarat.com):

کریستین کوتس اولریشیون، محقق انستیتو بیکر در دانشگاه رایس، در مقاله‌ای در وب‌سایت مرکزی عرب واشنگتن دی سی نوشت: سال‌ها جنگ سایه بین ایران و اسرائیل در ماه آوریل منجر به رویارویی مستقیم بین دو کشور و ترک شد. خاورمیانه در آستانه یک جنگ منطقه ای این چرخه خشونت که با حمله اسرائیل به ساختمان سفارت ایران در دمشق در اول آوریل آغاز شد و با حمله موشکی و پهپادی بی‌سابقه ایران به اسرائیل در 13 آوریل ادامه یافت، به نظر می‌رسد حداقل در حال حاضر پایان یافته است. اگرچه حملات تلافی جویانه طرفین ظاهراً فروکش کرده است، اما این اقدامات نشان از افزایش چشمگیر تنش ها داشت و نشان می دهد که آتش اختلافات در منطقه همچنان با گذشت بیش از شش ماه از جنگ اسرائیل و حماس شعله ور است.

به گزارش سرویس بین الملل «میهن تجارت»، در ادامه این مقاله آمده است: برای دولت های عربی منطقه که خواهان گفتگو و دیپلماسی برای جلوگیری از گسترش جنگ غزه به کل منطقه هستند، جنگ تمام عیار بین ایران و اسرائیل آنها را در معرض دوجانبه قرار خواهد داد. آتش از دو طرف چنین نتیجه ای بدترین سناریوی ممکن خواهد بود که رهبران 6 کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس سال ها سعی در اجتناب از آن داشتند. روابط دفاعی و امنیتی آنها با آمریکا و (به ویژه بحرین و امارات) با اسرائیل، آنها را در برابر حملات مستقیم و غیرمستقیم آسیب پذیر خواهد کرد. پس از حل و فصل رقابت ژئوپلیتیکی بین کشورهای عرب منطقه در دهه 2020، اولویت‌های منطقه خلیج فارس به سمت روابط نزدیک‌تر و کاهش تنش تغییر کرده است، اما این اولویت با به صدا درآمدن زنگ‌های جنگ در نزدیکی آنها به خطر افتاده است.

در هفته‌ها و ماه‌های قبل از حمله 7 اکتبر، سیاست‌گذاران در چندین کشور عربی در منطقه توجه خود را به طرح‌های منطقه‌ای برای اتصال اقتصادی معطوف کرده بودند، مانند کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا، که در نشست گروه 20 اعلام شد. دهلی نو در سپتامبر این کریدور قرار بود هند و امارات را از طریق عربستان سعودی و اردن به اسرائیل و اروپا وصل کند و این تلاش دیگری از سوی دولت بایدن برای گرد هم آوردن مشارکت های منطقه ای و ایجاد یک مرکز ثقل ژئواکونومیک جدید بود. تلاش های هماهنگ برای ایجاد زمینه برای توافق عادی سازی بین عربستان سعودی و اسرائیل نیز در همین راستا انجام می شد، زیرا کاخ سفید به دنبال مقابله با نفوذ چین در منطقه بود.

جنگ غزه در شش ماه گذشته بسیاری از این فرضیات را که ظاهراً در ذهن سیاستگذاران ایالات متحده، اسرائیل و کشورهای خلیج فارس تقویت شده بود، برهم زد. مفهومی که در قراردادهای ابراهیم نیز دنبال می‌شد و این ایده که می‌توان از رویکرد آشتی پایدار پیروی کرد، برای درگیر شدن در طولانی‌ترین و مرگبارترین جنگ بین اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها از سال‌های 1948 تا 1949، بسیار ضعیف شده است.

هیچ یک از دولت های منطقه تمایلی به تحریک یا دامن زدن به تنش های منطقه ای ندارند. سازش محتاطانه این کشورها با ایران، از جمله توافقی که ایران و عربستان سعودی در مارس 2023 با میانجیگری چین امضا کردند، بیش از آنچه بسیاری انتظار داشتند، بادوام و پایدار بوده است. در این میان، بحرین تنها کشور عربی حاشیه خلیج فارس است که به طور کامل روابط با ایران را احیا نکرده است. واکنش پایتخت های عربی به وضعیت امنیتی یمن و دریای سرخ نشان می دهد که مواضع این کشورها در فاصله سال های 2015 تا 2022 تا چه اندازه تغییر کرده و از جهت گیری های خود منحرف شده است. حوثی ها نیز ترجیح داده اند به جای آن به کشتی های بین المللی در دریای سرخ حمله کنند. هدف قرار دادن غیرنظامیان و زیرساخت ها در عربستان سعودی و امارات. به نظر می رسد نه ریاض و نه ابوظبی حاضر به از سرگیری تنش با حوثی ها پس از برقراری آتش بس موقت در آوریل 2022 نیستند.

تنها بحرین تصمیم گرفته است در ائتلاف دریایی به رهبری ایالات متحده که در دسامبر 2023 برای مقابله با حملات حوثی ها تشکیل شد، شرکت کند، اگرچه مشارکت منامه بیشتر اداری بوده تا عملیاتی. جالب است بدانید که عملیات انجام شده علیه مواضع حوثی ها از ناوهای هواپیمابر و ناوچه های آمریکایی مستقر در دریای سرخ و پایگاه های انگلیس در قبرس و نه از تاسیسات دفاعی مستقر در کشورهای خلیج فارس انجام شده است. این کشورها سعی کرده اند از این طریق از خود فاصله بگیرند. با ائتلاف بریتانیایی آمریکایی در مورد یمن حفظ شود.

از این رو به نظر می رسد رهبران کشورهای حوزه خلیج فارس بر روی لبه باریکی حرکت می کنند و تعادلی بین عدم افزایش تنش با ایران از یک سو و به حداقل رساندن پتانسیل افزایش تنش منطقه ای توسط اسرائیل از سوی دیگر حفظ می کنند. چالش پیش روی کشورهای خلیج فارس فقدان اهرم لازم برای تأثیرگذاری بر تصمیماتی است که می تواند پیامدهای منطقه ای گسترده ای داشته باشد. وقوع جنگ بین ایران و اسرائیل به معنای واقعی کلمه آنها را در خط آتش دو طرف قرار خواهد داد و احتمالاً تلاش این کشورها برای ترسیم تصویری مثبت از منطقه به عنوان مکانی امن برای زندگی، کار و تجارت که در آن اقتصاد بزرگ است. پروژه ها قابل انجام است. منفجر خواهد شد

ریسک زدایی به شعاری در کشاورزان خلیج فارس تبدیل شده است و برای محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، ارتقای پروژه های عظیم مرتبط با چشم انداز 2030 اولویتی است که هرگونه تنش منطقه ای آن را به خطر می اندازد. عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر هر کدام به روش خود بر پروژه های توسعه جدید خود متمرکز شده اند که می تواند موقعیت آنها را به عنوان قطب های کلیدی در اقتصاد جهانی تقویت کند. اولویت فوری تصمیم گیرندگان در این کشورها نیز بررسی دقیق عملکرد سامانه دفاعی اسرائیل در برابر موشک ها و پهپادهای ایرانی است تا درس هایی برای استفاده در سامانه های دفاعی آنها بیاموزند.

هنوز خیلی زود است که بگوییم آیا تحولات 1 تا 19 آوریل مرحله جدیدی از جنگ اسرائیل و حماس تلقی می شود یا به معنای تغییر مرزهای افزایش تنش در منطقه است. چرخه قبلی خشونت، از جمله ترور سردار سلیمانی و حمله به پایگاه نظامی عین الاسد در عراق، به جنگی تمام عیار منجر نشد. در سال 2020، مقامات ارشد سعودی و اماراتی می خواستند از افزایش تنش جلوگیری کنند و احتمالاً تحلیل غالب این است که در آوریل 2024، منطقه توانست از جنگ احتمالی دیگری جلوگیری کند. اما چنین رویارویی های دوره ای بین دشمنان منطقه ای منجر به یک بازی ژئوپلیتیکی با ماهیت رولت روسی می شود که می تواند ایران و اسرائیل را به این نتیجه برساند که احتمال وقوع جنگ در آینده بیشتر از گذشته است و در هر صورت اتفاق خواهد افتاد. زودتر یا دیرتر. شمشیر داموکلس بر فراز منطقه آویزان است، اما رهبران پایتخت های عربی هیچ عاملی ندارند. آنها می توانند خطر محاسبات نادرست و سوء تفاهم های احتمالی را از طریق کانال های عقب و ایفای نقش میانجی کاهش دهند و در عین حال به تلاش برای دستیابی به آتش بس پایدار در نوار غزه ادامه دهند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *