به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، اتفاقات اخیر در دانشگاه صنعتی شریف و پس از آن در چند دانشگاه دیگر، بدون توجه به حاشیه سازی رسانه ای، نشان از آسیب عمیق شناختی در لایه های جامعه نخبگان کشور دارد. آنچه نیاز به تحلیل جدی دارد نه تنها خشونت کلامی یا فیزیکی عده ای محدود، بلکه «چرایی» فروپاشی مرزهای تحلیلی در ذهن دانشجویانی است که انتظار می رود محرک های تفکر انتقادی در کشور باشند.
یک بحران تمایز شناختی
دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف با توجه به مراحل سخت ورود به این نهاد علمی ثابت کرده است که از ظرفیت های تحلیلی بالایی برخوردار است. پس مشکل از ناتوانی ذهنی نیست. مشکل «تعلیق موقت عقلانیت» در برابر امواج احساسی است.
وقتی نخبگان فکری در برابر طوفان عواطف جمعی مقاومت نمی کنند، به معنای اختلال در «شناخت موقعیت» است. این دانشجو دیگر نمی پرسد: به نفع چه کسی یا چه حرکتی می خوانم؟ بلکه فقط با هیجان فریاد می زند. غافل از اینکه در میدان نبرد روایت ها هر بازیگری حتی ناخواسته در میدان یک طرف بازی می کند.
چرا جوانی که شعار آزادی می دهد باید از نظامی که نماد سرکوب آزادی بیان بود دفاع کند؟ پاسخ را باید در «تاریخ زدایی رسانه ای» جست.
دوم؛ فروپاشی روایت تاریخی
عجیب ترین تضاد، دفاع از نمادهای رژیم پهلوی توسط نسلی است که آن دوران را تجربه نکرده اند. در اینجا ما با یک پارادوکس روبرو هستیم: چرا جوانی که شعار آزادی می دهد باید از نظامی که نماد سرکوب آزادی بیان بود دفاع کند؟ پاسخ را باید در «تاریخ زدایی رسانه ای» جست. وقتی تصاویر تاریخی از بسترشان جدا میشوند، وقتی گفتارها و تحلیلها بدون پشتوانه مستند و تنها با تکیه بر حس نوستالژیک بازنشر میشوند، نسل جدید نه با واقعیت تاریخ، که با «روایت عاطفی تاریخ» مواجه میشود. نتیجه دفاع از چیزی است که اگر در چارچوب واقعی خود قرار می گرفت، اولین منتقد دانشجو بود.
سوم؛ دگرگونی معنا در فضای مجازی
اگر بگوییم دانش آموز «آگاهانه» در راه دشمن قدم می زند، اتهام ساده اندیشی است. این آغاز یک فرآیند پیچیده رسانه ای است. الگوریتمهای فضای مجازی کاربر را در یک حباب خبری همسو با سلیقه او محصور میکنند. وقتی دانش آموزی روزانه صدها پیام و تصویر هدفمند دریافت می کند، “واقعیت” به تدریج تبدیل به چیزی می شود که او در این حباب می بیند. در این صورت، او خود را یک کنشگر آگاه میداند، در حالی که صرفاً مصرفکننده یک روایت از پیش تعیینشده شده است.
خشونت در اعتراض به معنای پذیرش شکست در اقناع است. یعنی قبول این جمله که “من بحثی ندارم، پس مشت میزنم.”
چهارم؛ از اعتراض تا خودباختگی
نکته جالب تر، شکاف بین «هدف» و «روش» است. اگر هدف اصلاح امور یا اعتراض به نقطه ای باشد، تخریب اموال عمومی، استفاده از فحاشی و سوزاندن سطل های زباله نه تنها کمکی به هدف نمی کند، بلکه راه گفتگو را نیز مسدود می کند. خشونت در اعتراض به معنای پذیرش شکست در اقناع است. یعنی قبول این جمله که “من بحثی ندارم، پس مشت میزنم.” اینجاست که نخبگان دانشگاهی به جای اینکه سطح گفتمان را بالا ببرند، تخریب کننده نمادهایی می شوند که در آن عضویت دارند.
راه برون رفت از این پارادوکس
پارادوکس نخبه گرایی زمانی حل می شود که بتوانیم «هیجان فوری» را به «تحلیل پایدار» تبدیل کنیم. دانش آموز باید یاد بگیرد که سه سوال اساسی را قبل از هماهنگی با هر موجی از خود بپرسد:
1. منبع این روایت کجاست و هدف آن چیست؟
2. آیا بین روش من و هدفی که ادعا می کنم هماهنگی وجود دارد؟
3. اگر این اقدام من فراگیر شود کشور به کدام سمت می رود؟
مدیریت فضای مجازی بدون پاسخگویی به شبکه های برون مرزی طنز تلخی است
احسان بصروی کارشناس مسائل سیاسی و فعال سابق دانشجویی در گفت و گو با خبرنگار به گزارش میهن تجارت وی بیان کرد: تجمع خاموش برای تکریم به اصطلاح جان باختگان پرونده های دی ماه همزمان با اذان برگزار می شود. هنگام اذان، صدای اذان پخش می شود و برخی افراد شروع به جسارت و توهین می کنند. از سوی دیگر برخی از دانشجویان بسیجی و انقلابی دانشگاه صنعتی شریف نیز در پاسخ شعار می دهند. در ابتدا بین دو طرف فاصله وجود داشت اما بعداً با هم روبرو می شوند.
وی افزود: بحثی که وجود دارد این است که بیشتر دانشجویان ما گرایش های دینی دارند. مشکل در بیان این تمایلات است. برخی ممکن است در معرض جو باشند. مثلاً در ماه مبارک رمضان روزه بگیرد ولی بیان نکرده باشد. یکی از دوستان درمورد اینکه چه کسی روزه می گیرد نظرسنجی را در بین دانش آموزان انجام داد. در اعلام شفاهی، اقلیت پاسخ مثبت دادند، اما با انجام رای گیری کتبی و مخفی مشخص شد که اکثریت دانش آموزان آن کلاس روزه هستند. این نشان می دهد که گرایش دینی وجود دارد، اما گاهی احساس می شود فضا اجازه ظهور نمی دهد.
این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: به نظر من باید در خصوص موارد اخیر سیاست مشخصی از سوی مسئولان دانشگاه وجود داشته باشد و درباره این موضوعات با دانشجویان بحث شود. صرف غیبت دانشگاه یا دوری از محیط دانشگاه موثر نیست. معرفی نماینده و گفت و گوی جدی و گفتگو محور در مورد این موضوعات ضروری است.
وی افزود: اکنون پس از تکمیل اطلاعات پروژه دی ماه، رهبر انقلاب ابتدا واژه اغتشاش را به کار بردند، سپس اصطلاح شبه کودتا را به کار بردند و در جلسه اخیر رسماً اعلام کردند که این کودتا بوده است. اگر اینطور باشد ما با خطر بسیار بزرگی مواجه شده ایم که از گوش کشور گذشته است. یادم نیست حتی در موارد سال 1401 از کلیدواژه فتنه استفاده کرده باشد، اما در همین مورد اخیر از فتنه صحبت کرده و حضور رسمی آمریکا را مطرح کرده و بحث کودتا را مطرح کرده است. یعنی از کار انداختن قوای حاکمه نظام، از ادارات گرفته تا مساجد و مؤسسات خدماتی.
وی تصریح کرد: نیازمند بازنگری در نظام آموزشی هستیم. امتحان محور بودن آموزش و تمرکز صرفاً بر انتقال محتوا، بدون تعیین رسالت برای تربیت سیاسی و اخلاقی دانشجویان، منجر به مشاهده چنین خروجی هایی در دانشگاهی مانند دانشگاه صنعتی شریف می شود.
اهمیت مدیریت فضای مجازی
این کارشناس مسائل سیاسی افزود: موضوع دیگر اهمیت مدیریت فضای مجازی است. نفرت به صورت پمپاژ شده در فضای مجازی منتشر می شود و باعث می شود مردم نسبت به یکدیگر احساس کدورت، نفرت و در نهایت خشونت کنند. در حالی که بسیاری از این افراد همکلاسی هستند و یکدیگر را می شناسند. این نشان می دهد که دولت و دستگاه های حاکمیتی علاوه بر تحول در آموزش و پرورش و تعیین رسالت تربیت سیاسی، اخلاقی و عقیدتی دانش آموزان، نیازمند مدیریت فضای مجازی هستند. امروزه مدیریت فضای واقعی بدون مدیریت فضای مجازی عملاً بی معنی است.
وی ادامه داد: اگر فردی بخواهد در میدان انقلاب تهران غرفه ای برپا کند سریعا از چند نهاد مجوز آن را جویا می شود اما هزاران صفحه با مخاطبان به مراتب بیشتر از میدان انقلاب در فضای مجازی با محتوای مسموم فعال هستند. این نشان می دهد که رهاسازی فضا به نام آزادی جوابگوی این وضعیت نیست. البته این موضوع قطعاً به معنای فیلتر نیست، بلکه به معنای پاسخگو بودن شبکه های اجتماعی فرامرزی است که عملاً در داخل مرزهای ما حضور دارند.
بصروی تصریح کرد: اقلیتی بسیار محدود در بین دانشجویانی هستند که صلاحیت حضور در دانشگاه را ندارند. گفتن اینکه «دانشجو نفوذی نمی شود» یا «دانشجو آدم های خوبی هستند» سخنان فریبنده ای است. در بین روحانیون با وجود جایگاه والایی که دارند، اگر فردی تخلفی انجام دهد، با او برخورد می شود و حتی لباسش را می کنند. همین قانون در مورد دانش آموزان نیز صادق است.
وی افزود: در بحث امنیت دانشجویی اگر نهادهایی مانند حراست دانشگاه توانمندی لازم را نداشته باشند با توجه به کشف سلاح سرد در این مورد باید موضوع را بسیار جدی گرفت. اگر امنیت نیاز به تقویت دارد، باید اتفاق بیفتد. در غیر این صورت، برای کسی که اسلحه گرم را به محوطه دانشگاه بیاورد ناموفق است. خوشبختانه مشکل جدیتر نشد، اما باید برای آینده آمادهسازی شود.
این کارشناس مسائل سیاسی در پایان گفت: دانشگاه ها فقط دانشجو نیستند. اساتید نیز نقش بسیار موثری دارند. وقتی استادی با سابقه موضع گیری در سال 1401 رسما از سرنگونی در سال 1404 صحبت می کند، نشان می دهد که سیستم نظارت بر رفتار اساتید نیاز به بازنگری دارد. اساتید می توانند الگوی دانشجویان باشند و نقش مهمی در آرامش فضا و ایجاد هماهنگی داشته باشند. بنابراین لازم است وزارت علوم نسبت به حمایت فکری و صیانت از فضای روانی اساتید اقدام جدی انجام دهد.
شکاف جدی در سواد رسانه ای و تفکر استراتژیک
به گزارش به گزارش میهن تجارت، نباید فراموش کرد که دانشگاه کانون نقد سازنده است، اما نقد همراه با تخریب و خشونت نه تنها راه اصلاح را هموار نمی کند، بلکه شکاف ها را عمیق تر می کند. دانش آموز امروزی بیش از هر زمان دیگری به «سواد رسانه ای عمیق» و «تفکر راهبردی» نیاز دارد تا قطب نمایش را در طوفان روایت ها گم نکند.
منبع : به گزارش میهن تجارت








