بعدی- دانشمندان علوم رفتاری و اعصاب تاکید می کنند که تغییرات کوچک در زبان روزمره، حتی به اندازه یک کلمه، می تواند ذهن را از حالت استرس و محدودیت به سمت خلاقیت، قدردانی و عملکرد موثرتر سوق دهد.
بر اساس این گزارش به نقل از Inq، موفقیت فقط به مهارت، تجربه یا منابع مالی بستگی ندارد. گاهی اوقات با ساده ترین ابزار ما، “کلمات” شروع می شود. کلماتی که در مکالمه با دیگران به کار می بریم یا حتی در ذهن خود تکرار می کنیم، می توانند نگاه ما را به یک موقعیت تغییر دهند. یافته های علوم اعصاب نشان می دهد که تغییر یک کلمه در لحظات استرس یا سردرگمی می تواند طرز تفکر ما را تغییر دهد و راه حل های جدیدی را در اختیار ما قرار دهد.
دانیل پینک، نویسنده پرفروش حوزه مدیریت و محیط کار، در یکی از یادداشت های خود در لینکدین به همین موضوع پرداخته و پیشنهاد کرده است که برای افزایش اثربخشی فردی، آگاهانه برخی از کلمات را با گزینه های بهتر جایگزین کنیم. توصیه های او نه تنها بر اساس تجربه مدیریتی، بلکه در راستای یافته های علوم اعصاب است. در ادامه دو نمونه از پیشنهادات ایشان به همراه یک توصیه تکمیلی مورد بررسی قرار می گیرد.
1. به جای “چیکار کنم؟” بپرسید “چه کاری می توانم انجام دهم؟”
در نگاه اول تفاوت این دو سوال ناچیز به نظر می رسد اما از نظر ذهنی بسیار معنادار است. کلمه “باید” دامنه انتخاب ها را محدود می کند. وقتی می پرسیم “چه کار کنم؟” ما ناخودآگاه فرض می کنیم که تنها یک پاسخ درست وجود دارد و اگر آن را پیدا نکنیم، شکست خورده ایم. این طرز تفکر می تواند فشار روانی ایجاد کند و خلاقیت را کاهش دهد.
در مقابل، سوال “چه کاری می توانم انجام دهم؟” در را به روی بسیاری از گزینه ها باز می کند. این سوال به جای یافتن یک پاسخ قطعی، ذهن را تشویق می کند تا احتمالات را کشف کند. به عنوان مثال، تصور کنید که یکی از بزرگترین مشتریان شما اعلام می کند که اگر قیمت ها را 50 درصد کاهش ندهید، همکاری با شما را متوقف می کند. آیا باید درخواست او را بپذیرید؟ شاید اگر بازار قیمت ها را کاهش می دهد، این تصمیم منطقی باشد. اما شاید بتوانید یک پیشنهاد متقابل ارائه دهید، خدمات مختلفی ارائه دهید یا به دنبال مشتریان جدید باشید. هر کدام از این گزینه ها بسته به شرایط می توانند انتخاب مناسبی باشند.
علوم اعصاب نشان می دهد که زبان بر نحوه پردازش اطلاعات در مغز تأثیر می گذارد. کلماتی که حس اجبار و اطمینان را برمی انگیزند، سیستم استرس را فعال می کنند، در حالی که کلمات مرتبط با امکان و انتخاب، بخش های خلاق تر مغز را درگیر می کنند. بنابراین تغییر “باید” به “می توان” فقط بازی با کلمات نیست. این تغییری است که می تواند کیفیت تصمیم گیری را بهبود بخشد.
2. به جای “من باید” بگویید “من فرصت دارم”
پیشنهاد دوم که دنیل پینک نیز به آن اشاره کرد و توسط جاش دیویس، عصب شناس نیز تاکید کرد، جایگزینی عبارت «من باید» با «من فرصت دارم» یا «من این امکان را دارم» جایگزین کرد. بسیاری از ما در طول روز بارها می گوییم “من باید این کار را انجام دهم” یا “من باید به یک جلسه بروم”. این نوع بیان ذهن را در حالت اجبار و نارضایتی قرار می دهد.
حالا همین جمله را کمی تغییر دهید: «من فرصت ارائه در این جلسه را دارم» یا «من فرصت صحبت با این مشتری را دارم». ناگهان معنی جمله تغییر می کند. به جای تمرکز بر فشار، توجه به فرصت جلب می شود. این تغییر کوچک می تواند احساس قدردانی و انگیزه را تقویت کند.
فرض کنید شش ماه است که سعی کرده اید با یک سرمایه گذار یا مشتری مهم ملاقاتی داشته باشید. با این حال، صبح جلسه، شما می گویید: “من باید اول صبح یک سخنرانی ارائه دهم.” در حالی که واقعیت این است که این یک فرصت ارزشمند است. گفتن “من این فرصت را برای ارائه دارم” نه تنها انرژی مثبت بیشتری ایجاد می کند، بلکه اعتماد به نفس شما را نیز افزایش می دهد.
شما می توانید این دیدگاه را حتی در مورد کارهای روزمره و کمتر جذاب نیز تمرین کنید. به عنوان مثال، بیرون آوردن سطل زباله ممکن است فعالیتی الهام بخش به نظر نرسد. اما اگر فکر کنیم که در بسیاری از نقاط جهان هنوز خدمات منظم جمع آوری زباله وجود ندارد و مردم مجبورند زباله ها را خودشان به محل دفن زباله منتقل کنند، دیدگاه ما تغییر می کند. فقط با گذاشتن کیسه زباله جلوی خانه یا زیرزمین ساختمان، کسی آن را جمع آوری کند، در واقع نوعی امتیاز و رفاه است.
قدرت کلمات در شکل دادن به ذهنیت
تحقیقات نشان می دهد که زبان نه تنها افکار ما را منعکس می کند، بلکه آنها را نیز شکل می دهد. انتخاب کلمات بر اساس امکان، عاملیت و قدردانی ذهن را به سمت راه حل گرایی و انعطاف پذیری سوق می دهد. برعکس، کلمات مبتنی بر اجبار و محدودیت می توانند احساس درماندگی ایجاد کنند.
به هر حال، موفقیت اغلب با تغییرات کوچک اما پایدار شروع می شود. شاید ساده ترین نقطه شروع مرور کلماتی باشد که هر روز استفاده می کنیم. پرسیدن “چه کاری می توانم انجام دهم؟” به جای “چیکار کنم؟” و گفتن “من این فرصت را دارم” به جای “من باید” می تواند نگرش ما را از فشار به امکان و از اجبار به انتخاب تغییر دهد. تغییری که در دراز مدت تاثیر عمیقی بر مسیر حرفه ای و شخصی ما خواهد گذاشت.





