بعدی- شهرنوش پارسی پور یکی از جنجالی ترین نویسندگان تاریخ ادبیات ایران است. به دلیل صراحت لهجه و لحن بی دغدغه ای که برای بیان دغدغه هایش به کار می برد، به عنوان یکی از نویسندگان جنجالی ایران شناخته می شود.
بر اساس گزارش فردا، زندگی پارسی پور نیز مانند نوشته هایش با فراز و نشیب های زیادی روبرو بوده است. پارسی پور با وجود توانایی هایی که داشت هرگز نتوانست زندگی عادی و دور از حاشیه داشته باشد.
پارسی پور در تهران به دنیا آمد. از کودکی و نوجوانی به داستان نویسی علاقه داشت و به همین دلیل تعداد زیادی از آثار خود را برای چاپ در اختیار مجلات مختلف ادبی قرار داد. اگرچه داستان های او در ابتدا با نام مستعار منتشر می شد، اما توانایی او در داستان نویسی باعث شد داستان هایش مخاطبان نسبتا زیادی داشته باشند.
پس از پایان تحصیلات در مدرسه وارد دانشگاه تهران شد و در رشته علوم اجتماعی تحصیل کرد. در همین دوران بود که با ناصر تقوایی کارگردان بزرگ ایرانی آشنا شد و بر اثر همین آشنایی با او ازدواج کرد. ازدواج پارسی پور و تقوایی در نهایت چندان درخشان نبود و سرانجام در سال 1352 به طلاق منجر شد.
بعدها برای تحصیل زبان و فرهنگ چینی به دانشگاه سوربن رفت و مدتی را در پاریس گذراند. پارسی پور در جوانی علاوه بر نویسندگی در تلویزیون نیز فعالیت داشت و برنامه های متعددی برای تلویزیون ملی ایران تهیه کرد.
اما سرنوشت پارسی پور هم قبل و هم بعد از انقلاب به زندان گره خورده بود. او در روزهای قبل از انقلاب 54 روز حبس و سپس 4 سال حبس را تحمل کرد و سرانجام در سال 1370 تصمیم به ترک ایران گرفت.
پارسی پور اولین رمان بلند خود را به نام سگ و زمین بلند در سال 1355 منتشر کرد که از همان ابتدا مشخص بود که او یک نویسنده معمولی نیست. داستان های او به دلیل لحن صریح و نگاه بی آلایش به زندگی زنان مورد قبول بخشی از جامعه ایران قرار نگرفت و این مشکل بارها برای او دردسر ایجاد کرد.
اما در میان این داستان ها «طوبی و معنای شب» و «زنان بی مردان» بیشترین جنجال را به همراه داشت. در واقع مهاجرت پارسی پور به آمریکا نیز حاصل انتشار رمان زنان بدون مردان بود. با انتشار این کتاب در سال 1368، پارسی پور بلافاصله به کمیته منکرات احضار شد و مدتی به زندان افتاد. بر اثر این حادثه پارسی پور برای همیشه ایران را ترک کرد و در سانفرانسیسکو ساکن شد.
دوران دوری از ایران هم دوران خوشی نبود. مشکلات مالی زیادی در تمام این مدت روح پارسی پور را به درد آورد.





