عربستان و امارات در برابر قطر و عمان

عربستان و امارات در برابر قطر و عمان

رویکرد دوگانه کشورهای عربی به حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران و واکنش گسترده تهران، شکاف عمیقی در شورای همکاری خلیج فارس ایجاد کرده است.

با اطلاع قبلی از این عملیات، عربستان سعودی و امارات متحده عربی با نشان دادن حمایت پنهانی از مهار ایران، آن را پذیرفتند، در حالی که قطر و عمان نقش میانجیگری را حفظ کردند و علنا ​​تشدید تنش ها را محکوم کردند. این وضعیت ریشه در رقابت‌های تاریخی، منافع اقتصادی و نگرانی‌های امنیتی دارد و پس از توافق 2023 ریاض و تهران بار دیگر برجسته شد.

این در حالی است که عربستان قبل از حمله مطلع شده بود، اما علناً از خود فاصله گرفت و پس از پاسخ ایران، به متحدان پیام داد که به تنش دامن نزنند.

گزارش میدل ایست آی تاکید می کند که محمد بن سلمان به رهبران بحرین، کویت، قطر و امارات گفته است از اقداماتی که تهران را تحریک می کند اجتناب کنند. عمان که پیش از این حمله میانجی بود، پس از هدف قرار گرفتن بندر دقم بر “راه خروج” تاکید کرد.

در همین راستا، «شورای آتلانتیک» این تقسیم‌بندی را نشانه محاسبات مختلف می‌داند: ریاض و ابوظبی نگران حوثی‌های ایران هستند اما علاقه‌مند به مهار طولانی‌مدت تهران هستند، در حالی که دوحه و مسقط ثبات تجاری و میانجی‌گری را در اولویت قرار می‌دهند. این شکاف تهران را قادر می سازد تا با دیپلماسی گزینشی فشار را کاهش دهد.

حمایت پنهان عربستان و امارات برای مهار ایران

اما حمایت پنهان عربستان و امارات از عملیات آمریکا و اسرائیل علیه ایران ریشه در محاسبات راهبردی مهار بلندمدت تهران دارد. گزارش میدل ایست آی فاش کرد که ریاض از این حمله مطلع شده بود اما علناً با آن مخالفت نکرد و حتی لابی هایی مانند دیدار لیندسی گراهام با مقامات سعودی (یک هفته پیش) برای کاهش تهدید ایران انجام شد.

محمد بن سلمان در تماس های خصوصی با رهبران بحرین، کویت، قطر و امارات متحده عربی گفت: از هر اقدامی که به تنش دامن می زند بپرهیزید، اما این پیام پس از واکنش ایران و اعلام پذیرش اولیه عملیات منتشر شد.

بر اساس تحلیل شورای آتلانتیک، امارات متحده عربی “به موضع آمریکا و اسرائیل برای نشان دادن آنچه می خواهد نشان دهد نزدیک تر است.” انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک امارات، حملات ایران را غیرمنطقی خواند و گفت که امارات حق پاسخگویی دارد. در همین حال، حملات ایران به ابوظبی و دبی (از جمله هتل فیرمونت و بندر جبل علی) دست کم یک کشته بر جای گذاشت و تجارت را مختل کرد، اما امارات همچنان از کانال های امنیتی با آمریکا فاصله نگرفت.

از منظر اقتصادی، ریاض نگران اختلال در صادرات نفت (که 50 درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل می دهد) است، اما حمایت پنهانی از مهار ایران برای کاهش تهدید حوثی ها را ضروری می داند.

همچنین گزارش “بی بی سی” نشان می دهد که امارات بیش از 165 موشک بالستیک و 541 پهپاد ایرانی را رهگیری کرده است، اما همچنان بر “حق پاسخ” بدون اقدام فوری پافشاری می کند. این دوگانگی ایران را قادر می‌سازد تا ریاض را به‌عنوان یک «میانه‌گر» ببیند و فشار دیپلماتیک را کاهش دهد. در نهایت، این رویکرد پنهان وحدت اعراب را تضعیف می کند و تهران را از انزوای کامل نجات می دهد.

میانجیگری و محکومیت علنی تشدید تنش توسط قطر و عمان

میانجیگری آشکار قطر و عمان و محکومیت تشدید تنش نشان دهنده رویکردی متفاوت است که ریشه در منافع تجاری و موضع بی طرف دارد. عمان که میزبان مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا قبل از حمله بود، بر دیپلماسی بلافاصله پس از این عملیات تاکید کرد. بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان در توییتر نوشت: «هنوز راه‌هایی برای خروج از بحران وجود دارد». بیایید از آنها استفاده کنیم.» گزارش «الجزیره» همچنین تاکید کرد که عمان حتی پس از حمله پهپادی به بندر دقم (یک کارگر مجروح شد) و اصابت یک مخزن سوخت، بر «آتش بس فوری و بازگشت به دیپلماسی مسئولانه» اصرار داشت.

قطر نیز پاسخ ایران را با میزبانی از پایگاه U-Odeed آمریکا محکوم کرد، اما بر اصل میانجیگری تاکید کرد. مجید الانصاری، سخنگوی وزارت امور خارجه قطر، حمله به عمان را «حمله به اصل میانجیگری» خواند. گزارش میدل ایست آی نشان می دهد که قطر در تماس های اولیه ترامپ با تمیم بن حمد بر پرهیز از درگیری مستقیم با ایران تاکید کرده است. حمد بن جاسم، نخست وزیر سابق قطر هشدار داد: درگیری مستقیم قطر با ایران، منابع هر دو طرف را تخلیه خواهد کرد. در چنین شرایطی دوحه نگران اختلال در صادرات گاز (بزرگترین صادرکننده LNG جهان) و مسقط نگران تجارت با ایران است.

تأثیرات دیپلماتیک و سیاسی انشعاب بر انزوای ایران

اما شکاف اعراب انزوای دیپلماتیک ایران را به میزان قابل توجهی کاهش داده است. در حالی که عربستان سعودی و امارات با پذیرش ضمنی حمله، جبهه مهار را تقویت کردند، میانجیگری قطر و عمان کانال‌های باز را برای تهران ایجاد کرده است. گزارش میدل ایست آی نشان می دهد که پیام بن سلمان برای «پرهیز از تحریکات» مستقیماً به نفع ایران بوده است، زیرا قطر را از اقدام هماهنگ برای حمایت کامل از عملیات آمریکا باز می دارد. به عنوان یک میانجی سابق، عمان همچنان به ارائه «راه‌های خروج» ادامه می‌دهد و تهران را قادر می‌سازد بدون از دست دادن اعتبار دیپلماتیک مذاکره کند.

از سوی دیگر، این انشعاب به ایران اجازه می دهد تا کشورهای مختلف را به طور جداگانه مدیریت کند: اعمال فشار بر ریاض از طریق حوثی ها (با احتیاط عربستان) و تقویت روابط با مسقط. گزارش «شورای آتلانتیک» تحلیل می‌کند که حمله ایران به دقم عمان «اصل میانجی‌گری» را هدف قرار داد، اما پاسخ عمان همچنان دیپلماسی بود، نه جنگ.

منافع اقتصادی و امنیتی برای ایران از تقسیم اعراب

در تحلیل نهایی، همکاری کشورهای عربی، منافع اقتصادی و امنیتی قابل توجهی برای ایران ایجاد کرده است. فقدان اتحاد کامل اعراب مانع از تحریم های جدید هماهنگ یا بسته شدن کامل تنگه هرمز با فشار جمعی شد. گزارش “بی بی سی” نشان می دهد که عربستان نگران اختلال در صادرات است اما به دلیل پیام داخلی بن سلمان از اقدام تهاجمی خودداری کرد. این به ایران اجازه داد تا صادرات نفت خود را (هرچند محدود) حفظ کند. حملات انتخابی ایران به امارات (بیش از 150 موشک) اقتصاد دبی را مختل کرد، اما ریاض کمتر مورد هدف قرار گرفت و این نشان دهنده محاسبه تهران از این شکاف است.

همچنین میانجیگری عمان یک کانال پشتیبان برای تنش زدایی ایجاد کرد و حمایت پنهان عربستان و امارات را خنثی کرد. در مجموع، رویکرد دوگانه اعراب برای حمله به ایران، با حمایت پنهان ریاض و ابوظبی در برابر میانجیگری دوحه و مسقط، شکافی ایجاد کرد که مستقیماً به نفع تهران بود. گزارش های الجزیره و اظهارات البوسعیدی بر فرصت های دیپلماتیک تاکید دارند. با این حال، امید است که دیپلماسی هدفمند با قطر و عمان و استفاده از احتیاط عربستان بتواند جنگ کنونی را به نفع ایران پیش ببرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی