پیش بینی ۲۷ سال پیش برژینسکی درمورد ایران که درست از آب درآمد / فعلا در جریان جنگ سرد دوم هستیم / حمله ایران به اسرائیل، جهان بینی جمهوریخواهان آمریکا را تغییر می‌دهد؟

پایگاه خبری تحلیلی میهن تجارت (mihantejarat.com):

بلومبرگ در مقاله ای که توسط نایل فرگوسن نوشته شده است، نوشته است: برای درک آنچه در مبارزه با اتحاد چین، روسیه و ایران در خطر است، فقط باید افسانه “ارباب حلقه ها” را بخوانید.

به گزارش سرویس بین الملل «میهن تجارت»، در ادامه در این مقاله آمده است: در سریال فانتزی و افسانه حماسی معروف ارباب حلقه ها توسط جی آر آر تالکین به تدریج مشخص می شود که نیروهای تاریکی با یکدیگر متحد شده اند. سائورون با چشم بصیرت خود به عنوان رهبر محور شیطانی یا ارباب تاریکی میهن تجارت می شود. تالکین به خوبی می دانست که چه موقعیتی را توصیف می کند. او کهنه سرباز جنگ جهانی اول بود و با ناامیدی نزدیک شدن به جنگ جهانی دوم را تماشا کرد. در آن سال ها و بین سال های 1936 تا 1937، او شاهد همگرایی و نزدیک شدن تدریجی آلمان نازی، ایتالیای فاشیست و ژاپن امپریالیستی و تشکیل یک نیروی اهریمنی جهانی بود.

ما امروز شاهد شکل گیری و تثبیت یک محور مشابه هستیم. همانطور که متیو میلر، سخنگوی وزارت خارجه ایالات متحده هفته گذشته گفت، منابع عظیم اقتصادی چین در پشت تلاش های جنگی روسیه قرار دارد. میلر روز سه‌شنبه به خبرنگاران گفت: آنچه در ماه‌های گذشته دیده‌ایم این است که مواد خام از چین به روسیه منتقل شده و روسیه از آنها برای بازسازی صنایع خود و تولید سلاح‌هایی که در میدان‌های جنگ در اوکراین استفاده می‌شود، استفاده کرده است. ما به شدت نگران این وضعیت هستیم.» در اوایل ماه جاری در پکن، جانت یلن، وزیر خزانه داری آمریکا به همتای چینی خود هشدار داد که اگر به حمایت از تلاش های جنگی روسیه در اوکراین ادامه دهد، پکن با «عواقب مهمی» مواجه خواهد شد.

رهبران چین علیرغم اظهارات علنی خود مبنی بر اینکه می خواهند به عنوان یک دولت صلح طلب عمل کنند، قبل از شروع جنگ در اوکراین به روسیه چراغ سبز نشان داده بودند. تعهد متقابل به مشارکت “نامحدود” با روسیه چه معنای دیگری می تواند داشته باشد؟ از زمانی که دو سال پیش متجاوزان روسی از حومه کیف عقب رانده شدند، حمایت شی جین پینگ برای ادامه بقای پوتین در قدرت حیاتی بوده است.

بر اساس این تحلیل، رویارویی ایران با اسرائیل را نمی توان به عنوان یک رویداد منفرد و بدون موانع راهبردی تعبیر کرد. تهران از روسیه در جنگ اوکراین حمایت می کند و هزاران پهپاد و موشک، مشابه آنچه که آخر هفته گذشته به سوی اسرائیل شلیک کرد، تحویل داده است. روسیه نیز به نوبه خود احتمالا به تقویت پدافند هوایی ایران کمک خواهد کرد. چین نمی تواند تنها خریدار عمده نفت ایران باقی بماند. وانگ یی وزیر امور خارجه چین بلافاصله پس از حمله به اسرائیل با تهران تماس گرفت و به جای محکومیت حمله ایران، از این اقدام تمجید کرد. ماشین تبلیغاتی دولت چین از زمان حمله 7 اکتبر به طور مداوم از اسرائیل انتقاد می کند.

ظهور این محور جدید در سال 1997 توسط زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی جیمی کارتر رئیس جمهور سابق آمریکا پیش بینی شده بود. او در کتاب خود با عنوان صفحه شطرنج نوشت: «احتمالا خطرناک ترین سناریو تشکیل ائتلافی عظیم متشکل از چین، روسیه و احتمالاً ایران خواهد بود که ائتلافی «ضد هژمونیک» خواهد بود که نه بر اساس ایدئولوژی بلکه بر اساس آن شکل گرفته است. شکایات تکمیلی “این اتحاد از نظر ابعاد و دامنه مشابه با چالشی است که بلوک چین و شوروی برای غرب ایجاد کردند، اما این بار چین رهبر خواهد بود.”

پیش بینی برژینسکی نبوی بود. با این حال، نگاهی به عملکرد سه سال اخیر نشان می دهد که جانشینان برژینسکی در دولت بایدن نقش بی نقصی در تحقق این پیش بینی داشته اند. این اقدامات از تنها گذاشتن افغانها در دستان طالبان در سال 2021 تا ناکامی در جلوگیری از حمله روسیه به اوکراین در سال 2022 و در نهایت ناتوانی در جلوگیری از تشویق ایران به نیروهای نیابتی خود برای حمله به اسرائیل در سال 2023 آشکار شده است. بله، زمانی که اوکراین و اسرائیل مورد حمله قرار گرفتند، بایدن برای کمک به آنها وارد عمل شد، اما احتمالاً یک نمایش قدرت اولیه می توانست از وقوع هر دوی این موقعیت ها جلوگیری کند.

همانطور که مایک پمپئو، وزیر امور خارجه سابق آمریکا مدت‌هاست استدلال کرده است، جمهوری‌خواهان اکنون متوجه شده‌اند که برخی از درگیری‌ها در کشورهای دوردست احتمالاً در نهایت باید ما را نگران کند. این درگیری‌ها بخشی از جنگ واحدی است که توسط این ائتلاف جدید علیه ارزش‌های بنیادینی که ما به راه انداخته‌ایم

ما به آنها احترام می گذاریم، به این معنی که دموکراسی، حاکمیت قانون و آزادی های فردی آغاز شده است. پیش‌بینی من این است که بحث‌های انزواطلبی طولانی نخواهد بود.

خوشبختانه ما در حال حاضر در جنگ سرد دوم هستیم نه جنگ جهانی سوم. اما جنگ سرد دوم سریعتر از جنگ سرد اول در حال پیشرفت است. اگر تهاجم روسیه به اوکراین را معادل جنگ کره در سال‌های 1950-1953 بدانیم، دومین بحران موشکی کوبا بر سر تایوان را رد کرده‌ایم و اکنون وارد دوران تنش‌زدایی شده‌ایم. دوره ای که دو دهه به طول انجامید. از زمان دیدار قبلی روسای جمهور دو کشور در وودساید کالیفرنیا در ماه نوامبر، به نظر می رسد چینی ها هرگونه قدرت نمایی را رد کرده و خواهان تعامل جدی با همتایان آمریکایی خود هستند که یادآور تعاملات دو کشور در سال 1969 است. تا سال 1972 است.

اما حمله غیرمعمول حماس به اسرائیل در اکتبر سال گذشته ناگهان ما را به سال 1973 بازگرداند. باید به خاطر داشت که دوران تنش زدایی زیاد طول نکشید و با اظهارات هنری کیسینجر مبنی بر برتری آمریکا در خاورمیانه پس از یوم به پایان رسید. جنگ کیپور آن سال. به طور خلاصه، در جنگ سرد دوم به نظر می رسد که ما دهه های 1950، 1960 و 1970 را در ترکیبی تا حدی گیج کننده قرار داده ایم.

حال سوال این است که بزرگترین تفاوت بین جنگ سرد اول و دوم چیست؟

اول اینکه چین رقیب اقتصادی بسیار قوی تری نسبت به اتحاد جماهیر شوروی است. ثانیاً غرب از نظر اقتصادی با اقتصاد چین در هم تنیده است و شبکه زنجیره تامین کالاهای مختلف تولید شده در چین هرگز با اتحاد جماهیر شوروی قابل مقایسه نیست. ثالثاً، از نظر ظرفیت تولید در وضعیت بسیار ضعیف تری قرار داریم، در حالی که چین مقادیر زیادی محصولات سازگار با محیط زیست را به بازار جهانی می فرستد، غرب چاره ای جز احیای سیاست حمایتی و سیاست های صنعتی و برگرداندن ساعت استراتژی اقتصادی ندارد. به دهه. 1970 بعد از میلاد ندارد. ماه گذشته، جانت یلن، وزیر خزانه داری آمریکا اعلام کرد که ظرفیت بالای چین در صنایع جدید مانند باتری های خورشیدی، خودروهای الکتریکی و باتری های لیتیومی به شرکت ها و کارگران و شرکت ها و کارگران آمریکایی در سراسر جهان آسیب می رساند.

چهارم، سیاست پولی آمریکا در مسیری کاملاً ناپایدار قرار دارد. همانطور که توسط دفتر بودجه کنگره گزارش شده است، رشد ثابت نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی دولت فدرال خارج از کنترل است، از 99 درصد در سال جاری به 166 درصد در سال 2054.

ایرانی ها با حمله پهپادی و موشکی به اسرائیل، ناخواسته به بسیاری از جمهوری خواهان اجازه داده اند تا از رویکرد تهاجمی پمپئو پیروی کنند که اصلا انزوا طلبانه نیست. فقط به مقاله مایک گالاگر، نماینده کنگره ویسکانسین و مت پوتینگر مشاور سابق ترامپ که در فارین افرز منتشر شده است نگاه کنید. در این مقاله آمده است: چین بقای کشورهای توسعه یافته در روسیه، ایران، کره شمالی و ونزوئلا را تضمین می کند. توقف این کشور «نیازمند اصطکاک گسترده در روابط آمریکا و چین و افزایش سریع توانایی‌های دفاعی ایالات متحده است».

بنابراین به نظر می رسد اهمیت تاریخی حمله ایران به اسرائیل را نه در تاثیر آن بر خاورمیانه، بلکه باید در برداشت جمهوری خواهان از رویکرد آمریکا در عرصه سیاست جهانی و خروج از سیاست انزواطلبی جستجو کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *