انتخاب میان تقابل و تعامل، آینده نسل‌ها را رقم می‌زند

انتخاب میان تقابل و تعامل، آینده نسل‌ها را رقم می‌زند

رئیس جمهور مسعود مزکیان در پیامی خطاب به مردم آمریکا و جویندگان حقیقت و زندگی بهتر در میان انبوه تحریف ها و روایت های ساختگی تاکید کرد: حملات اخیر آمریکا از پایگاه های منطقه ای تهدید چنین حضوری را ثابت کرده است و بدیهی است که هیچ کشوری در برابر چنین شرایطی از تقویت بنیه دفاعی خود دست نخواهد کشید. پرهزینه و بی اثر است. انتخاب بین رویارویی و تعامل یک انتخاب واقعی و سرنوشت ساز است. انتخابی که پیامدهای آن تعیین کننده آینده نسل ها خواهد بود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، رئیس جمهور با بیان اینکه ایران در طول زندگی پرافتخار چند هزار ساله خود متجاوزان زیادی را به خود دیده است، تصریح کرد: چیزی جز نامی ننگین در تاریخ باقی نمانده و ایران همچنان سرافراز است.

متن پیام رئیس جمهور به مردم آمریکا به شرح زیر است.

بسم الله الرحمن الرحیم

خطاب به مردم ایالات متحده آمریکا و کسانی که در میان تحریفات و روایت های ساختگی فراوان به دنبال حقیقت و زندگی بهتر هستند.

ایران با همین نام و هویت و هستی یکی از کهن ترین تمدن های پیوسته در تاریخ بشر است. تمدنی که علیرغم برخورداری از امتیازات تاریخی و جغرافیایی بارها، در تاریخ معاصر خود هرگز راه جنگ طلبی، تجاوزگری، استعمار و سلطه گری را برگزیده و با وجود تجربه اشغال، تهاجم و فشارهای تحمیل شده از سوی قدرت های جهانی و علیرغم توان نظامی خود در مقایسه با بسیاری از کشورهای اطراف، جنگی را شجاعانه به عقب رانده نشده است.

ملت ایران با ملت های دیگر از جمله مردم آمریکا، اروپا و همسایگانش دشمنی ندارد. ایرانیان، حتی در برابر مداخلات و فشارهای دولت‌های بیگانه در طول تاریخ، همواره بین ملت‌ها و دولت‌ها تمایز قائل بوده‌اند. این یک اصل ریشه در ذهن و فرهنگ این ملت است نه یک موقعیت موقت.

بر این اساس، تهدید به تصویر کشیدن ایران نه با واقعیت تاریخی سازگار است و نه با واقعیت های عینی امروز. این تصویر محصول نیازهای سیاسی و اقتصادی ساختارهای قدرت است. نیاز به ایجاد دشمن برای توجیه فشار، حفظ برتری نظامی، تغذیه صنعت تسلیحات و مدیریت بازارهای استراتژیک. در چنین چارچوبی اگر تهدید نباشد ایجاد می شود.

در نتیجه این رویکرد، امروزه بیشترین تمرکز نیروها، پایگاه‌ها و ظرفیت‌های نظامی آمریکا در اطراف ایران شکل گرفته است که دست‌کم از ابتدای پیدایش ایالات متحده تاکنون آغازگر هیچ جنگی نبوده است. تجاوزات اخیر آمریکا از مبدأ این پایگاه ها، تهدید چنین حضوری را به اثبات رسانده است و بدیهی است که هیچ کشوری در برابر چنین شرایطی از تقویت قدرت دفاعی خود دست نخواهد کشید. آنچه ایران انجام داده و می کند فقط واکنش و دفاع است و نه آغاز حمله و جنگ و تهاجم.

روابط ایران و آمریکا بر اساس تقابل شکل نگرفت و روابط دو ملت بدون خصومت و تنش در حال پیشرفت بود. نقطه عطف این راه کودتای 1332 بود. مداخله با هدف مقابله با ملی شدن منابع ایران، روند دموکراسی را متوقف کرد، دیکتاتوری را احیا کرد و در ذهن ایرانیان نسبت به سیاست های ایالات متحده بی اعتمادی ایجاد کرد. این بی اعتمادی با حمایت از دولت قبل از انقلاب، حمایت از صدام حسین در جنگ تحمیلی، اعمال طولانی ترین و گسترده ترین تحریم ها و در نهایت اقدامات مستقیم نظامی علیه ایران، هر روز بیشتر شده است.

علیرغم این فشارها، ایران نه تنها ضعیف شده، بلکه در حوزه‌های مختلف تقویت شده است: رشد چشمگیر و سه برابر شدن سطح سواد (از 30 درصد به 90 درصد)، توسعه آموزش عالی، پیشرفت در فناوری‌های جدید، گسترش خدمات بهداشتی و درمانی و تقویت چشمگیر و بی‌نظیر زیرساخت‌ها، نشان از ظرفیت و توانایی داخلی کشور برای سازگاری دارد. این حقایق را می توان مستقل از روایت های رسانه ای مشاهده و اندازه گیری کرد.

البته نمی توان تاثیر مخرب و غیرانسانی تحریم ها، جنگ و تجاوزات را بر زندگی مردم دلیر ایران نادیده گرفت. تداوم اقدامات نظامی از جمله حملات اخیر، طبیعتاً دیدگاه ها و احساسات ملت ها را تحت تأثیر قرار می دهد. این یک واقعیت انسانی است: مردمی که هزینه جنگ را با جان، خانه، شهر و آینده خود می پردازند، نسبت به علت آن بی تفاوت نخواهند ماند.

در این میان یک سوال اساسی مطرح می شود که این جنگ دقیقاً در راستای منافع واقعی مردم آمریکاست؟ چه تهدید عینی از سوی ایران برای توجیه چنین اقداماتی وجود داشته است؟ آیا کشتار کودکان بیگناه، تخریب مراکز دارویی سرطان، یا اغراق بمباران یک ملت در عصر حجر، فایده ای جز تخریب هر چه بیشتر وجهه جهانی آمریکا دارد؟

ایران مسیر مذاکره را طی کرده، به توافق رسیده و تعهدات خود را اجرا کرده است. این خروج از توافق و حرکت به سوی تقابل و سپس دو بار حمله در میانه مذاکره، تصمیمات مخربی بود که دولت آمریکا در اجرای جاه طلبی های متجاوزان خارجی اتخاذ کرد.

حمله به زیرساخت های حیاتی ایران از جمله تأسیسات انرژی و صنعتی اقدامی است که مستقیماً مردم ایران را هدف قرار می دهد و علاوه بر جنایت جنگی، بدون شک پیامدهای آن فراتر از مرزهای ایران خواهد بود. این حملات به معنای گسترش بی ثباتی، افزایش هزینه های انسانی و اقتصادی و ایجاد چرخه تنش و کاشت بذر نفرت است که سال ها ادامه خواهد داشت. این راه نشانه قدرت نیست. این نشانه سردرگمی و ناتوانی در رسیدن به یک راه حل پایدار است.

آیا غیر از این است که آمریکا به عنوان نیروی نیابتی اسرائیل و با تحریک این رژیم دست به این تجاوز زده است؟ آیا غیر از این است که اسرائیل با تهدید ایران می‌خواست افکار عمومی جهان را از جنایات خود به تهدید غیرواقعی که نماینده ایران بود متمرکز کند؟ مگر غیر از این است که حالا اسرائیل تصمیم گرفته است تا آخرین سرباز آمریکایی و آخرین سنت مالیات آمریکا با ایران بجنگد و هزینه ها را به ایران، کشورهای منطقه و آمریکا تحمیل کند و خود را در منطقه امن قرار دهد؟ آیا «اول آمریکا» واقعاً در فهرست اولویت‌های دولت آمریکا امروز است؟

از شما دعوت می کنم به جای توجه به تبلیغات هدفمند رسانه ای که بخشی از جنگ است و به آمار ایرانیانی که در بهترین دانشگاه های جهان در حال تدریس و تحقیق هستند و یا بعد از تحصیلات عالی در ایران در مهمترین شرکت ها مشغول به کار هستند، به دوستان خود که به ایران آمده اند نگاه کنید. آیا این حقایق با آنچه رسانه ها درباره ایران به شما می گویند مطابقت دارد؟

دنیای امروز در نقطه ای قرار دارد که ادامه مسیر تقابل بیش از هر زمان دیگری پرهزینه و بی ثمر است. انتخاب بین رویارویی و تعامل یک انتخاب واقعی و سرنوشت ساز است. انتخابی که پیامدهای آن تعیین کننده آینده نسل ها خواهد بود. ایران در طول حیات چند هزار ساله خود متجاوزان زیادی را به خود دیده است. از آنها جز نامی ننگین در تاریخ باقی نمانده و ایران همچنان سربلند ایستاده است.

مسعود بزیکیان

رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی