با ادامه جنگ و ورود به ماه دوم خود و پیچیده شدن ابعاد نظامی و سیاسی آن، نگاه ها بیشتر به ظرفیت های دیپلماتیک برای پایان دادن به درگیری معطوف می شود. با این حال، هیچ نشانه روشنی از پیشرفت در این مسیر وجود ندارد.
به گزارش اکو ایران، کوروش احمدی دیپلمات سابق کشورمان به بررسی موانع دیپلماسی، رفتار آمریکا و نقش بازیگران بین المللی در این بحران پرداخته است.
احمدی در ارزیابی وضعیت کنونی دیپلماسی پیرامون جنگ اظهار داشت که هیچ نشانه ای از اتخاذ تدابیر جدی برای توقف درگیری از طریق دیپلماتیک وجود ندارد. به گفته عراقچی، کار از رد و بدل شدن برخی پیام ها فراتر نرفته و ایران به طرح 15 ماده ای آمریکا پاسخ رسمی نداده است.
وی می گوید: ما آتش بس را قبول نداریم و به دنبال پایان کامل جنگ هستیم، اما «پایان کامل جنگ» مستلزم مذاکره است و توقف جنگ با هر نامی برای مذاکره لازم است. علاوه بر این، توقف جنگ برای توقف ویرانی کشور مهم است.
وی با اشاره به سخنان متناقض و نسنجیده دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا، سخنان وی را آشفته و فاقد انسجام و اعتبار لازم دانست و گفت: تناقض گویی، اغراق و ادعاهای بی اساس از ویژگی های ثابت اظهارات مکرر رئیس جمهور آمریکا است. به طوری که برای ناظران و تصمیم گیران سایر دولت ها مشخص نیست که کدام یک از سخنان ایشان می تواند مبنای کار قرار گیرد.
وی گفت: با این حال ایران می تواند با پاسخ رسمی به طرح 15 ماده ای آمریکا، حداقل در چشم جهانیان خود را به دیپلماسی نشان دهد.
احمدی خاطرنشان کرد: به هر حال ایران نباید اجازه دهد همان اتفاقی که در دوران جنگ تحمیلی افتاد دوباره تکرار شود و این بار ترامپ جنگ طلب هم مانند صدام جنگ طلب آن روزها می تواند تظاهر به صلح کند و افکار عمومی جهان را فریب دهد. حتی اگر جنگ ادامه پیدا کند، باید پرچم صلح طلبی را بالا نگه داشت.
وی افزود: گفته آقای عراقچی مبنی بر اینکه “هدف ما در حال حاضر از راه دفاع در برابر تهاجم دنبال می شود” می تواند افکار عمومی را دچار مشکل کند.
وی تصریح کرد: ایران باید زودتر از اهرمی که در تنگه هرمز دارد استفاده می کرد و سعی می کرد از آن برای تثبیت موقعیت خود در مسیر دیپلماتیک استفاده کند. وی گفت: با توجه به آسیب هایی که به همه کشورهای جهان وارد می کند، ممکن است این اهرم در خطر باشد.
به گفته این دیپلمات سابق، تردیدی وجود ندارد که دولت ترامپ نمی خواهد جنگ را طولانی کند. این ریشه در ملاحظات سیاست داخلی، شرایط اقتصادی و نزدیکی یک چرخه جدید انتخابات در آمریکا دارد. اما چالش اصلی ترامپ این است که با توجه به هزینه های سیاسی و اقتصادی که متحمل شده است، چگونه می تواند این جنگ بی معنی را برای افکار عمومی داخلی و بین المللی توجیه کند.
این کارشناس مسائل بین الملل معتقد است که ترامپ تاکنون به دنبال یک به اصطلاح «پیروزی بلامنازع» بوده است تا بدبینان داخلی و خارجی را متقاعد کند و آن را به عنوان یک دستاورد مسلم معرفی کند.
وی در ادامه افزود: این امر باعث شده واشنگتن در مقطعی مسیر دیپلماتیک را امتحان کند. با این ایده که بتوانیم حداکثر خواسته های آمریکا را در چارچوب یک توافق یکجانبه تحمیل کنیم.
اما به گفته احمدی، شرایط میدان جنگ به گونه ای نیست که امکان تحقق چنین سناریویی برای ترامپ وجود داشته باشد.
دیپلمات سابق کشورمان با اشاره به برخی نقاط ضعف آمریکا از جمله تحولات مربوط به تنگه هرمز، این موضوع را برای واشنگتن «تعجب آور» توصیف کرد.
به گفته وی، ایران با استفاده از روش های کم هزینه و نامتقارن توانسته تردد در این گذرگاه استراتژیک را کنترل و محدود کند. اقدامی که پیامدهای مستقیمی بر بازار جهانی انرژی دارد و در صورت تداوم می تواند پیامدهای گسترده تری داشته باشد.
احمدی افزود: علاوه بر این، بر خلاف برخی تصورات، ایران همچنان توانایی حمله موشکی به اسرائیل و گسترش دامنه عملیات خود را به برخی کشورهای عربی نیز حفظ کرده و در نتیجه در برابر تحمیلهای یکجانبه آمریکا مقاومت میکند.
این کارشناس سیاست خارجی در جمع بندی شرایط دیپلماسی از وجود موانع جدی و نوعی بن بست در این مسیر گفت و افزود: اگرچه در نهایت جنگ ها به ناچار از طریق دیپلماسی به پایان می رسد، اما در شرایط کنونی چشم انداز روشنی برای دستیابی به توافق یا حتی آتش بس از طریق توافق وجود ندارد.
وی گفت که به همین دلیل است که تیم ترامپ از روز گذشته ایده جدیدی را مطرح کرده است که اولین بار توسط وال استریت ژورنال به بیرون درز کرد. بر اساس این تصور، به نظر می رسد ترامپ به خروج از جنگ در چارچوب زمانی حدود 2 هفته ای فکر می کند و به اصطلاح به تنگه هرمز بی توجه است و آن را به دیگر کشورهایی که به تعبیر او «نیازمند» هستند واگذار می کند و فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی بر ایران را موکول می کند. از آنجایی که ترامپ دیروز در توئیتی و در مصاحبه با شبکه سی بی اس این ایده را مطرح کرد و وزرای خارجه و جنگ او نیز تقریباً همین معنا را در مصاحبه ها منعکس کردند، این تفکر تا حدودی جدی می شود.
دیپلمات سابق کشورمان ادامه داد: نشانه مهم دیگر این است که ترامپ در مصاحبه با شبکه سی بی اس اعلام کرد که حتی به ذخایر اورانیوم ایران فکر نمی کند، زیرا این ذخایر در عمق زمین مدفون و غیرقابل دسترس است! اگر ترامپ بخواهد این ایده را اجرا کند، سوال اینجاست که ایران چه خواهد کرد. آیا ایران هم جنگ را متوقف می کند و دوباره وضعیت نه جنگ و نه صلح شکل می گیرد؟
وی گفت: پایان جنگ با توافق یا بدون توافق با آمریکا و با یا بدون توافق در سطح منطقه همانطور که ترکیه میگوید نیز موضوع بسیار مهمی است. زیرا اساساً نحوه پایان جنگ نقش مهمی در شرایط داخلی و منطقه ای پس از جنگ خواهد داشت.
احمدی در بخشی دیگر از این گفتگو با اشاره به اظهارات مطرح شده در خصوص استقرار نیروهای ویژه و دوزیست از سوی آمریکا افزود: با توجه به ایده جدید پیشنهادی ترامپ، مشخص نیست این نیروها چه وظایفی خواهند داشت. فرض بر این بود و شاید هنوز هم فرض بر این بود که از این نیروها برای جنگ روانی و احتمالاً حمله زمینی احتمالی با هدف خروج از بن بست و ایجاد اهرم فشار جدید در میدان برای گشودن مسیر دیپلماسی استفاده شود.
این دیپلمات سابق در ادامه به تحرکات نظامی آمریکا در منطقه اشاره کرد و گفت: افزایش نیرو و تجهیزات در ابتدا برای ایجاد «گشایش نظامی» برای تقویت جایگاه آمریکا در مذاکرات بوده است. اما به دلیل سیال بودن تصمیم گیری در تیم ترامپ، اکنون ممکن است سناریوی غیرمنتظره دیگری در دستور کار قرار گیرد.
وی با اشاره به ساختار تصمیمگیری در دولت آمریکا، تصریح کرد: بسیاری از این اظهارات و چرخشها ریشه در شخصیت شخصی تصمیمهای دولت ترامپ دارد که برخلاف روال معمول در دولتهای مدرن، نهادهای تخصصی و بوروکراتیک نقش بسیار کمرنگی در آن دارند. به گفته احمدی این موضوع باعث بروز مواضع متناقض، سطحی و گاه «ساده انگارانه» شده است.
نقش ضعیف چین و روسیه
وی در قسمت پایانی درباره نقش قدرت های جهانی مانند چین و روسیه گفت: برخلاف برخی انتظارات، این کشورها در این جنگ تحمیلی علیه ایران فعالیت چندانی نداشته اند. به گفته وی، چین تنها تحرکات محدودی در سطح دیپلماتیک انجام داده و مواضع این کشور عمدتاً کلی و محتاطانه بوده است.
احمدی با اشاره به شرایط خاص این کشور تاکید کرد که مسکو از ادامه جنگ سود زیادی برده است. از جمله افزایش شدید درآمدهای نفتی و انحراف توجه از جنگ در اوکراین.
وی افزود که این شرایط ممکن است باعث شده باشد که روسیه انگیزه کمی برای کمک به تسریع پایان جنگ داشته باشد.
وی در پایان با اشاره به تجربیات تاریخی از جمله جنگ ایران و عراق تاکید کرد: در برخی موارد قدرتهای بزرگ ادامه درگیریها و تضعیف طرفهای یکدیگر را ترجیح میدهند و تنها در شرایط خاص برای پایان دادن به جنگ اقدام میکنند.





