بعدی- دونالد ترامپ به مدت دو هفته تهدید کرد که اگر تنگه هرمز را باز نکند، نیروگاه های ایران را بمباران می کند و کشور را به «عصر حجر» بازمی گرداند. رئیس جمهور آمریکا صبح سه شنبه ۱۲ ساعت مانده به پایان اولتیماتوم در شبکه های اجتماعی هشدار داد: امشب یک تمدن کامل خواهد مرد. اما در حالی که کمتر از 90 دقیقه به پایان ضرب الاجل باقی مانده بود، ترامپ به طور ناگهانی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را – حداقل در حال حاضر – متوقف کرد. وی از برقراری آتش بس دو هفته ای به شرط «بازگشایی کامل، فوری و ایمن تنگه هرمز» خبر داد. ایران همچنین آتش بس را تایید کرد و اعلام کرد که تردد از طریق این تنگه از سر گرفته خواهد شد، البته با “محدودیت های فنی” که ماهیت آن نامشخص است.
نتانیاهو، تنها بازنده صلح در خاورمیانه
به گزارش به گزارش میهن تجارت به نقل از مجله اکونومیست، طبق سنت معمول خاورمیانه، آتش بس با آتش بیشتر آغاز شد: هشدار حملات قریب الوقوع ایران در قطر، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و اسرائیل به صدا درآمد. اما طولی نکشید که تلویزیون دولتی ایران اعلام کرد که رهبری ایران به نیروهای مسلح دستور توقف تیراندازی را داده است. به گفته مقامات ایرانی، مذاکرات درباره پایان دائمی جنگ روز جمعه در اسلام آباد پایتخت پاکستان آغاز خواهد شد. حال سوال این است: آیا این گفتگوها می تواند به پایان برسد یا آتش بس کنونی تنها یک نفس آرامش در میان طوفانی بی پایان خواهد بود؟
قابل پیش بینی بود که هر دو طرف به سرعت اعلام پیروزی کردند. در روایت آمریکایی، رویکرد «دیوانهآمیز» ترامپ در سیاست خارجی کارساز بود: او ایران را مجبور به بازگشایی تنگه بدون آتشبس جامع کرد. از سوی دیگر، در ایران روایت برعکس بود: این ترامپ بود که تسلیم شد. تهدید تهران به حمله به نیروگاه های خلیج فارس و نرم کننده های آب، رئیس جمهور آمریکا را از اجرای اولتیماتوم خود باز داشت.
در هر صورت، آتش بس آرامشی برای همه در خاورمیانه خواهد بود، به جز شاید نخست وزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو، که چاره ای جز پذیرش آن نداشت. پاکستان که در میانجیگری بین ایالات متحده و ایران نقش داشت، می گوید که آتش بس شامل توقف جنگ اسرائیل در لبنان می شود. جنگی که بیش از 1500 کشته و یک میلیون آواره بر جای گذاشته است. اما اسرائیل بلافاصله تکذیب کرد و گفت که آتش بس شامل لبنان نمی شود.
فاصله نجومی مواضع ایران و آمریکا قبل از مذاکرات اسلام آباد
مذاکرات اسلام آباد، به بیان ملایم، بسیار پیچیده خواهد بود. در هفتههای اخیر، آمریکا و ایران پیشنهادهای متعددی برای پایان دادن به جنگ رد و بدل کردهاند و مواضع آنها بهطور نجومی از هم فاصله دارد. جالبترین بخش اعلامیه ترامپ جایی بود که او پیشنهاد ده مادهای ایران را «پایهای عملی برای مذاکره» خواند. از جمله آن بندها: تداوم کنترل ایران بر تنگه هرمز، به رسمیت شناختن حق تهران برای غنی سازی اورانیوم و خروج نیروهای آمریکایی از پایگاه های خود در منطقه. هر یک از این موارد در صورت گنجاندن در توافق نهایی، امتیاز بزرگی از سوی آمریکا محسوب می شود.
با این حال، موافقت با بحث درباره خواسته های ایران به این معنا نیست که ترامپ در نهایت آنها را خواهد پذیرفت. آمریکا نیز خواسته های خاص خود را دارد، از جمله اینکه ایران به طور کامل غنی سازی اورانیوم را متوقف کند. اگر هر دو طرف به مواضع فعلی خود پایبند باشند، مذاکرات ممکن است به همان بنبستی ختم شود که درست قبل از جنگ، در ماه فوریه به آن رسیدند.
برنامه هسته ای ایران تنها موضوع داغ مذاکرات نخواهد بود. تهران می خواهد به دریافت عوارض از کشتی های عبوری از تنگه هرمز ادامه دهد. جریان درآمدی که می تواند سالانه میلیاردها دلار ارزش داشته باشد. بنابراین، پیشنهاد کنار گذاشتن آن میتواند یک تاکتیک مذاکره هوشمندانه باشد: ایران موافقت میکند از انجام کاری که هرگز جز در سایه جنگ انجام نداده است، دست بردارد. به این ترتیب یک امتیاز بدون هزینه واقعی زیاد داده می شود.
سقوط ۱۳ درصد روغن؛ شادی کوتاه مدت تجار از آتش بس
بهترین برگ برنده آمریکا در این مذاکرات کاهش گسترده تحریم ها است. اقتصاد ایران حتی قبل از جنگ هم دچار مشکل بود و اکنون زیرساخت ها و صنایع حیاتی فولاد و پتروشیمی آسیب های زیادی دیده است. لغو تحریم ها می تواند سرمایه گذاری مورد نیاز برای بازسازی را آزاد کند. همین موضوع می تواند در واشنگتن بسیار بحث برانگیز شود. سناتور لیندسی گراهام، یک جمهوری خواه تندرو، قبلاً خواستار بازنگری کنگره در مورد هرگونه توافق شده بود.
در حالی که موانع مهمی بر سر راه مذاکرات باقی مانده است، هر دو طرف دلایل قانع کننده ای برای خوش بین بودن به موفقیت خود دارند. جنگی که فراتر از پیش بینی های اولیه دونالد ترامپ به طول انجامید، اکنون به نگرانی جدی کاخ سفید تبدیل شده است. رئیس جمهور ایالات متحده مصمم است تا پیش از سفر برنامه ریزی شده خود به پکن در 14 مه، یک بار برای همیشه درگیری را برطرف کند.
در داخل آمریکا، ادامه جنگ با ایران محبوبیتی ندارد: آخرین نظرسنجی ها نشان می دهد که تنها 34 درصد از شهروندان آمریکایی از آن حمایت می کنند. از سوی دیگر، برای ایران، از سرگیری کامل درگیری ها فاجعه بار خواهد بود. واشنگتن و تل آویو تقریباً به طور قطع دامنه حملات خود به تأسیسات اقتصادی ایران را گسترش خواهند داد. با این حال، واکنش تهران متقابل خواهد بود. حملات متقارن به کشورهای خلیج فارس که نه تنها شعله جنگ را شعله ور می کند، بلکه موجی از شوک قیمتی را به بازار جهانی نفت تزریق می کند.
با اعلام آتش بس، هیجان دلالان بازار انرژی به گونه ای بود که گویی سدی از نگرانی فروریخته است. قیمت نفت برنت تنها در چند ساعت پس از این اعلام 13 درصد کاهش یافت و برای اولین بار از 11 مارس به زیر 95 دلار در هر بشکه رسید. اما واقعیت روی زمین تلخ تر از این ارقام متورم است: دو هفته برای جبران ویرانی شش هفته جنگ کافی نیست. شرکت های نفتی برای تعمیر تاسیسات آسیب دیده و از سرگیری تولید به ماه ها نیاز دارند. برخی از نفتکش ها اکنون در نقطه اشتباهی از کره زمین هستند. آنها مسیر خود را به سمت دیگر جهان، به عنوان مثال به آمریکا، تغییر داده اند تا یک محموله جایگزین بارگیری کنند. اما برخی دیگر با احتیاط بیشتری عمل می کنند و از ورود مجدد به آب های خلیج فارس تردید می کنند. آنها می ترسند که اگر آتش بس دوام نیاورد، در دام محاصره و توقف جدید گرفتار شوند. و اگر مذاکره کنندگان نتوانند به یک توافق پایدار و بلندمدت برسند، این شور و شوق زودگذر در بازارهای انرژی چیزی جز تب کوتاه مدت نخواهد بود.





