آیا ونس می‌تواند آنچه را کوشنر و ویتکاف نتوانستند، به سرانجام برساند؟

آیا ونس می‌تواند آنچه را کوشنر و ویتکاف نتوانستند، به سرانجام برساند؟

بعدی- اما اشفورد، مقاله نویس فارین پالیسی و کارشناس ارشد برنامه مرکز استیمسون در مورد بازنگری استراتژی کلان ایالات متحده.

به گزارش به گزارش میهن تجارت به نقل از مجله فارین پالیسی، ایران در آخرین ساعات سه شنبه شب آتش بس دو هفته ای اعلام کرد. این اتفاق دو تن از جنجالی ترین چهره های دیپلماتیک دولت آمریکا را بار دیگر در آستانه ورود به مذاکرات مهمی قرار داد که قرار است این هفته در پاکستان برگزار شود. این دو نفر جرد کوشنر (داماد و مشاور ارشد ترامپ) و استیو ویتکاف (دوست و نماینده ویژه او) هستند. آنها نقش کلیدی در سیاست خارجی دولت کنونی آمریکا دارند و تلاش می کنند اختلافات باقی مانده در جهان را با میانجیگری حل کنند.

اما واقعیت این است که این زوج تاکنون تقریباً هیچ موفقیتی نداشته اند. دلیل اصلی این است که آنها تجربه زیادی در زمینه دیپلماسی ندارند. در واقع هم داماد رئیس جمهور و هم دوست او هر دو سرمایه گذار هستند و در زمینه خرید و فروش املاک و مستغلات فعال هستند. آنها برای ادغام دو شرکت مناسب تر هستند تا حل مسائل پیچیده ای مانند جنگ و صلح یا اشاعه هسته ای. با این حال، کوشنر و ویتکاف تنها بخش کوچکی از مشکل بزرگتر دیپلماسی آمریکا هستند. تا زمانی که سیاستگذاران آمریکایی نتوانند راهی برای انعطاف پذیری و کمک گرفتن از کارشناسان واقعی بیابند، آمریکا در بن بست دیپلماتیک خود گیر کرده است.

چرا واشنگتن از صلح‌سازی عملی فرار می‌کند؟

هیچ کس شک ندارد که دیپلماسی و صلح از نظر تئوری چیزهای خوبی هستند. سال گذشته، خود دونالد ترامپ بارها در توییت‌ها و سخنرانی‌های خود به ما یادآوری کرد که کتاب مقدس می‌گوید که «صلح‌خواهان» باید ارزشمند باشند. رهبران مذاهب مختلف همواره بر این وظیفه اخلاقی تاکید کرده اند، از جمله پاپ جدید که در خطبه های هفته مقدس خود بر لزوم صلح تاکید کرد.

اما در عمل، در فضای سیاسی و رسانه ای واشنگتن، نگاه بدبینانه به دیپلماسی حاکم است. بسیاری از مردم فکر می کنند که صحبت با دشمنان به معنای دادن امتیاز به آنها یا پاداش دادن به کسانی است که لیاقت آن را ندارند. این طرز فکر جدید نیست. به عنوان مثال، زمانی که رونالد ریگان، رئیس جمهور سابق ایالات متحده، مذاکره برای کنترل تسلیحات با اتحاد جماهیر شوروی را آغاز کرد، بسیاری از دوستان محافظه کار او به او حمله کردند و از او انتقاد کردند.

حال فرقی نمی کند که دیپلماسی را کاری ستودنی اخلاقی بدانیم یا نشانه ای از احساسات گرایی و ساده لوحی. واقعیت این است که دیپلماسی اغلب یک کالای استراتژیک است و ابزاری هوشمند برای پیشبرد منافع یک کشور است. آمریکا بسیاری از بزرگترین موفقیت های سیاست خارجی خود را نه از طریق زور محض، بلکه از طریق مذاکره و چانه زنی دیپلماتیک به دست آورده است. به عنوان مثال، قرارداد کنترل تسلیحات با اتحاد جماهیر شوروی، سفر تاریخی هنری کیسینجر به چین برای گشایش کانال ارتباطی یا تشکیل سازمان ملل پس از جنگ جهانی دوم. در بهترین حالت، دیپلماسی یک مسابقه تسلیحاتی غیر ضروری را کاهش می دهد و خطر جنگ و درگیری را کاهش می دهد. از این منظر، تردیدی وجود ندارد که تاکید دولت ترامپ بر ایجاد صلح و گفتگو با مخالفانی مانند ایران، روسیه یا چین امری پسندیده است.

کوشنر و ویتکاف؛ زمانی که تخصص املاک و مستغلات جای صلح را می گیرد

مهم نیست که استیو ویتکاف و جرد کوشنر چقدر مصمم هستند که صلح را در کشمکش‌های لاینحل جهان بیاورند، واقعیت این است که آنها برای آن ساخته نشده‌اند. هیچ کدام از این دو نفر تجربه جدی در زمینه دیپلماسی ندارند. دیپلماسی از بسیاری جهات کاملاً با دنیای خرید و فروش املاک یا ادغام دو شرکت متفاوت است. این دو نفر متخصص املاک هستند نه صلح. بدتر از همه، به نظر می رسد که هر دوی آنها روابط مالی و شخصی پیچیده ای دارند که می تواند در کار آنها اختلال ایجاد کند. آنها ممکن است به جای منافع آمریکا به منافع شخصی یا تجاری خود فکر کنند. همه اینها این سوال را ایجاد می کند که آیا این دو نفر واقعاً می توانند از منافع آمریکا دفاع کنند یا خیر؟

کوشنر و ویتکاف نه تنها بی تجربه به نظر می رسند، اساساً آنها افراد مناسبی برای مدیریت مسائل پیچیده دیپلماتیک نیستند. البته، تیم ترامپ درست می‌گوید: کلاس متخصص در واشنگتن اغلب فقط به ما می‌گوید چه چیزی «نمی‌توان انجام داد» و به ندرت سعی می‌کند به ما بگوید چگونه به چیزی بهتر دست یابیم. اما مشکل اینجاست که بدون دانش و تخصص پیش زمینه، به ناچار اشتباهات افراد قبلی را تکرار خواهید کرد. تاریخ دیپلماسی پر از درس هایی است که نادیده گرفتن آنها پرهزینه است. برای کوشنر و ویتکاف، متخصص نبودن خود مشکل بزرگی نیست. مشکل واقعی این است که آنها نمی خواهند تیمی از کارشناسان مجرب را در اطراف خود جمع کنند تا به آنها مشاوره و پشتیبانی بدهند.

مشکلات مشابهی را می توان در مذاکرات اوکراین مشاهده کرد. این مذاکرات در مسائلی مانند مبادله زمین گیر کرده است. مسائلی که لزوماً خواسته یا نیاز واقعی هیچ یک از طرفین درگیر نیست. به نظر می رسد این وسواس عجیب در مورد زمین و مرزها بیشتر از پیشینه املاک و مستغلات مذاکره کنندگان ناشی می شود تا خود جنگ اوکراین یا علل آن. به جنگ به چشم دلال اموال نگاه می کنند نه دیپلمات.

دیپلماسی آمریکایی؛ سرگردانی بین بی تجربگی و بوروکراسی خسته کننده

اما مشکل دیپلماسی آمریکا فقط به این دو نفر ختم نمی شود. جایگزینی ویتکاف و کوشنر با افراد بهتر مشکل را حل نمی کند. چرا چون دیپلماسی در سال های اخیر به طور فزاینده ای توسط دولت های مختلف نادیده گرفته شده است. حتی قبل از اینکه ترامپ بیاید و وزارت امور خارجه و آژانس‌های مرتبط را نابود کند، این آژانس‌ها زمان زیادی را صرف دیپلماسی واقعی، به‌ویژه دیپلماسی با کشورهای غیردوست یا مسائل دشواری مانند کنترل تسلیحات نمی‌کردند.

حالا بیایید نگاهی به دولت بایدن بیندازیم. بزرگترین دستاورد دیپلماتیک این دولت چه بود؟ گردآوری یک سری از متحدان ناتو و غیر ناتو برای مقابله با جنگ روسیه در اوکراین. آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه وقت، که مسلماً دیپلمات شماره یک آمریکا بود، به ندرت با همتایان خود در کشورهایی که آمریکا با آنها مشکل داشت صحبت یا ملاقات کرد. حتی زمانی که چنین جلساتی بین مقامات عالی رتبه برگزار می شد، معمولاً بی نتیجه بود.

زمانی که دولت بایدن واقعاً نیاز به گفتگوی حساس و مخاطره آمیز با یک دشمن آمریکایی داشت، بلینکن را نفرستاد، بلکه مدیر سیا (بیل برنز) را برای گفتگو پشت درهای بسته فرستاد. مذاکرات هسته ای (برجام) که بایدن پس از خروج ترامپ می خواست آن را احیا کند، این مذاکرات به دلیل دو مشکل به بن بست خورد: یکی یک فرآیند بین المللی بیش از حد بوروکراتیک و خسته کننده است و دیگری نگرانی سیاسی در واشنگتن مبنی بر اینکه ایران ابتدا باید امتیازات بیشتری بدهد تا مذاکرات ادامه یابد.

البته دو مشکل بزرگ وجود دارد: افرادی مانند کوشنر و ویتکاف بیش از حد شخصی و بدون آگاهی کافی دیپلماسی را انجام می دهند. این نشان می دهد که دیپلماسی آمریکا به کارشناسان مجرب و نهادهای رسمی نیاز دارد. در عین حال، دیپلماسی آمریکا بیش از حد گرفتار قوانین و فرآیندهای اداری است و فقط با کشورهای دوست یا امن مذاکره می کند، نه با دشمنان واقعی. مشکل این است که راه حل این دو مشکل مطابقت ندارد. برای حل مشکل اول باید کارشناسان بیشتر و ساختارهای اداری قوی تری داشته باشیم. برای حل مشکل دوم باید از محدودیت های اداری خلاص شد تا بتوان با دشمنان به صورت خلاقانه مذاکره کرد.

در حال حاضر مهمترین چیز پایان دادن به جنگ در ایران از طریق مذاکره است. این آخر هفته، مذاکره کنندگان آمریکایی و ایرانی در پاکستان با یکدیگر گفتگو می کنند و بسیاری از مسائل در مورد این مذاکرات بسته شده است. شش هفته از جنگ گذشته و مشکلات بزرگی ایجاد کرده است. اقتصاد جهانی به هم ریخته است، بنزین در برخی کشورهای آسیایی سهمیه بندی شده است و در منطقه خلیج فارس تلفات و خسارات زیادی رخ داده است. هیچ کس نمی خواهد جنگ دوباره شروع شود. اما بسیار بعید است که ویتکاف و کوشنر بتوانند با ایرانی ها به توافق خوبی برسند. این دومین بار در کمتر از یک سال گذشته است که این دو نفر در حالی که بمب ها در حال سقوط است با ایرانی ها مذاکره می کنند. جای تعجب نیست که ایرانی ها آنها را مذاکره کنندگان قابل اعتماد یا صادقی نمی دانند.

بنابراین انتخاب خوبی است که دولت آمریکا جی دی ونس (معاون رئیس جمهور) را به این مذاکرات فرستاد. ونس در پشت صحنه با مقامات ایرانی صحبت کرد و از همان ابتدا بی سر و صدا با جنگ مخالف بود. او تازه وارد دیپلماسی شده است و احتمالاً به شدت در تلاش است تا با ایران به توافق برسد، اما کمتر از کوشنر و ویتکاف برای امضای چک سفید برای نتانیاهو است. اکثر آنها در یک مذاکره واقعی و کارشناسی شرکت می کنند.

اما برای اینکه دیپلماسی آمریکا در آینده واقعاً موفق باشد، نباید اشتباهات چند سال اخیر را تکرار کند و از این فراز و نشیب های شدید اجتناب کند. به راحتی می توان گفت: «ببینید، دیپلماسی در دولت ترامپ شکست خورد، بنابراین خود دیپلماسی بی ارزش است» یا اینکه کوشنر و ویتکاف را به دلیل فرستادن افراد تجاری برای حل مسائل سیاسی پیچیده به تمسخر بگیریم. اما هیچ کدام از این حرف ها مشکل اصلی آمریکا را حل نمی کند. مشکل اصلی این است که ما هنوز دولتی نداشته ایم که هم انعطاف پذیر و مبتکر باشد و هم متخصص و کاردان. اگر قرار است ایالات متحده در دیپلماسی در دنیای جدید چند قدرتی خوب باشد، دولت های آینده باید دوباره از موفقیت های دیپلماتیک گذشته خود درس بگیرند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی