خلأ اطلاعاتی، امنیت دولت است یا آزادی شهروند/ روایتی از تولد اینترنت‌های چندپاره

اگرچه اخبار مثبتی مبنی بر احتمال رفع محدودیت از برخی سرویس های اینترنتی شنیده شده است و احتمال می رود که در حین انتشار و مطالعه این مطلب اتفاق افتاده باشد و اخبار دریافتی حاکی از تلاش وزارت ارتباطات برای دسترسی کاربران به اینترنت جهانی (حتی به تدریج) باشد، اما موضوع قطع اینترنت بین المللی به قدری موثر بوده است که نمی توان از آن چشم پوشی کرد.

به گزارش عصر ایران، مقاله حاضر با این پیش فرض نوشته شده است که قطع اینترنت از یک اقدام امنیتی به «دکترین بقای دیجیتال» تبدیل شده است.

متن کامل این مطلب به شرح زیر است: در اولین دقایق آغاز درگیری ها شبکه بین المللی اینترنت به طور کامل از دسترس خارج شد و «شبکه ملی اطلاعات» جایگزین آن شد. این اقدام با دو هدف راهبردی انجام شد: اول جلوگیری از نفوذ سایبری زیرا بخش بزرگی از حملات به زیرساخت‌های برق، گاز و دفاع از بستر پروتکل‌های جهانی هدایت می‌شود.

دوم، مدیریت جنگ روانی و جلوگیری از انتشار تصاویر ترسناک و اطلاعات نادرست (اخبار جعلی) که با هدف فروپاشی انسجام داخلی تولید می شود. اگرچه در این مدت خدمات بانکی و دولتی در شبکه داخلی ثابت ماند، اما قطع دسترسی به بسترهای جهانی، اقتصاد دیجیتال و ارتباطات بین‌المللی، شهروندان را با چالشی بی‌سابقه مواجه کرد. این وضعیت نشان داد که در جنگ‌های مدرن «مرزهای دیجیتال» به اندازه مرزهای جغرافیایی حیاتی است و قطع اینترنت مانند تخریب پل‌های پشت سر برای جلوگیری از پیشروی دشمن به سمت ذهنیت عمومی و زیرساخت‌های ملی است.

زندگی دیجیتال در سایه جنگ 1405 تغییر کرد. با آغاز درگیری نظامی اخیر، یکی از راهبردی ترین اقدامات دفاعی قطع دسترسی به اینترنت بین المللی و انتقال فوری به شبکه ملی اطلاعات بود. این حادثه فضای ارتباطی کشور را در وضعیت متناقضی قرار داد: «قرنطینه سایبری» برای حفاظت از زیرساخت ها در برابر حملات دشمن در حالی رخ داد که مشخص بود اقتصاد و ارتباطات روزمره شهروندان با چالش های جدی مواجه است.

حاکمیت دیجیتال، امنیت پایدار و انزوای ارتباطات

حکمرانی دیجیتال در زمان جنگ یک شمشیر دولبه است که بین حفاظت و انزوا در نوسان است. قطع اینترنت از یک سو با مسدود کردن حملات سایبری به زیرساخت های حیاتی امنیت فیزیکی ایجاد می کند و از سوی دیگر این اقدام بلافاصله منجر به انزوای اطلاعاتی می شود که روایت های دشمن را در سطح بین المللی بی پاسخ می گذارد. با بستن مرزها نمی توان به امنیت پایدار دست یافت. اقتصاد دیجیتال شریان حیاتی معیشت امروز است و قطع کامل آن نوعی «خودتحریمی» در میانه جنگ تلقی می شود. کارشناسان در این زمینه معتقدند که امنیت واقعی به زیرساختی نیاز دارد که بتواند ترافیک مخرب را در حین اتصال به جهان فیلتر کند، نه اینکه کل شبکه را به کما وادار کند.

با این حال، در مختصات منحصر به فرد ایران، قطع اینترنت نه به عنوان یک انتخاب ایده آل، بلکه به عنوان یک «ضرورت دفاع پیشگیرانه» در برابر جنگ سایبری تمام عیار ظاهر شد. زیرساخت‌های حیاتی کشور، از شبکه‌های توزیع انرژی گرفته تا سیستم‌های بانکی، دائماً در معرض حملات «تروریسم دیجیتال» هستند که هدف آن ایجاد هرج‌ومرج اجتماعی و فلج کردن زندگی روزمره است. در شرایطی که دشمن از فضای سایبری به عنوان اتاق جنگ برای هدایت هرج و مرج و عملیات روانی سازماندهی شده استفاده می کند، قطع موقت دسترسی لایه ای از حفاظت برای حفظ جان و امنیت روانی شهروندان است. این اقدام در واقع فرصتی را برای پدافند غیرعامل برای شناسایی و جداسازی منبع تهدید قبل از انتشار ویروس های مخرب به شریان های اصلی فراهم می کند. بنابراین در اوج بحران، «امنیت بقا» بر «رفاه ارتباط» ترجیح داده می شود تا از فروپاشی سیستماتیک جامعه در اثر حملات فرامرزی جلوگیری شود.

اینترنت ماهواره ای و بدتر شدن موانع فیزیکی

البته در عصر فناوری هایی مانند استارلینک «قطع اینترنت» متعلق به اعراب نیست. اینترنت ماهواره ای مرزهای جغرافیایی را بی معنا کرده و مسدودسازی فیزیکی پورت های اینترنتی را به ابزاری با کارایی محدود تبدیل کرده است. تجربه اصفهان (عملیات نجات خلبان آمریکایی)* نشان داد که با وجود محدودیت های شدید روی زمین، سیگنال های ماهواره همچنان در دسترس است. بنابراین، نمی‌توانیم روی قطع دسترسی به عنوان یک استراتژی دفاعی بلندمدت حساب کنیم. دفاع هوشمند آینده به جای تلاش برای مختل کردن سیگنال‌ها، بر «جنگ الکترونیکی» هدفمند و تقویت محتوای داخلی برای رقابت در فضای باز تمرکز خواهد کرد. نکته این است که تنها با اتکا به مسدود کردن، شما را در برابر ابزارهای جدیدتر برای دور زدن محدودیت ها باز می دارد.

تعادل بین امنیت ملی و حقوق شهروندی

برقراری تعادل بین امنیت دولتی و حقوق شهروندی در هر بحران سیاسی و اجتماعی مستلزم تدوین «قرارداد اجتماعی دیجیتال» است. معمولاً در زمان جنگ، حق دسترسی به اطلاعات فدای بقای نظامی می شود و خلاء اطلاعات مردم را به شایعات و اخبار جعلی سوق می دهد. راه حل اخلاقی و عملی لایه بندی دسترسی ها است. این به معنای اطمینان از دسترسی به منابع خبری معتبر و ابزارهای ارتباطی اولیه، حتی در سخت ترین شرایط است. رسانه های داخلی معتبر و قدرتمند یا ایجاد شفافیت در اعلام دلایل محدودیت ها از فرسایش سرمایه اجتماعی جلوگیری می کند. تعادل زمانی برقرار می شود که شهروند احساس کند که محدودیت برای حمایت از او اعمال شده است، نه برای سانسور. در غیر این صورت، بی اعتمادی ناشی از قطع ارتباط به یک تهدید امنیتی تبدیل می شود.

تجربه جهانی، مدل های پیشرفته و بهترین سناریوی ارتباطی در طول جنگ

تجربه کشورهایی مانند اوکراین نشان می دهد که «تمرکززدایی» کلید بقا است. این کشورها به جای قطع اینترنت، حتی در باران موشک با استفاده از فناوری ماهواره و انتقال سرورها به فضای ابری، ارتباط دولت و ملت را حفظ کرده اند. بهترین سناریوی ارتباطی برای رفاه شهروندان «تاب آوری توزیع شده» است. یعنی داشتن یک شبکه داخلی قدرتمند برای خدمات حیاتی، تنوع بخشی به نقاط دسترسی اینترنت (زمینی و ماهواره ای) و جایگزینی «دفاع سایبری فعال» به جای «انسداد غیرفعال». دسترسی آزاد در پرتو امنیت تنها زمانی حاصل می شود که امنیت نه با بسته شدن درها، بلکه با استحکام زیرساختی و انعطاف پذیری در فضای باز تامین شود.

تحقق این تاب آوری مستلزم گذار از ذهنیت «دیوارسازی» به «امنیت هوشمند» است. در مدل‌های پیشرفته، لایه‌های حفاظتی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که با شناسایی فوری الگوهای نفوذ، ترافیک آلوده در پورت‌های اینترنت را خنثی کرده و جریان عادی زندگی دیجیتال را ادامه می‌دهند. سرمایه گذاری در شبکه های توزیع محتوای محلی و تقویت پیام رسان های داخلی با حفظ ارتباط بین المللی تضمین می کند که در مواقع بحران، قطع ارتباط با دنیا به معنای فلج کامل خدمات داخلی نیست.

در واقع هدف نهایی باید ایجاد ساختاری باشد که شهروند خود را بر سر دوراهی «امنیت» و «آزادی» نبیند. بهترین وضعیت این است که امنیت زیرساخت ها، فعالیت های آزادانه و پایدار شهروندان در فضای مجازی را تضمین و حمایت کند. این اقتدار دیجیتال در قرن بیست و یکم است. در دنیای شبکه محور امروزی، اقتدار واقعی در توانایی مدیریت هوشمندانه زیرساخت ها و انعطاف پذیری در حین اتصال جهان نهفته است. بلوغ دیجیتال می تواند امنیت را به بستری برای ثبات و ثبات ملی تبدیل کند. گذار از رویکرد مسدودکننده به «امنیت پویا» نفوذ ناپذیری را در برابر تهدیدهای خارجی به حداکثر می‌رساند و با حفظ اعتماد عمومی، پیوند دولت و ملت را در بحبوحه بحران‌ها تقویت می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی