بعدی-پس از شکست دور اول مذاکرات تهران و واشنگتن در جریان آتش بس ایران، آمریکا و اسرائیل، اکنون تهدیدات جدید دونالد ترامپ در خصوص محاصره تنگه هرمز مطرح است. تهدیدی که به سرعت با واکنش سران نظامی و سیاسی ایران مواجه شده است.
به گزارش به گزارش میهن تجارت، علی قنبری، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس در گفتگو با به گزارش میهن تجارت، تأثیر شرایط فعلی تنگه هرمز و تأثیرات محاصره احتمالی آن بر اقتصاد جهانی را بررسی کرده است:
ما با یک شوک عرضه کلاسیک روبرو هستیم
علی قنبری به به گزارش میهن تجارت گفتاگر از دریچه اقتصاد سیاسی به تحولات اخیر تنگه هرمز نگاه کنیم، با یک «شوک عرضه کلاسیک» مواجه هستیم؛ شوکی که نه تنها بازار انرژی، بلکه کل ساختار قیمتها، زنجیره تامین و حتی معادلات قدرت را در اقتصاد جهانی تغییر میدهد. نقطهای که حدود یک پنجم نفت و گاز دنیا از آن عبور میکند و هر گونه اختلال در آن به سرعت به تورم جهانی تبدیل میشود، در روزهای اخیر با تشدید تنشها و حتی بحث مسدود کردن مسیر، قیمت نفت به بالای 100 دلار رسیده است و بازارها به وضوح به این موضوع واکنش نشان دادهاند.
وی افزود: از منظر اقتصاد سیاسی اولین و فوریترین اثر چنین بحرانی جهش قیمت انرژی است که حذف یا محدودیت حدود 20 درصدی عرضه جهانی نفت مستقیماً قیمت نفت خام را افزایش میدهد و این افزایش به صورت زنجیرهای به همه کالاها سرایت میکند. فقط افزایش قیمت انرژی باعث بالا رفتن قیمت تمام شده حمل و نقل می شود و از آنجایی که تقریباً همه کالاها به نوعی به حمل و نقل دریایی وابسته هستند، قیمت مواد غذایی، کالاهای صنعتی و حتی خدمات نیز افزایش می یابد.
احتمال رکود تورمی و افزایش هزینه های تولید در جهان
این کارشناس اقتصادی ادامه داد: در سطح دوم، بحران زنجیره تامین جهانی را تحت تاثیر قرار می دهد، انسداد تنگه هرمز نه تنها صادرات نفت، بلکه جریان گاز طبیعی مایع و حتی مواد خام صنعتی را مختل می کند، گزارش ها نشان می دهد که چنین اختلالی می تواند منجر به کمبود مواد اولیه در صنایع، افزایش هزینه های تولید و در نهایت افزایش هزینه های تولید در بسیاری از کشورها، و در نهایت کاهش تولید در کشور شود. تاثیرات این بحران نیز قابل توجه است، کشورهایی که مسیرهای جایگزین دارند یا تولیدکنندگان انرژی از قیمتهای بالاتر سود میبرند، در حالی که اقتصادهای واردکننده، بهویژه کشورهای در حال توسعه، بیشترین آسیب را متحمل میشوند.
وی افزود: از منظر قیمت اقلام می توان یک الگوی مشخص ترسیم کرد: اول انرژی (بنزین، گاز، برق) که سریع ترین واکنش را دارد، دوم، مواد غذایی که با وقفه ای کوتاه در فرآیند واردات و صادرات افزایش قیمت را تجربه می کنند، سوم، کالاهای صنعتی و مصرفی که تحت تاثیر هزینه های تولید و حمل و نقل گران می شوند. شوک هزینه به کل اقتصاد جهان شوکی که از پمپ بنزین شروع می شود و به سفره خانواده ختم می شود.
احتمال شوک ترکیبی در اقتصاد جهان
عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس گفت: پاسخ مثبت است. مهمترین نمونه آن بحران نفتی دهه 1970 است که پس از جنگ اعراب و اسرائیل و تحریم نفت رخ داد. در آن دوره کاهش عرضه نفت باعث جهش چند برابری قیمت ها، رکود اقتصادی و شکل گیری پدیده «رکود تورمی» شد. مدل های امروزی نیز نشان می دهد که در صورت ادامه انسداد هرمز برای چندین فصل، می توان تاثیر مشابهی هرچند با شدت متفاوت را انتظار داشت. مثال دیگر، هرچند در مقیاس بسیار کوچکتر، انسداد کانال سوئز است که نشان می دهد چگونه یک گلوگاه تجاری می تواند زنجیره های جهانی را مختل کند. با این حال، هرمز بسیار مهمتر است، زیرا مستقیماً با انرژی و نه فقط کالاهای کانتینری مرتبط است.»
وی افزود: اکنون اقتصاد جهان وارد وضعیت دوگانه شده است: از یک سو تورم ناشی از افزایش هزینه ها و از سوی دیگر کاهش رشد اقتصادی. این وضعیتی است که اقتصاددانان از آن به عنوان «شوک ترکیبی» یاد می کنند. وضعیتی که سیاست گذاری را به شدت دشوار می کند. در سطح ژئوپلیتیک نیز این بحران به بازتعریف مسیرهای انرژی و تجاری منجر می شود. کشورها به دنبال مسیرهای جایگزین، افزایش ذخایر استراتژیک و حتی تسریع انتقال به انرژی های تجدیدپذیر خواهند بود. به عبارت دیگر هرمز هرمز ناامن می شود گامی در جهت کاهش وابستگی به آن برداشته می شود. در سطح بین المللی مهمترین اقدام جلوگیری از ادامه بحران است. تجربه نشان داده است که حتی شایعه تحریم قیمت ها را به شدت افزایش می دهد، بنابراین ثبات سیاسی مهم ترین متغیر اقتصادی در این معادله است».
تنگه هرمز اهرم اقتصاد سیاسی است
قنبری در خصوص راهکارهای لازم برای اقتصاد کشور در شرایط فعلی گفت: در سطح ملی کشورها باید به چند راهکار توجه کنند: اول تنوع بخشی به منابع انرژی و کاهش وابستگی به یک مسیر مشخص، دوم تقویت ذخایر استراتژیک برای مقابله با شوکهای کوتاهمدت، سوم مدیریت تقاضا و اصلاح الگوی مصرف انرژی و توسعه زیرساختهای جایگزین مانند خط لولهسازی جدید. ایران، این بحران دوگانگی ایجاد میکند: از یک سو، افزایش قیمت نفت میتواند درآمدزایی داشته باشد، اما از سوی دیگر، ناامنی در مسیر صادرات و محدودیتهای عملیاتی میتواند این فرصت را به یک تهدید تبدیل کند اگر مختل شده باشد، پیامدهای آن چیزی بیش از افزایش قیمت نفت بوده است: تورم، رکود، تنظیم مجدد قدرت اقتصادی، و در نهایت، تغییر نظم جهانی.





