فردا – محسن صالحی خواه; جمهوری خلق چین به همراه فدراسیون روسیه یکی از دو کشوری است که جمهوری اسلامی ایران با آن قرارداد همکاری راهبردی امضا کرده است. در ادبیات سیاسی ایران از پکن و مسکو به عنوان متحدان راهبردی یاد می شود، اما در دو جنگ اخیر ایران، آمریکا و اسرائیل، در تحلیل های رسانه ها و نظرات دانشگاهی سوالات زیادی درباره عمق این همکاری راهبردی مطرح شد.
بر اساس گزارش فردا، یکی از جدی ترین سوالاتی که همیشه مطرح می شود این است که چرا چین و روسیه در کنار ایران علیه آمریکا و اسرائیل نمی جنگند؟ در این گزارش به یافتن پاسخ این سوال در مورد چین می پردازیم. به ویژه روز دوشنبه چهارم فروردین همزمان با آغاز محاصره دریایی ایران توسط آمریکا، دو خبر ضد و نقیض درباره واکنش چین به این اقدامات و جنگ علیه ایران منتشر شد: تهدید وزیر دفاع چین به آمریکایی ها مبنی بر عدم تعامل با کشتی های این کشور و تکذیب رسمی صادرات تسلیحات به ایران از سوی وزارت امور خارجه چین.
اصول سیاست خارجی چین
جمهوری خلق چین اگرچه کشوری است که از نظر سیاسی از مکتب کمونیسم با خوانش مائوئیستی شکل گرفت، اما از اواخر دهه هفتاد با تغییراتی که در رأس این کشور ایجاد شد، از اندیشه های انقلابی قبلی فاصله گرفت و مسیر جدیدی را آغاز کرد. با گذشت زمان، این کشور تا حد زیادی از نظر سیاست داخلی کشور بسته کمونیستی باقی ماند، اما رویکرد خود را از نظر اقتصادی و سیاست خارجی تغییر داد.
دنگ شیائوپینگ معمار چین پس از مائو بود
از اواخر دهه هفتاد، حفاظت از استقلال، حاکمیت، تمامیت ارضی و شکل دادن به یک محیط بین المللی مساعد برای نوسازی، اصلاحات اقتصادی و سیاست درهای باز. به عنوان اهداف بلندمدت چین در سیاست خارجی تعیین شد. اهداف تحت سیاست معروف درهای باز که در نهایت در خدمت اهداف بلندپروازانه اقتصادی این کشور است. علاوه بر این، چین دارای پنج اصل همزیستی مسالمت آمیز شامل «احترام متقابل به حاکمیت و تمامیت ارضی، عدم تجاوز متقابل، عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر، برابری و منافع متقابل، و همزیستی مسالمت آمیز» است. این اصول در تضاد با سه اصل آمریکایی ها در سیاست خارجی است: “حفاظت از ایالات متحده و آمریکایی ها؛ پیشبرد دموکراسی، حقوق بشر و سایر منافع جهانی؛ “ترویج درک بین المللی از ارزش ها و سیاست های آمریکا”.
نفوذ اقتصادی به جای تدابیر امنیتی
چین در 6 دهه گذشته از رویارویی مستقیم نظامی با آمریکایی ها اجتناب کرده و همکاری های اقتصادی گسترده در زمینه های مختلف را به عنوان اهرم نفوذ خود در جهان برگزیده است. چین این رویه را در خاورمیانه نیز به طور جدی دنبال کرد. جان کالابرس، محقق ارشد موسسه خاورمیانهMEI) او در این باره می نویسد: برای دههها، نفوذ خارجی در خاورمیانه عمدتاً مبتنی بر حضور نظامی، مشارکتهای دفاعی و تضمینهای امنیتی بود و ایالات متحده در حال ایجاد یک معماری منطقهای با محوریت استقرار نظامی، فروش تسلیحات و روابط اتحاد بود. در عوض، چین برتری اقتصادی را بدون تسلط امنیتی دنبال کرده است. اکوسیستم ها.”
کالابرس در بخشی دیگر از مقاله خود به تفاوت های لجستیکی ارتش چین و ارتش آمریکا در حال حاضر نیز اشاره کرده است: “خود خویشتنداری پکن در استقرار قدرت نظامی در خاورمیانه منعکس کننده چندین عامل همگرا است. اول اینکه چین فاقد قابلیت های اعزامی لازم برای اعمال قدرت پایدار است. ارتش آزادیبخش خلق همچنان آماده مقابله با احتمالات مرتبط با تایوان است. عملیات ضد دزدی دریایی و مرکز تدارکاتی آن نیز در مقایسه با آمریکا دارای یک مرکز تدارکاتی قابل توجه در جیبورات است. وضعیت نیروی دریایی.”
همکاری های اقتصادی گسترده ای بین چین و کشورهای عربی منطقه وجود دارد که نفت و انرژی تنها یکی از شاخه های آن است.
نکته دیگر اینکه ناظران می گویند منافع چین در صلح خاورمیانه تعریف می شود. این تعریف به ویژه پس از تلاش های دیپلماتیک چین برای عادی سازی روابط ایران و عربستان سعودی که سرانجام در اسفند 1300 به پایان رسید، مورد توجه ویژه تحلیل گران قرار گرفت. در تحلیل های آکادمیک، رسانه ای و امنیتی درباره سیاست خارجی چین و تقابل پکن و واشنگتن به صراحت اشاره شده است که موضوع تایوان و اقدامات آمریکا در خاور دور برای چین اولویت دارد.
روابط راهبردی با کشورهای منطقه
اگرچه چین و ایران با یکدیگر قرارداد همکاری راهبردی امضا کردند، اما باید به این نکته نیز اشاره کرد که چین با برخی از کشورهای عربی منطقه که محل استقرار پایگاههای آمریکایی بوده و در این جنگ نیز هدف قرار گرفتند، قراردادهای مشابهی دارد. قطر، امارات، کویت و اردن. علاوه بر این قراردادها، چین روابط اقتصادی گسترده ای با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به ویژه امارات دارد.
امارات متحده عربی در حال حاضر تنها کشور خاورمیانه است که با چین توافقنامه لغو روادید امضا کرده است و در بین کشورهای شورای همکاری بیشترین حجم مبادلات اقتصادی را با چین دارد. این ارتباطات در زمینه های مختلف فناوری، علم، ارتباطات، انرژی و سرمایه گذاری متقابل تعریف شده است. حجم تجارت غیرنفتی چین و امارات در سال 2025 به 100 میلیارد دلار رسید. این دو کشور در 13 آوریل 2026 (24 آوریل 1405) 24 توافقنامه اقتصادی جدید امضا کردند که هدف اصلی آن گسترش سریع همکاری های اقتصادی و افزایش حجم تجارت غیرنفتی به بیش از 10 میلیارد دلار است. بر اساس آمارهای رسمی، میزان تجارت و سرمایه گذاری متقابل چین و کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس با میزان سرمایه گذاری و تجارت ایران و چین قابل مقایسه نیست.
کنفرانس اقتصادی چین و امارات با حضور ولیعهد ابوظبی برگزار شد
کشتی های چینی از محاصره عبور می کنند؟
در برنامه منتشر شده توسط سنتکام، کشتیهای مبدا یا مقصد بنادر ایران، اهداف اصلی محاصره دریایی هستند. دادههای دریایی نیز نشان میدهد و آمریکاییها نیز مدعی هستند که قرار گرفتن آنها در مرز دریای عرب و دریای عمان است و کشتیهای مذکور را حداقل در 24 ساعت ابتدایی اجرای این برنامه مجبور به بازگشت از این منطقه کردند. در برنامههای اعلامشده آمریکاییها، هیچ اشارهای به نفتکشها یا کشتیهای تجاری دیگر مرتبط با چین که در بنادر سایر کشورهای حوزه خلیج فارس هستند، نشده است. علاوه بر این گزارشی مبنی بر ممانعت ایران از خروج کشتی های مربوط به چین وجود ندارد. درستی یا نادرستی این فرضیه ها در صورت ادامه محاصره دریایی ادعایی آمریکایی ها یا اظهارات رسمی مقامات چینی و روشن شدن رایزنی های محرمانه پکن و واشنگتن مشخص خواهد شد. آمریکا و چین بیش از مسائل امنیتی و ژئوپلیتیکی درگیر جنگ اقتصادی هستند که موضوع انرژی نیز در آن بسیار تاثیرگذار است. اما آیا باید دید که دو ابرقدرت این درگیری را به سطح نظامی ارتقا دهند؟ چین هرگز علاقه ای به ورود به مناقشه ایران و آمریکا و ایران و اسرائیل نشان نداده است.
آمریکا اولین اقتصاد و چین دومین اقتصاد جهان است و این دو کشور بزرگترین شرکای تجاری یکدیگر هستند
محاصره دریایی ایران و تلاش آمریکا برای کنترل ترافیک از طریق تنگه هرمز طبیعتا چالشی برای چین خواهد بود. اما باید دید این موضوع آنها را به رویارویی دریایی با آمریکا می کشاند یا خیر. زیرا پکن همواره سیاست خود را در مناقشه ایران و آمریکا بر مبنای حمایت سیاسی در شورای امنیت سازمان ملل قرار داده و در دو جنگ اخیر دخالت مستقیمی نداشته است. حتی اخبار مربوط به ارسال تسلیحات از چین به ایران از سوی وزارت امور خارجه چین تکذیب شد و سخنگوی این نهاد دولتی در این باره گفت: چین همواره در زمینه صادرات نظامی رویکردی محتاطانه و مسئولانه داشته است و ما با تهمتهای بیاساس و یا ادعاهای بدخواهانه و بدون مبنای واقعی مخالفیم.
چندی پیش ترامپ گفت: به نظر من کشورهایی مانند ژاپن و چین نه شهامت و نه اراده باز کردن تنگه هرمز را دارند. سخنگوی وزارت خارجه چین گفت: تنگه هرمز قبل از جنگ باز بود. شما هستید که جنگ را از هیچ ایجاد کردید و تنگه را به روی جهان بستید.» وزیر امور خارجه چین پیش از آن گفت: محاصره تنگه هرمز توسط آمریکا برخلاف اصول حقوق بین الملل است و بازار جهانی را به خطر می اندازد.








