کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به ایران خسارت بدهند

کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به ایران خسارت بدهند

سید جمال هادیان طبایی زواره در روزنامه شرق نوشت: شاید این سوال به ذهن شما خطور کرده باشد که چرا کشورهای کوچک حوزه خلیج فارس و حتی عربستان و اردن میزبان پایگاه های نظامی آمریکا هستند؟

در پاسخ به این سوال باید به فلسفه وجودی این کشورها و تلاش آنها برای بقا در دنیای امروز توجه کرد.

کشورهای عربی خاورمیانه به طور کلی و کشورهای کوچک خلیج فارس به طور خاص چند ویژگی مشترک دارند:

اولاً اکثر آنها از نظر اندازه بسیار کوچک هستند و به اصطلاح کشورهای عقب افتاده نامیده می شوند که همیشه نگران حفاظت از مرزها و قلمرو خود بوده اند.

ثانیاً، جمعیت اکثر این کشورها کم است و معمولاً از ارتشی که بتواند در برابر قدرت‌های نظامی بزرگ منطقه‌ای یا فرامنطقه‌ای مقاومت کند، سود نمی‌برند. با این حال، برخی ابزار نظامی مدرن در اختیار دارند. علاوه بر این، به دلیل سن ناچیز و تغییر سبک زندگی در دهه های اخیر، روحیه آزادی خواهی، حماسه آفرینی و ملی گرایی مشابه آنچه در بین ایرانیان می بینیم، ندارند.

ثالثاً در منطقه ای واقع شده اند که از نظر ژئوپلیتیک بسیار مهم است و چهارراه انرژی جهان محسوب می شود. مکانی که همیشه محل تنش و درگیری های سیاسی-نظامی بوده است.

به همه اینها اختلافات سیاسی و ادعاهای ارضی همسایگان را نیز باید اضافه کرد. این موضوع پس از حمله عراق به کویت و اشغال این کشور کوچک بیشتر نمایان شد و زمینه را برای کشورهای کوچک خلیج فارس فراهم کرد تا از ترس همسایگان قدیمی و قدرتمند خود، میزبان پایگاه های نظامی آمریکا باشند.

همه این دلایل باعث شده تا این کشورها در استراتژی مشترکی برای حفظ مرزها و منافع کشورهای کوچک خود میزبان پایگاه های یکی از قدرت های جهانی باشند و بخشی از منافع اقتصادی نفت و گاز را با شرکت های چند ملیتی آمریکایی تقسیم کنند. این همکاری شبیه نوعی همزیستی ناعادلانه انگلی است. جایی که میزبان در ازای سود ناچیز به انگل بزرگ (آمریکا) امتیازات ویژه می دهد و در قبال قرارداد حفاظتی هم هزینه ساخت و راه اندازی پایگاه های آمریکایی را پذیرفته و هم میزبان شرکت های چند ملیتی آمریکایی در حوزه اقتصادی بوده است. در واقع میزبان از روی ناچاری با چنین قرارداد ناعادلانه ای موافقت کرد.

اما جنگ کنونی نشان داد که این راهبرد مذبوحانه نه تنها جوابگوی نیاز شیوخ خلیج فارس نیست، بلکه پاشنه آشیل مهمی برای امنیت و اعتبار ملی آنان است و البته با وجود ثروت و امکانات فراوان، عجز و ناتوانی آنان را در برابر جهانیان بیش از هر زمان دیگری نمایان می سازد، امری که مایه شرمساری این ممالک و حاکمان و امیران آنها شد.

البته بر کسی پوشیده نیست که اکثر امیران و حاکمان این کشورها با حمله آمریکا و اسرائیل به ایران همدل نیستند، اما اکنون با وضعیت وخیم ایران مواجه شده اند. از این پس باید در این استراتژی ناکارآمد تجدید نظر کنند.

نکته مهم این است که بدون اتلاف وقت به شکست این استراتژی اعتراف کنیم و به تدریج آن را رها کنیم تا بعداً فرصت لغو آن فراهم شود. چرا که دیر یا زود آمریکایی ها دم به گردنشان می زنند و می روند و آن وقت ایران می ماند و همسایگان کوچک و ننگین حاشیه جنوبی خلیج فارس! آن وقت ایران باید با آنها با عطوفت و گذشت رفتار کند یا با ظلم و دشمنی؟!

شاید اگر شیوخ عرب با درایت و تدبیر و تدبیر، خسارات ناشی از میزبانی پایگاه های دشمن به ایران را با متعهد شدن به پرداخت حداقل نیمی از خسارات این جنگ به ایران جبران کنند، اندکی بر خشم و کینه ایران التیام بخشند و راه را برای شکل گیری مجدد حسن همجواری هموار کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی