آینده– جک هانتر، سردبیر سیاسی مجله آمریکایی محافظه کار
به گزارش به گزارش میهن تجارت به نقل از مجله Responsible Statecraft، در ماه مه 2025، دونالد ترامپ اعلام کرد که دوران نومحافظه کاران به پایان رسیده است. البته این اولین بار نبود که چنین حرفی می زد. اگرچه او همیشه به این موضع وفادار نمانده است، اما حمله به نومحافظهکاران، انتقاد از دوران بوش و مخالفت با جنگهای بیپایان یکی از ثابتترین محورهای سخنرانی سیاسی او برای سالها بوده است.
در واقع، ترامپ بخش مهمی از صعود سریع خود را در بحثهای حزب جمهوریخواه در سال 2016 آغاز کرد. همزمان با جب بوش، فرماندار فلوریدا و برادر جرج دبلیو بوش رو در رو ایستاد و به صراحت گفت: «معلوم است که جنگ عراق اشتباه بزرگ و بزرگی بود». او جلوتر رفت و گفت: «دروغ گفتند». اشاره مستقیم به اصرار دولت بوش بر وجود سلاح های کشتار جمعی در عراق. ترامپ به شدت تاکید کرد: «آنها گفتند سلاح های کشتار جمعی وجود دارد. وجود نداشت و آنها می دانستند که وجود ندارد.»
دونالد ترامپ به عنوان نامزد ریاست جمهوری، همین خط را در کنوانسیون ملی جمهوری خواهان در سال 2016 ادامه داد و اعلام کرد: “ما باید سیاست شکست خورده ملت سازی و تغییر رژیم را که هیلاری کلینتون در عراق، لیبی، مصر و سوریه دنبال کرد، متوقف کنیم.” اما امروز همان رئیس جمهور آمریکا درگیر جنگی است که در ظاهر چیزی جز یک رویارویی فرسایشی و به ظاهر بی پایان برای تغییر رژیم در ایران نیست. جنگی که بار دیگر بر اساس ادعاهایی درباره سلاح های کشتار جمعی ادعایی و نامرئی شکل گرفته است. این تناقض تا آنجا پیش رفته است که حتی تحسین رقیب سابق او، جب بوش را برانگیخته است. و از این پس می توان ادعا کرد که این مسیر در دراز مدت ممکن است به بحرانی فاجعه بارتر از جنگ عراق منجر شود.
آنچه ترامپ را تا این حد به نومحافظه کاری نزدیک کرده است، ممکن است بیشتر به این واقعیت مربوط باشد که نومحافظه کاران اکنون تقریباً تنها جریان سیاسی هستند که هنوز سیاست خارجی او را پذیرفته اند. این احتمال کاملا جدی است. زیرا آن محافظه کاران که به طور غریزی جنگ طلب نیستند روز به روز از او فاصله می گیرند. نظرسنجی ها همچنین به طور مداوم نشان می دهد که اکثریت آمریکایی ها دیگر با او نیستند.
جنگ ایران و سقوط محبوبیت ترامپ به سطح خطرناک
سه نظرسنجی جدید که این هفته منتشر شد، تصویر واضحی از فرسایش را نشان می دهد: محبوبیت ترامپ اکنون در اواسط دهه 30 است. نظرسنجی رویترز-ایپسوس آن را 36 درصد، نظرسنجی Strength in Numbers-Verasight آن را 35 درصد و نظرسنجی AP-NORC نشان داد که در حال حاضر تنها 33 درصد از آمریکایی ها عملکرد او را تایید می کنند. نکته مهمتر این است که این ارقام نسبت به داده های هفته گذشته همگی روند نزولی دارند.
این وضعیت، به نحو قابل توجهی، فروپاشی محبوبیت جورج دبلیو بوش را در بحبوحه جنگ عراق یادآوری می کند. آرون بلیک، تحلیلگر سیانان، یادآوری میکند: «تقریباً در این مقطع، یعنی 20 سال پیش بود که کف حمایت از جورج دبلیو بوش شروع به فروپاشی کرد». وی تاکید کرد: زمانی که محبوبیت بوش در اکثر نظرسنجی ها برای اولین بار در اواخر زمستان و اوایل بهار به 30 درصد کاهش یافت، دلیل آن مشخص بود: جنگ عراق. بلیک سپس نتیجه می گیرد: «تاریخ ممکن است در سال 2026 برای رئیس جمهور دونالد ترامپ تکرار شود؛ فقط عراق را با ایران جایگزین کنید.»
در عین حال، ترامپ امروز حتی بیشتر از همیشه نومحافظه کار به نظر می رسد. اگرچه سال 2003 اولین باری نبود که آمریکا به عراق حمله کرد، اما جنگافروزان آمریکایی دههها برای درگیری مستقیم با ایران لحظه شماری میکردند. ترامپ جنگی را انتخاب کرد که بسیاری از روسای جمهور قبل از او با وجود همه فشارها از ورود به آن اجتناب کرده بودند. و با این انتخاب، او دقیقاً همان چیزی را به دولت لیکود بنیامین نتانیاهو داد که از زمان پیروزی در انتخابات سال 2016 بی وقفه به دنبال آن بوده است: «مداخله مستقیم آمریکا».
نتانیاهو و پروژه دیرینه وارد کردن آمریکا به جنگ با ایران
جان کری، وزیر خارجه سابق آمریکا در دولت باراک اوباما، سه شنبه شب در مصاحبه با استیون کولبرت در شبکه سی بی اس، بخشی از تلاش های قدیمی بنیامین نتانیاهو برای کشاندن واشنگتن به جنگ با ایران را فاش کرد. او گفت که حدود دو هفته پیش، نیویورک تایمز گزارش داد که نتانیاهو شخصا وارد اتاق وضعیت شده و توضیح داده است که چرا حمله به ایران “کار درست” است. تلاشی که به گفته کری در دولت های قبلی آمریکا نیز سابقه داشته است.
وقتی کولبر از او پرسید که آیا نتانیاهو در دوره اوباما هم همین استدلال را مطرح کرده است، پاسخ واضح و مختصر بود: «بله». و هنگامی که از او پرسیده شد پاسخ دولت اوباما چه بود، کری با قاطعیت گفت: «نه». وی تاکید کرد که شخصا در آن بحث ها حضور داشته و از آن جلسات به خوبی یاد می کند. این روایت، در عمل، تصویر روشنی از یک واقعیت مهم ارائه میکند: فشاری که امروز به جنگ منجر شده، ناگهانی و تازه نبود، بلکه بخشی از یک پروژه قدیمی و مستمر بود.
در همین حال، جب بوش، رقیب سابق ترامپ در مناظره های انتخاباتی، اکنون آشکارا از تصمیم او برای حمله به ایران حمایت می کند. او در اواخر فوریه گفت: «زمان آن فرا رسیده است که کشورشان را پس بگیرند. بوش همچنین رئیس گروه “اتحاد علیه ایران هسته ای” است. نهادی که به طور خاص برای تغییر رژیم در ایران لابی می کند. او حتی در اوایل ماه مارس ویدیوی ویژه ای در تمجید از این جنگ منتشر کرد. نشانه ای از اینکه بخشی از جنبش جمهوری خواه اکنون به طور کامل به همان منطق قدیمی مداخله و تغییر رژیم بازگشته است.
گلن گرینوالد، روزنامهنگار مستقل آمریکایی نیز روز پنجشنبه با تندی نوشت که به نظر میرسد ترامپ به همان چیزی تبدیل شده است که زمانی در مبارزات انتخاباتی خود از آن انتقاد میکرد: همان مقاماتی که افکار عمومی را برای جنگ عراق با داستانهایی درباره «ابرهای قارچی» و اورانیوم «کیک زرد» آماده کردند. گرینوالد نوشت: «ترامپ اکنون برای هر پاسخی دقیقاً به همان ادعایی تکیه میکند که برای فروش جنگ عراق استفاده شد: آنها در حال دستیابی به سلاح هستهای هستند». آنها آن را به گروه های تروریستی خواهند داد. آنها شهرهای ما را ویران خواهند کرد. بترسید “ما باید هر هزینه ای برای توقف برنامه کشتار جمعی آنها بپردازیم.”
جنگ ایران و انشعاب جدید در ائتلاف ترامپ
ترامپ در پاسخ به این سوال این پیشنهاد ترسناک آشنا را تکرار کرد: هیچ چیز بدتر از این نیست که یک سلاح هسته ای یکی از شهرهای شما را ویران کند. در ماه مارس، جی.
در این میان، چهرههای جنبش «اول آمریکا» از جمله تاکر کارلسون و نماینده سابق جمهوریخواه مارجوری تیلور گرین به منتقدان جدی ترامپ تبدیل شدهاند. در حالی که کاخ سفید امروز بیش از هر زمان دیگری به نومحافظه کاران مانند مارک لوین و سناتور لیندزی گراهام نزدیک است. این انتقال فقط یک تغییر تاکتیکی در حلقه اطراف رئیس جمهور نیست. بلکه نشانه آن است که جنگ ایران ترامپ را از بخشی از پایگاه سیاسی سنتی اش دور کرده و او را به اردوگاهی نزدیک کرده است که سال هاست می گوید با آن کاری ندارد. کارلسون و گرین می گویند که دیگر ترامپی را که می شناختند نمی شناسند. برعکس، لوین، گراهام و سایر شخصیتهای جنگافروز نزدیک به اسرائیل این چرخش قابل توجه در سیاست خارجی ترامپ را تشویق و مشروعیت بخشیدهاند. اما سوال اساسی این است: این اتحاد تا کی ادامه خواهد داشت؟
جیم آنتل، سردبیر مجله واشنگتن اگزمینر معتقد است که ترامپ در این مسیر با سه مشکل مواجه است. اول اینکه دوستان جدیدش از همان ابتدا با اکراه از او حمایت کردند و بسیاری از آنها مخالفان سرسخت او در سال های 2015 و 2016 بودند. بنابراین ممکن است خیلی سریعتر از حامیان رسانه های قبلی از او فاصله بگیرند. دوم، ترامپ احتمالاً میخواهد جنگ را زودتر از آنچه که فکر میکنند مطلوب است، به پایان برساند. زیرا این طیف از بمباران حمایت می کند، اما اعتقاد چندانی به دیپلماسی ندارد. و سوم اینکه مخاطبان این چهره ها عمدتاً همان رای دهندگان سرسخت جمهوری خواه هستند که در هر صورت در انتخابات میان دوره ای به این حزب رای خواهند داد و ظرفیت چندانی برای گسترش ائتلاف سیاسی ترامپ ایجاد نمی کنند.
آنتل همچنین تاکید می کند که اینها رای دهندگان هسته سخت هستند، نه آن دسته از آمریکایی هایی که می توانند به تازگی متقاعد شوند یا به ائتلاف ترامپ اضافه شوند. به عبارت دیگر، رئیس جمهور با نزدیک شدن به نومحافظه کاران، ممکن است حمایت ایدئولوژیکی کسب کند، اما لزوما چیزی به محدوده آرای خود اضافه نکند.
کرت میلز، مدیر اجرایی مجله آمریکایی محافظه کار نیز معتقد است که باشگاه نومحافظه کاران حامی ترامپ یک ائتلاف پایدار نخواهد بود. او معتقد است که ترامپ اکنون با همین منطق عمل می کند: او معتقدان ایدئولوژیک سابق خود را ناامید کرده و در عوض با نومحافظه کاران معامله کرده است. جریانی که در ابتدا علیه او بود، می تواند در آینده به همین سرعت از او فاصله بگیرد.
در هر صورت، در مورد ایران، دونالد ترامپ آشکارا در حال از دست دادن حمایت بخشهای گستردهتری از ائتلاف سیاسی خود است. این جنگ او را به سمت همان محافظه کارانی سوق داده است که او ادعا می کرد هیچ وجه اشتراکی با آنها ندارند. شاید این اتحاد، برای هر دو طرف، موقت و محصول شرایط باشد; اما برای دیگران، تا زمانی که این جنگافروزان بر سیاست خارجی رئیسجمهور تأثیر میگذارند، چشمانداز تیرهکننده، بیثبات و نگرانکننده به نظر میرسد.





