قطع اینترنت و دیوار نداشتهٔ وزیر!

قطع اینترنت و دیوار نداشتهٔ وزیر!


احمد زیدآبادی در کانال تلگرامی خود نوشت:

اینترنت قطع شده و وزیر دیواری ندارد!

سید ستار هاشمی، وزیر ارتباطات، میزان مقاومت مردم در برابر قطعی اینترنت را کمتر از قطعی آب، برق و گاز ندانست و از کسانی که مردم را بی نیاز از اینترنت می دانند، به شدت انتقاد کرد و گفت:

شبانه روز تلاش می کنیم اینترنت را بازگردانیم و با کیفیت و انصاف در اختیار مردم قرار دهیم.»

این اولین بار نیست که آقای ستاری به شدت از قطع شدن اینترنت و حامیان آن در ایران انتقاد می کند، اما واضح است که مهمترین حوزه کاری وزارتخانه تحت مدیریت ایشان در حیطه اختیارات ایشان نیست!

قبل از انتخاب مسعود مزیکیان به ریاست جمهوری تاکید کردم که ما در واقع با رای خود خدمتی به او نمی کنیم بلکه او را به میدان مین می فرستیم! این گروه شامل تعدادی از همکاران وی در دولت به ویژه وزیر ارتباطات می شود!

میدان مین در واقع مکانی است که فرد گرفتار در آن برای هر اقدام و حرکتی از هر طرف تحت فشار است و در عین حال سکون و ایستایی او را نمی توان تحمل کرد.

با دانستن این وضعیت، سوال این است که چرا این کار را کردیم؟ هرکس با ماهیت متناقض سیاست آشنا باشد، پاسخ را می داند و پاسخ این است که ما چه انتخاب دیگری داشتیم؟ تنها راه چاره رای ندادن بود که به پیروزی رقیبش می انجامید که نه تنها به اینترنت رایگان اعتقادی نداشت، بلکه الان هم هوادارانشان برای جلوگیری از اتصال به اینترنت به هر دری می زنند.

البته کسانی که از استعفای آقای مزیکیان و همکارانش مانند آقای ستاری ابراز ناراحتی می کنند، نظر واحدی ندارند. برخی از آنها می گویند اگر سعید جلیلی الان رئیس جمهور بود در همین سطح ظاهر می شد و شرایط در عمل فرقی نمی کرد. اگر بپذیریم که فرقی نکرده است، پس نباید زیاد ناراحت باشیم چون بالاخره یکی از دو مورد مساوی را انتخاب کرده ایم که در بدترین حالت کنسل است و کنسل کردن، کاری است که دائماً در زندگی روزمره انجام می دهیم و جای پشیمانی نیست!

برخی از این افراد از همان ابتدا تصور می کردند که عدم حضور در انتخابات و روی کار آمدن سعید جلیلی باعث مشروعیت زدایی نظام می شود و این دو به نوبه خود باعث اعتراض و آشوب عمومی و فشار خارجی برای براندازی دولت می شود.

اما در چند ماه اخیر شاهد بودیم که هر دوی آن اتفاقات در شدیدترین شکل خود حتی در قالب یک جنگ ویرانگر رخ داد که با وجود حضور آقای مدزیکیان در ساختمان پاستور منجر به تخریب ساختمان پاستور شد، اما هدف این افراد برای براندازی محقق نشد! این نشان می دهد که همه آن دیدگاه ها در مورد تأثیر شرکت در انتخابات و سرنگونی بودن، توهمی و سر به هوا بوده است!

در واقع آن دو اتفاق نه تنها باعث سقوط شد، بلکه امکانات و دارایی های قبلی جامعه به ویژه اینترنت را نیز گرفت!

اکنون سازمان های حامی اینترنت با استناد به اتفاقات گذشته در مقابل اصرار دولت و درخواست وزیر ارتباطات برای اتصال آن مقاومت می کنند و می گویند چرا باید ابزاری را در خدمت مردم قرار دهیم که از آن برای اعتراض شبانه به قصد براندازی و هماهنگی در جهت آن استفاده می شود؟

اگرچه این نوع سخنان ممکن است دهان دولت یا وزیر ارتباطات را ببندد و حرکت خرابکارانه را عامل اصلی قطع اینترنت نشان دهد، اما واقعیت این است که بدون اینترنت نمی‌توان زندگی عادی و ثبات اجتماعی را برقرار کرد و دولت‌ها باید برای بقای خود چاره اساسی‌تری بیندیشند و فعالیت‌های خرابکارانه و سوء استفاده از آن توسط متجاوزان به مردم مخالف را خنثی کنند. مطالبات

در واقع آقای ستاری که در حوزه کاری خود صاحب نظر و در عین حال فردی متواضع و با اعتماد به نفس است، با انتقاد از قطعی اینترنت می خواهد همین نکته مورد قبول نهادهای مخالف دیدگاه ایشان قرار گیرد.

اما عده ای معتقدند اگر او نتواند این نکته را به آن نهادها بپذیرد، بهتر است از سمت خود کناره گیری کند.

اگر استعفای ایشان کمترین مشکل را حل می کرد من همین درخواست را می کردم، اما واضح است که با استعفای ایشان نه تنها فردی که قادر به اتصال فوری به اینترنت باشد جایگزین نمی شود، بلکه فرد جایگزین این میزان مخالفت را با قطع اینترنت و اصرار بر وصل شدن آن نشان نخواهد داد.

درخواست استعفا به قصد برانگیختن نارضایتی و برانگیختن خشم عمومی در اعتراض به قصد براندازی که قبلاً حسابش را پس داده است!

به این ترتیب هجمه مستمر به وزیر ارتباطات به دلیل نابسامانی اینترنت و تقاضای استعفا در این شرایط، به نظر من نمی توان دیواری کوتاهتر از دیوان ایشان دید، هرچند به نظر من آقای مجیکیان و وزرایی مثل آقای ستاری اصلا دیواری ندارند که باید در مورد کوتاهی یا بلندی آن بحث کرد!

با این حال، واضح است که در را نمی توان روی این پاشنه چرخاند. اینترنت و کل شرایط اقتصادی مردم انر شوخی نیست. اگر به سرعت چاره‌ای اساسی اندیشیده نشود، همان اتفاقی می‌افتد که مخالفان اتصال به اینترنت به نفع هیچ‌یک از طرف‌های ایرانی نیست و فقط باعث تعمیق مشکلات می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی