به گزارش جماران به نقل از نیویورک تایمز، وی با اشاره به اینکه ترامپ اغلب اصطلاحات بازی پوکر را به عاریت می گیرد، گفت و گواه این مدعا سخنان وی خطاب به ولادیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین است که گفت در مورد رویارویی با روسیه، او هیچ برگ برنده ای ندارد. ترامپ همچنین به رهبران ایران گفته است که آنها “هیچ برگ برنده ای” علیه او ندارند.
فریدمن در مقاله خود در نیویورک تایمز اعلام کرد که خود رئیس جمهور آمریکا “برق های برنده ای را که فکر می کند ندارد” و شرط بندی کرده است که تحریم نفتی ایران این کشور را مجبور به مذاکره با شرایط خود خواهد کرد.
در همین حال، تهران امیدوار است که بتواند از نظر اقتصادی مقاومت کند و از اهرم فشار تنگه هرمز برای اعمال فشار با افزایش قیمت جهانی انرژی استفاده کند. به عقیده این نویسنده، این وضعیت یک برخورد اراده ها است که هر یک از طرفین به دنبال وادار کردن طرف مقابل به عقب نشینی هستند.
ارزیابی بد
فریدمن این سوال اصلی را مطرح می کند که چگونه ایران می تواند دو ماه در برابر قدرت نظامی ترکیبی ایالات متحده و اسرائیل مقاومت کند و نتیجه می گیرد که دلیل آن قضاوت نادرست ترامپ از ماهیت “جنگ نامتقارن” است که در حال تغییر موازنه قدرت در جهان است.
نگارنده چندین نمونه از این تحول را بررسی می کند، از جمله استفاده اوکراین از پهپادهای ارزان قیمت برای حمله به اهداف استراتژیک در داخل روسیه، استفاده ایران از پهپادهای شهید برای حمله به زیرساخت های دیجیتال در خلیج فارس و همچنین اتکای گروه های مسلح به ابزارهای ابتدایی برای ساخت موشک های ارزان قیمت در مقابل سامانه های دفاعی گران قیمت.
او تاکید می کند که این تحولات نشان دهنده گذار به دوره ای است که در آن نیروهای کوچک یا گروه های با منابع محدود می توانند با استفاده از ابزارهای دیجیتال هدفمند تأثیر قابل توجهی داشته باشند که شکاف سنتی در قدرت نظامی را کاهش می دهد.
از عصر اطلاعات تا عصر هوش مصنوعی
با این حال، فریدمن به نقل از کارشناسان فناوری – از جمله کریگ موندی، مدیر سابق تحقیقات و استراتژی مایکروسافت – هشدار داد که جهان در حال حرکت از عصر اطلاعات به عصر هوشمندی است و ابزارهای دیجیتال دیگر محدود به تقویت تواناییهای افراد آموزشدیده نیستند، بلکه به آنها اجازه میدهد تا با عوامل هوش مصنوعی که قادر به انجام عملیات پیچیده به طور مستقل هستند جایگزین شوند.
او توضیح داد که ابزارهای هوش مصنوعی مبتنی بر مدلهای زبان بزرگ، حملات سایبری پیشرفته و خودکار را با هزینه کم امکانپذیر میکنند و به نهادهایی که قبلاً هیچ اهرمی نداشتند، «اهرم قدرتمند» میدهند.
وی همچنین به گزارشهای اخیر درباره توانایی برخی مدلهای هوش مصنوعی در کشف آسیبپذیریهای جدی در سیستمهای فنی و دسترسی این ابزارها به کاربران غیرمجاز اشاره کرد که نشاندهنده دشواری مهار گسترش آنها است.
با توجه به این چالش ها، فریدمن خواستار همکاری آمریکا و چین به عنوان دو قدرت اصلی در زمینه هوش مصنوعی با هدف ایجاد مکانیسم هایی برای کاهش خطرات مشترک، مشابه توافق نامه های محدودیت تسلیحات هسته ای در دوران جنگ سرد شده است.
او نتیجه می گیرد که فقدان این همکاری ممکن است همه کشورها را در معرض خطرات بی سابقه ای در جهانی قرار دهد که توانایی افراد و نهادهای کوچک برای ایجاد اختلال گسترده با هزینه کم در حال افزایش است.





