داستان بی‌ربط قذافی و ما!

داستان بی‌ربط قذافی و ما!

احمد زیدآبادی، فعال رسانه ای در کانال تلگرامی خود نوشت: نظر تک تک ما شهروندان ایرانی در مورد نوع توافق تهران و واشنگتن به خصوص در مورد سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی شده چندان مهم نیست، زیرا تصمیم گیرنده نهایی در این زمینه نهادهای حاکم هستند و آنها نیز با ارزیابی خود گزینه ای را انتخاب خواهند کرد.

اینکه امثال سعید لیلاز مکرراً در این زمینه از لیبی سرهنگ قذافی مثال می زنند، به نظر من مثال آنها هم بی ربط و پوچ است و هم مغالطه آشکار!

این افراد مدعی هستند که چون قذافی تجهیزات غنی سازی خود را به آمریکا تحویل داده عملا باعث خلع سلاح لیبی شده و زمینه حمله نظامی آمریکا به این کشور را فراهم کرده است.

در واقع قذافی هیچ دانش و فناوری بومی برای غنی سازی اورانیوم نداشت و تنها تجهیزات محدود و اولیه این صنعت را از بازار سیاه جهانی به دست آورده بود.

جورج بوش پسرش را تهدید کرد که یا تجهیزاتش را تحویل خواهد داد یا به سرنوشتی مانند سرنوشت صدام حسین در عراق دچار خواهد شد.

قذافی ترجیح داد تجهیزات محدود خود را به حمله نظامی آمریکا تحویل دهد و داستان در آن مقطع در سال 1994 پایان یافته تلقی شد.

پس از آن واقعه، قذافی به مدت هفت سال بدون دردسر حکومت کرد تا اینکه قیام بهار عربی در سال 2011 بر لیبی مسلط شد. قذافی برخلاف همتایان خود در تونس و مصر از هرگونه سازش در برابر قیام عمومی خودداری کرد و شورشیان را تهدید به نابودی کرد.

باراک حسین اوباما، رئیس جمهور وقت آمریکا که به اشتباه معتقد بود بهار عربی مقدمه استقرار دموکراسی در شمال آفریقا و خاورمیانه است، تهدید قذافی علیه جمعیت شورشی را به معنای به خطر انداختن دستاوردهای بهار عربی در منطقه دانست و تصمیم گرفت لیبی را به صورت محدود بمباران کند.

این در واقع داستان خودش بود و ربطی به ماجرای واگذاری تجهیزات غنی سازی هفت سال قبل از بازار سیاه نداشت!

حال اگر قذافی در زمان بوش پسر تجهیزات خود را به دولت آمریکا تحویل نداده باشد آیا از حمله نظامی آن کشور در امان خواهد بود؟ آیا آن تجهیزات محدود و ابتدایی واقعاً به عنوان یک بازدارنده در برابر حمله نظامی بوش عمل می کند؟

وقتی صنعت بومی و پیشرفته هسته ای ایران مانع از جنگ 12 روزه و 40 روزه نشد، صنعت هسته ای بدوی و وارداتی قذافی چگونه توانست چنین وظیفه ویژه ای را بر عهده بگیرد؟

همچنین آیا حفظ آن تجهیزات می تواند از گسترش بهار عربی به لیبی و پیامدهای آن جلوگیری کند؟

به هر حال، اگر قرار است در مورد مسئله ای مثالی زده شود، آن مثال باید واضح و دقیق باشد و نه صرفاً صورت ظاهری که مبنایی برای قیاس دو محتوای متفاوت باشد.

در واقع برخلاف نظر افرادی مانند آقای لیلاز، قذافی به دلیل تحویل تجهیزات غنی سازی مورد حمله قرار نگرفت، او در یک داستان کاملاً جداگانه و متفاوت قربانی شد.

اگر شخصی دزدی را تهدید کند و پول جیبش را بدهد و چند سال بعد در تصادف رانندگی بمیرد، کسی مرگ او را به دادن پول جیبی به دزد نسبت نمی دهد؟

متاسفانه این کاری است که آقای لیلاز و دیگران انجام داده اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی