میهن تجارت- سپیده منصوری تصریح کرد: آتش بس کنونی اگرچه از نظر کاهش تنش نظامی حائز اهمیت است، اما ذاتاً وضعیتی شکننده و موقتی است. تجربه تاریخی نشان داده است که بازارهای سرمایه همچنان در معرض نوسانات ناشی از عدم اطمینان ژئوپلیتیکی در شرایط آتش بس هستند. بنادر کلیدی مانند تنگه هرمز همچنان مسدود هستند، زنجیره تامین برای صنایع حیاتی مختل شده و هزینه های حمل و نقل و بیمه به میزان قابل توجهی افزایش یافته است. بنابراین، اتکا به آتش بس به عنوان مبنای عادی سازی فعالیت بازار، ریسک تلقی می شود.
تجزیه و تحلیل وضعیت اطلاعاتی شرکت ها: شکاف بحرانی
وی افزود: یکی از مهم ترین پیش نیازهای بازار کارآمد، دسترسی فعالان به اطلاعات شفاف، به روز و موثق است. بررسی وضعیت شرکت های بورسی نشان می دهد که بخش قابل توجهی از آنها به ویژه در گروه های صادرات محور مانند فولاد، پتروشیمی و محصولات شیمیایی هنوز قادر به برآورد دقیق اثرات جنگ بر عملکرد خود نیستند. نامشخص بودن قیمت جهانی خوراک و محصولات نهایی، اختلال در مسیرهای کشتیرانی، افزایش نرخ کرایه حمل و نقل و حق بیمه جنگ و عدم اطمینان در مورد بازارهای هدف مجموعه عواملی هستند که شفافیت اطلاعات را به شدت کاهش داده اند. در چنین شرایطی بازگشایی بازار منجر به کشف قیمت نمی شود، بلکه فضا را برای شایعات و تصمیم گیری احساسی گسترش می دهد.
مزایای بازگشایی بازار در شرایط فعلی
منصوری ادامه داد: گشایش بازار سرمایه مزایای غیر قابل انکاری دارد که نباید از آن چشم پوشی کرد. اول، تعطیلی طولانی مدت اعتماد سهامداران خرد را از بین می برد و می تواند به یک بحران سیستماتیک اعتماد تبدیل شود. دوم اینکه نقدینگی بازار به شدت کاهش می یابد که مانعی بر سر راه ورود سرمایه های جدید و خروج سرمایه های سرگردان است. سوم، بسته شدن بازار به طور موثر امکان قیمت گذاری دارایی ها را از بین می برد و می تواند منجر به کشف قیمت های کاذب در سیستم های موازی شود. چهارم، بازار سرمایه به عنوان یک شاخص پیشرو در انتقال سیگنال های اقتصادی به سایر بخش ها نقش حیاتی دارد و بسته شدن آن این کانال ارتباطی را مسدود می کند. از منظر بین المللی، ادامه تعطیلی ها می تواند تصویر بازار ایران را در نزد سرمایه گذاران خارجی مخدوش کند.
معایب و خطرات بازگشایی زودهنگام
این کارشناس بازار سرمایه با بیان اینکه بازگشایی بازار بدون تمهیدات لازم خطرات جدی را به دنبال دارد، ادامه داد: اولین و مهمترین ریسک تخلیه هیجانی و فروش انبوه سهامداران خرد است که به دلیل بسته شدن نمادهای اصلی خود به سمت نمادهای کوچکتر و باز هجوم می آورند. این پدیده که در متن اصلی به آن اشاره شده است می تواند منجر به کاهش نامتناسب قیمت گروه هایی شود که ذاتاً کمتر تحت تأثیر بحران هستند. دوم اینکه عدم اطلاع رسانی شفاف باعث می شود قیمت های کشف شده منعکس کننده واقعیت های اقتصادی نباشد و صرفا به شایعات و اخبار کوتاه مدت واکنش نشان دهد. ثالثاً، مکانیسمهای معاملاتی فعلی مانند محدوده نوسان و حجم مبنا که برای شرایط عادی طراحی شدهاند، قادر به مدیریت تلاطم ناشی از شوکهای ژئوپلیتیکی نیستند. چهارم، بازگشایی زودهنگام میتواند منجر به سقوط قیمت شود که ماهها طول میکشد تا ثروت سهامداران بهبود یابد و بهطور ناعادلانه کاهش یابد.
بیشتر بخوانید: استقبال سرمایه گذاران از صندوق های املاک در اولین روز بازگشایی
وی در جمع بندی اظهارات خود تاکید کرد: برای اینکه بازگشایی بازار یک «تصمیم عقلانی» باشد نه «واکنش عاطفی»، پیش نیازهای زیر باید رعایت شود.
1. الزام شرکت ها به ارائه اطلاعات دقیق و مبتنی بر سناریو: شرکت ها باید موظف شوند در سناریوهای مختلف (خوشبینانه، واقع بینانه و بدبینانه) برآوردی از اثرات بحران بر درآمدها، هزینه ها، صادرات و زنجیره تامین خود ارائه دهند.
2. طراحی قوانین معاملات موقت: دامنه نوسانات باید به طور موقت کاهش یابد، مکانیسم های حراج ویژه برای مدیریت صف های فروش طراحی شود و ابزارهای حمایتی مانند صندوق های تثبیت بازار تقویت شود.
3. بازگشایی پلکانی و شفاف: بازار باید از قبل بداند کدام نمادها برای بازگشایی اولویت دارند. پیشنهاد میشود گروههایی که کمترین ابهام اطلاعاتی را دارند و کمترین آسیب را از بحران دیدهاند (مانند برخی از گروههای بانکی و بیمهای) زودتر و گروههای ریسکپذیر (مانند فولاد و پتروشیمی) با تاخیر و پس از شفافسازی بیشتر بازگشایی شوند.
4. اطلاع رسانی و مدیریت انتظارات: سازمان بورس باید
منصوری در پایان تصریح کرد: با انتشار بیانیه های صریح و مستمر، چرایی و نحوه بازگشایی را توضیح دهید و از فراهم شدن ابزارهای نظارتی لازم برای مقابله با نوسانات شدید اطمینان حاصل کنید. با ارزیابی دقیق مزایا و معایب، نظر شخصی اینجانب موافق بازگشایی تدریجی و مشروط بازار سرمایه است. دلیل اصلی این است که تعطیلی طولانیمدت هزینههای سنگینتری از جمله کاهش اعتماد، کاهش نقدینگی و شوک مضاعف در آینده به همراه خواهد داشت. با این حال، بازگشایی فعلی باید یک «بازگشایی هوشمندانه» باشد، نه یک «بازگشایی انفجاری». این یعنی باز شدن آرام و تدریجی بازار با رعایت کامل چهار پیش شرط فوق. مهم ترین راه حل در شرایط کنونی تفکیک دو موضوع از یکدیگر است: «آمادگی بازار» از «وضعیت ژئوپلیتیک». وضعیت ژئوپلیتیکی ممکن است هنوز شکننده باشد، اما اگر بازار از نظر اطلاعاتی و زیرساختی آماده باشد، بهتر می تواند شوک ها را مدیریت کند. بازگشایی فعلی، با دامنه نوسان و نظارت دقیق تر، می تواند بازار را در مسیر کشف قیمت واقعی قرار دهد نه اینکه آن را به یک دریچه تسکین احساسی تبدیل کند. بازار سرمایه نباید در حالت تعلیق فرسایشی باقی بماند، بلکه با اتخاذ سیاست های موقت و حمایتی، گام های اولیه را برای عادی سازی فعالیت بردارد. تاخیر بیشتر فقط پیچیدگی مسائل را افزایش می دهد.
منبع: ایسنا





