میهن تجارت- در حالی که بیش از دو ماه از توقف معاملات بورس می گذرد، اظهارات اخیر رئیس سازمان بورس نیز بر ادامه این وضعیت و عدم برنامه ریزی فوری برای بازگشایی تالار شیشه ای تاکید دارد. از این منظر در فضای کارشناسان و فعالان بازار نظرات متفاوتی درباره ابهامات این بازگشایی گسترده وجود دارد. برخی بر لزوم شروع سریع تجارت برای بازگشت به جریان عادی قیمت گذاری اصرار دارند. اما سیاستگذار همچنان رویکردی پیشگیرانه و پرهیز از بازگشایی عجولانه را در پیش گرفته است.
این ابهام در فرآیند تصمیم گیری و معیارهای تعیین زمان بازگشایی موجب سردرگمی معامله گران سهام شده است. در واقع تلاقی رویکردهای محتاطانه و ضرورت های عملیاتی بازار شرایطی را ایجاد کرده که بر پیچیدگی تصمیم گیری ها افزوده و به یکی از محورهای اصلی بلاتکلیفی تحلیلگران و فعالان بازار سرمایه تبدیل شده است. بنابراین مشخص نیست این وضعیت تا کی ادامه خواهد داشت.
علیرضا خانمحمدی، تحلیلگر بازارهای مالی معتقد است بازگشایی بخشی از بازار بدون ارائه تصویری کامل از وضعیت سایر بخش ها می تواند منجر به شکل گیری برداشت های ناقص شود. این موضوع نه تنها به کاهش اعتماد سرمایه گذاران کمک می کند، بلکه ممکن است منجر به تشدید رفتار عاطفی نیز شود.
چرا با گذشت بیش از دو ماه از تعطیلی بورس هنوز برنامه خاصی برای بازگشایی ارائه نشده است؟
با توجه به گذشت زمان از توقف معاملات، انتظار طبیعی فعالان بازار این بود که در این بازه زمانی چارچوب مشخصی برای بازگشایی تدوین و اعلام شود. در هفته های ابتدایی بحث هایی در مورد لزوم طراحی مکانیزم بازگشایی صورت گرفت. از جمله اینکه شرکت ها باید اطلاعات مربوط به میزان آسیب پذیری خود را افشا کنند، برنامه های حمایتی مشخص شود، ابزارهای کنترلی در دستور کار قرار گیرد و حتی امکان استفاده از ابزارهای تکمیلی مانند بازارهای جبران خسارت یا اوراق قرضه ویژه بررسی شود. اینها مطالباتی بود که توسط بخش قابل توجهی از تحلیلگران و فعالان بازار مطرح شد.
با این حال، با وجود گذشت زمان، جزئیات مشخصی در مورد این مکانیسم ها هنوز منتشر نشده است. این وضعیت دو تصور ایجاد می کند. یا اینکه نهاد ناظر نمی تواند الزامات کافی برای افشای اطلاعات شرکت ها ایجاد کند و یا ملاحظات خارج از حوزه بازار سرمایه مانع از انتشار این اطلاعات شده است. در هر دو مورد، نتیجه یکسان است; بازار با کمبود اطلاعات مواجه است و در چنین شرایطی تصمیم گیری دشوارتر می شود.
نقش شفافیت در شرایط فعلی بازار چقدر تعیین کننده است؟
در شرایط کنونی مهم ترین متغیری که می تواند مسیر بازار را مشخص کند فقط ریسک نیست و میزان شفافیت نیز مهم است. بازار سرمایه ذاتاً با ریسک تعریف می شود و هرگز وضعیت بدون ریسک در آن وجود ندارد. حتی در دوره های ثبات اقتصادی، سرمایه گذاران با ریسک های مختلفی روبرو هستند. آنچه در شرایط کنونی اهمیت بیشتری پیدا کرده است، عدم اطلاع رسانی شفاف از وضعیت شرکت ها و چشم انداز تجاری آنهاست. اگر سرمایه گذار نداند که یک شرکت چقدر تحت تأثیر تحولات اخیر قرار گرفته است، نمی تواند بر اساس تحلیل تصمیم گیری کند. این شکاف اطلاعاتی زمینه شکل گیری رفتارهای عاطفی را فراهم می کند. در چنین فضایی حتی اخبار غیر رسمی یا برداشت های ناقص می تواند مبنای تصمیم گیری باشد. بنابراین عدم شفافیت می تواند عاملی برای تشدید نوسانات و خروج سرمایه باشد.
بیشتر بخوانید: بررسی تعطیلی دو ماهه بورس/ فنر فشرده احساسات، آیا بورس را بی ثبات می کند؟
برخی از بازگشایی تدریجی یا محدود بازار صحبت می کنند. این رویکرد را چگونه ارزیابی می کنید؟
بازگشایی محدود یا تفکیک شده بازار می تواند به عنوان یک راه حل میانی ظاهر شود. اما در عمل با چالش های جدی همراه است. اگر بخشی از بازار باز شود و بخشی دیگر بسته بماند و ارتباطات عملیاتی و مالی بین شرکتها برقرار باشد، این تصمیم میتواند منجر به افزایش عدم اطمینان شود. بسیاری از شرکت ها به طور مستقیم یا غیرمستقیم با یکدیگر مرتبط هستند و ممکن است اثرات تحولات اخیر به صورت زنجیره ای در آنها منعکس شود.
در چنین شرایطی بازگشایی بخشی از بازار بدون ارائه تصویری کامل از وضعیت سایر قسمت ها می تواند منجر به شکل گیری برداشت های ناقص شود. این موضوع نه تنها به کاهش اعتماد سرمایه گذاران کمک می کند، بلکه ممکن است منجر به تشدید رفتار عاطفی نیز شود. بنابراین تصمیم گیری در مورد بازگشایی باید جامع، هماهنگ و مبتنی بر اطلاعات کامل باشد.
عواقب بلاتکلیفی سرمایه گذاران در این مدت چیست؟
یکی از مهم ترین نتایج توقف بلندمدت معاملات، شکل گیری عدم اطمینان در بین سرمایه گذاران است. در شرایطی که امکان معامله وجود ندارد و زمان بازگشایی مشخص نیست، سرمایه گذار با نوعی تعلیق مواجه می شود. این وضعیت نه تنها امکان تصمیم گیری را محدود می کند، بلکه باعث می شود بخشی از وجوه به سمت بازارهای دیگر حرکت کند.
سرمایه گذاران باید بدانند چه زمانی و تحت چه شرایطی می توانند دارایی های خود را مدیریت کنند. نبود این افق زمانی باعث افزایش رفتار احتیاطی می شود. برخی از فعالان بازار ترجیح می دهند منابع خود را به دارایی هایی منتقل کنند که نقدینگی بالاتری دارند. از سوی دیگر، گروهی دیگر همچنان منتظر بازگشایی هستند، اما این انتظار طولانی می تواند بر اعتماد آنها به بازار تأثیر بگذارد.
آیا می توان گفت بورس از بازارهای دیگر جان سالم به در برده است؟
مقایسه بازار سهام با سایر بازارها در شرایط فعلی دقت بیشتری را می طلبد. هر بازاری منطق خاص خود را دارد و تحت تاثیر متغیرهای مختلفی قرار می گیرد. در حالی که برخی از بازارها ممکن است به سرعت به تحولات واکنش نشان دهند، بازار سهام به دلیل وابستگی به عملکرد شرکت ها به اطلاعات دقیق تری نیاز دارد.
در حال حاضر بسیاری از شرکت ها در زمینه تولید، فروش، تامین مواد اولیه و صادرات با چالش هایی مواجه هستند. این مسائل می تواند بر سودآوری آنها تأثیر بگذارد. بنابراین حتی در صورت تغییر برخی متغیرهای کلان به نفع بورس، وضعیت عملیاتی شرکت ها نیز باید مورد توجه قرار گیرد. در این زمینه نمی توان به سادگی از عقب ماندگی بازار صحبت کرد.
بیشتر بخوانید: آیا بازار سهام به رکوردشکنی ادامه خواهد داد؟
متغیرهای اقتصادی چه تاثیری بر آینده بازار خواهند داشت؟
اقتصاد با یک سری چالش ها مواجه است. محدودیت های تجاری، نوسانات ارزی، فشارهای تورمی و مشکلات در زنجیره تامین همگی از عواملی هستند که می توانند بر عملکرد شرکت ها تاثیر بگذارند. این مسائل محدود به دوره فعلی نیست و حتی در صورت کاهش تنش ها ممکن است ادامه یابد.
برای بازار سهام، این بدان معنی است که تجزیه و تحلیل باید فراتر از تحولات کوتاه مدت باشد. سرمایه گذار باید چشم انداز سود شرکت را در افق میان مدت و بلندمدت بررسی کند. در غیر این صورت، ممکن است تنها بر اساس نوسانات مقطعی تصمیم گیری شود.
وضعیت بازارهای موازی چگونه ارزیابی می شود؟
در شرایط فعلی بازارهای موازی با توجه به ویژگی های خود مسیر متفاوتی را در پیش گرفته اند. بازارهایی مانند ارز و طلا به دلیل واکنش پذیری بالا نسبت به متغیرهای کلان در کانون توجه قرار گرفته اند. محدودیت های ارزی، هزینه های ناشی از تحولات اخیر و سیاست های پولی همگی در شکل گیری روند این بازارها نقش داشته اند. در عین حال باید توجه داشت که این بازارها نیز ریسک های خاص خود را دارند و رشد آنها لزوما به معنای پایداری نیست. این در حالی است که در دوره ای که بورس در حالت توقف است، بخشی از نقدینگی به سمت این بازارها رفته است.
نقش سیاستمدار در مدیریت این وضعیت چیست؟
در شرایط کنونی، سیاستگذار با مسئولیتی مضاعف مواجه است. از یک سو باید از نوسانات شدید جلوگیری کند و از سوی دیگر زمینه بازگشت اطمینان به بازار را فراهم کند. این دو هدف گاهی اوقات با یکدیگر در تضاد هستند و این امر تصمیم گیری را پیچیده تر می کند. آنچه در این میان اهمیت دارد استفاده از ابزارهای موجود برای کاهش ابهام و افزایش شفافیت است. بازار سرمایه ابزارهای متعددی برای مدیریت ریسک و ایجاد تعادل دارد. استفاده از این ابزارها می تواند به کاهش فشارهای روانی کمک کند و بازار را به شرایط عادی بازگرداند.
مهمترین چالش پیش روی بازار چیست؟
می توان گفت چالش اصلی بازار در شرایط کنونی نه ریسک های خارجی، بلکه میزان عدم اطمینانی است که پیرامون آن شکل گرفته است. تا زمانی که این ابهامات برطرف نشود، هرگونه تصمیم برای بازگشایی می تواند با واکنش های غیرقابل پیش بینی همراه باشد. کاهش این عدم قطعیت نیازمند شفافیت بیشتر، اطلاعات دقیق تر و تصمیم گیری منسجم تر است. این عوامل می تواند مسیر بازار را در دوره آتی واضح تر کند.
توقف طولانی مدت معاملات نه تنها جریان خرید و فروش سهام را متوقف کرده، بلکه عملکرد برخی ابزارهای مالی را مختل کرده است. به خصوص در حوزه ابزارهای مشتقه این موضوع بیشتر به چشم می خورد. این ابزارها اساساً برای مدیریت ریسک و پوشش نوسانات طراحی شده اند، اما زمانی که بازار پایه متوقف می شود، توانایی ایفای نقش اصلی خود را از دست می دهند.
در این مدت، برخی از سرمایه گذارانی که از ابزارهای مشتقه برای پوشش ریسک استفاده کرده بودند، با شرایطی مواجه شده اند که نه تنها قادر به مدیریت موقعیت خود نیستند، بلکه در برخی موارد به جای کاهش ریسک، این ابزارها به منبع زیان تبدیل شده اند. تمدید سررسیدها یا تغییر مفاد قراردادها اگرچه با هدف کنترل شرایط انجام می شود، اما در عمل می تواند عدم قطعیت را افزایش داده و بر اعتماد به این ابزارها تأثیر بگذارد.
از سوی دیگر یکی از مهمترین کارکردهای بازار سرمایه، ایجاد نقدینگی برای دارایی هاست. وقتی این امکان برای مدت طولانی از بین برود، بخشی از مزیت اصلی بازار نیز از بین می رود. سرمایهگذاری که نمیتواند داراییهای خود را در زمان لازم نقد کند، ناگزیر در تصمیمگیریهای بعدی با احتیاط بیشتری عمل میکند یا به سمت بازارهایی حرکت میکند که در این زمینه انعطافپذیرتر هستند. بنابراین تداوم این وضعیت می تواند منجر به تضعیف جایگاه ابزارهای مالی در ذهن سرمایه گذاران شود. بازگرداندن اعتماد به این ابزارها مستلزم بررسی نحوه استفاده از آنها و اطمینان از کارکرد آنها در شرایط مختلف بازار است.
منبع: دنیای اقتصاد





