توپ رسمی جام جهانی مدتی است که رونمایی شده است. توپی به رنگ سه پرچم کشورهای میزبان جام جهانی که توسط آدیداس طراحی و تهیه شده است. جالب است که قیمت این توپ در سایت رسمی این شرکت آلمانی 170 دلار است. با یک حساب ساده و با نرخ دلار این روزها در ایران، چیزی نزدیک به 32 میلیون تومان است. برای پررنگ شدن این موضوع کافی است به این نکته اشاره کنیم که حقوق مصوب وزارت کار برای کارگران با توجه به تسهیلاتی که قرار است در اختیار آنها قرار گیرد ماهانه ۲۲ میلیون تومان است. حال اگر فرزند و سابقه کار در رزومه خود داشته باشند این رقم به 24 میلیون تومان افزایش می یابد.
«درد» زمانی بیشتر خود را نشان می دهد که کارگری در ایران بخواهد توپ جام جهانی داشته باشد، باید 2 ماه خرجش را جمع کند، به فکر پس انداز نباشد و حداقل ها را در غذا و نوشیدنی رعایت کند تا بتواند یک «توپ» فوتبال بخرد؛ «درد». البته به شرطی که این روزها از سر کار «تعدیل» نشده باشد و صاحبخانه غم اضافی برایش ایجاد نکرده باشد! جالب اینجاست که در چنین شرایطی «خبرآنلاین» گزارشی از هزینه سفر «پوچ» مهدی تاج به کانادا منتشر کرده و هزینه بلیت او و دو همراه دیگرش در این سفر را 2 میلیارد تومان برآورد کرده است. باز هم کاش این سفر برای فوتبال ایران نتیجه و دستاوردی داشت. زیرا تاج و تیم همراهش اجازه خروج از گیت فرودگاه را نداشتند و از آنجا بازگشتند.
می توان گفت فیفا هزینه آن را پرداخت می کند
بدون شک شرایط اقتصادی این روزها به گونه ای است که احتمال کاهش ارزش پول ملی نسبت به گذشته بیشتر شده است. شاید این روزها شرایط جنگ دلیل شده است. اما به برکت هنر مسئولان و دولتمردان حتی قبل از جنگ هم معادل «آرامش و آرامش» را نداشت و این روند پریشان سفره مردم را رقم زده بود. شاید نیاز به بازگویی چنین مواردی در موضوعات ورزشی چندان احساس نشود، اما واقعاً درک هزینه برای سفر به کشوری که از قبل مشخص بود به این سادگی مهدی تاج را نمی پذیرد کار ساده ای نیست.
این هم درست است که فدراسیون با یک بیانیه فوری این بحثها را به ته دل میکشد و یک جمله مکرر دارد که «هزینهها با فیفا است». اما ماجرای علاقه اعضای فدراسیون به حضور در مراسم قرعه کشی جام جهانی در آمریکا ثابت کرد که چنین ادعایی لزوما صحت ندارد. آن روزها در همان روزهای اول فدراسیون به شدت می گفت که هزینه ها با فیفا است اما هر چه گذشت از قطعیت این ادعا کاسته شد و به تدریج عنوان شد که «بخشی» از این هزینه ها توسط فیفا پرداخت شده است.
شاید در دوره ای که دکل های نفتی گم می شود و اختلاس ها اتفاق می افتد، رقم های 2 میلیاردی و مشابه آن «چشم مورچه» محسوب می شود، اما حداقل ای کاش از «هیچ» دستاوردها حاصل نمی شد. در این مورد خاص مهدی تاج برگردانده شده است اما گروه او طوری رفتار می کند که رئیس فدراسیون به عنوان قهرمان ملی معرفی می شود.
سفر به ترکیه؛ چرا و به چه قیمتی؟
وقتی صحبت از مجموعه فدراسیون به میان می آید، هزینه 2 میلیاردی برای تهیه بلیت برای آنها کار بزرگی نیست. با این حال این روزها بهتر است یکی از این گروه توضیح دهد که سفر به ترکیه و اردوی چند هفته ای تیم ملی، یعنی خارج از فیفادی، غیر از خرج کردن، چه دستاوردی دارد. آیا قرار است بازی های تدارکاتی در ترکیه برگزار شود یا اینکه هوا نسبت به تهران مساعدتر و مساعدتر است؟ فدراسیون به خوبی می داند که تیمی حاضر به بازی با ایران نخواهد بود. در اقدامی جنجالی که شکوه تیم ملی را زیر سوال می برد، 2 بازی تدارکاتی با تیم های باشگاهی ترکیه برای این اردو در نظر گرفته اند! بازی با تیم های باشگاهی به خودی خود اشکالی ندارد. مشروط بر اینکه تیم مورد نظر شناخته شده و متشکل از ستاره های بین المللی باشد، در غیر این صورت بازی با تیم های باشگاهی ناشناخته ای که نمی توانند تیم ملی را به طور جدی محک بزنند نیازی به سفر به ترکیه ندارد.
علاوه بر این، ظاهراً فدراسیون در حال مذاکره با یک کشور آفریقایی برای بازی تدارکاتی است که سطحش آنقدر پایین است که این روزها از گفتن نام آن طفره می روند. جالب اینجاست که آنها هم باید هزینه این بازی را بپردازند، به تیم ناشناس پیشنهاد مالی بدهند و هزینه سفر به ترکیه و دیدار با شاگردان قالانیوی را نیز تقبل کنند. به راستی جدا از هزینه اضافی، این اردوی ترکیه قرار است چه دستاوردی برای تیم ملی داشته باشد که در تهران به دست نمی آید؟
با پول فیفا چه کار می کنی؟
این هم غم بزرگی است. فدراسیون تاج سال ها پشت ماجرای درآمدزایی فوتبال ایران پنهان شده است. همین الان درآمد صعود به جام جهانی را می دهند یا می گویند فیفا قبل از جام جهانی هزینه اردو را می دهد. آیا تحریم های بانکی اجازه واریز پول به حساب فدراسیون را می دهد؟ فدراسیون با وعده آزادسازی این پاداش ها مدت هاست از دولت امرار معاش می کند و چشم دوخته است به پولی که متعلق به همین مردم است. جالب اینجاست که درآمد ایران در فیفا هم خرج کارهای مدیریتی این دوستان می شود. بزرگترین نمونه آن «ویلموتس گیت» است که هزینه چند میلیون دلاری آن از پول فوتبال ایران که نزد فیفا بود، به جیب ویلموتس واریز شد. یعنی پولی که باید برای زیرساخت های فوتبال در ایران خرج می شد به خاطر عملکرد مهدی تاج هدر رفت.
حتی الان هم داستان خیلی فرق نکرده است. فدراسیون اسپانسر ندارد، کمیته اقتصادی اش فقط یک اسم است و هزینه هایش از جیب دولت پرداخت می شود. ژست عالی و سفرهای خارجی بدون هیچ دستاوردی سهم مدیرانی است که بیش از سود برای کشور هزینه داشته است. فخر را به کارگرانی که حقوقشان 22 میلیون تومان در ماه است بعد از چانه زنی زیاد می فروشند!





