Vickers Type 559 یک رهگیر مافوق صوت مفهومی بریتانیایی بود که توسط ویکرز-آرمسترانگ در سال 1955 برای رفع نیازهای نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا طراحی شد. هدف اصلی این پروژه ساخت هواپیمای بسیار سریع و قدرتمندی بود که بتواند بمب افکن های اتمی شوروی را قبل از رسیدن به خاک بریتانیا رهگیری و نابود کند.
به گزارش عصر ایران؛ این طرح هرگز به مرحله تولید نرسید، اما از نظر طراحی، یکی از عجیب ترین و آینده نگرانه ترین پروژه های دوران جنگ سرد به حساب می آمد و ظاهر آن بیشتر شبیه یک موشک سرنشین دار یا یک وسیله علمی تخیلی بود تا یک جنگنده معمولی.
ویکرز تایپ 559 بدنه ای باریک و کشیده با دماغه ای بسیار تیز و بال های کوچک مثلثی داشت تا بتواند با حداقل مقاومت هوا با سرعت های بسیار بالا پرواز کند. کابین تک خلبان نیز برای کاهش سطح مقطع هواپیما بسیار کوچک طراحی شده بود.
مهندسان این پروژه پیش بینی کردند که این هواپیما می تواند در مدت زمان کوتاهی به سرعت بیش از 2 ماخ دست یابد و به ارتفاع بالایی صعود کند. برای دستیابی به چنین عملکردی، طراحی از 2 موتور توربوجت اصلی به همراه چندین موتور موشک کمکی استفاده کرد. ایده این بود که در عملیات رهگیری، موتورهای موشک روشن شوند تا هواپیما مانند موشک با سرعت فوق العاده بالا اوج بگیرد و به هدف نزدیک شود.
همچنین قرار بود در این پروژه به جای سلاح های سنتی از موشک های هدایت شونده هوا به هوا استفاده شود که در آن زمان فناوری نسبتا جدیدی بود. علیرغم عملکرد تئوری چشمگیر، هزینه بسیار بالا، پیچیدگی فنی شدید و نگرانی در مورد مصرف سوخت و قابلیت اطمینان موتورهای موشکی باعث شد تا دولت بریتانیا این پروژه را متوقف کند.
در همان دوره، پروژه های رهگیر دیگری در حال توسعه بود و در نهایت لایتنینگ الکتریک انگلیسی به عنوان رهگیر اصلی وارد خدمت شد. امروزه، Vickers Type 559 به عنوان یکی از جاه طلبانه ترین طرح های هوانوردی بریتانیایی شکست خورده شناخته می شود و هنوز هم در بین دوستداران تاریخ هوانوردی محبوب است.
طراحی کانارد این هواپیما نیز در زمان خود غیرعادی بود. بال های جلو در کنار ورودی هوای بسیار بزرگ زیر دماغه، ظاهر تایپ 559 را کاملا متفاوت کرده بود. حتی سکان های دوقلو در نوک بال ها بخشی از تلاش مهندسان برای حفظ ثبات در سرعت های بالا بود. بسیاری از ایده های این پروژه بعدها دوباره در طراحی جنگنده های مدرن و هواپیماهای پرسرعت دیده شد.







