صعود تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی 2026 از همان روز اول خوراک رسانه های مختلف دنیا بود. یک روز می گویند آمریکا اجازه نمی دهد ایران وارد این جام شود، روز دیگر می گویند ایران به آمریکا نمی رود. روزهای دیگر او هم بی خبر نبود. از ماجرای ویزا گرفته تا سکوها و پرچم ها. این موضوع هنوز برای بسیاری داغ است. اما فراتر از حدس و گمان رسانه ای، فدراسیون فوتبال که اعضای هیئت مدیره آن به گفته یکی از اعضا، چمدان های خود را بسته و برای دریافت ویزای آمریکا اقدام کرده اند، به هر قیمتی شده تلاش می کنند به جام جهانی بروند.
البته تصمیم تیم ملی برای حضور در جام جهانی موجه است اما در مقابل حریفانی که حضور در جام جهانی را در این برهه زمانی «بی توجه» توصیف کرده اند، فدراسیون در تنگنا قرار گرفته است. اتفاقاً به همین دلیل است که در چند روز گذشته ادبیات مسئولان آن تغییر کرده و با استفاده مکرر از الفاظی چون «عزت ایران» و «غیرت» و امثال اینها، سعی کرده اند دل مخالفان سفر به آمریکا را به دست بیاورند.
از در نیست، از پنجره است!
تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی راه یافت؛ یعنی در محیط ورزشی مجوز خود را گرفته است. با این وجود، میل به سفر و حضور در برنامه های مختلف به ویژه زمانی که قرار است به میزبانی آمریکا برگزار شود، گویا قند را با شیرینی بیشتری در دل برخی از اعضای فدراسیون آب می کند! نمونه آن ماجرای قرعه کشی جام جهانی است. آن روزها اوضاع به بدی این روزها نبود. اما وقتی دولت آمریکا دید عطش هیئت ایرانی برای سفر به آمریکا زیاد است، دو سوم ویزای آنها را رد کرد تا نشان دهد حتی اگر جام جهانی زیر نظر فیفا برگزار شود، مانع از سخت گیری ایرانی ها نمی شود.
عجیب است که تعدادی از مسئولان فدراسیون فوتبال که در اولین اقدام موفق به دریافت ویزای آمریکا نشده بودند، در مدت زمان بسیار کوتاهی برای حضور در کارگاه فیفا مجددا درخواست ویزای آمریکا کردند اما این بار درخواست آنها رد شد تا برای سومین بار مجبور به انجام این کار شوند. اصرار این دوستان بر اینکه اگر از «در نمی شود» باید از «پنجره» وارد شد، از آن مسائلی است که حرف را با عمل یکسان نمی داند; یعنی نمی توان از آمریکا گفت که کشوری متخاصم است و در عمل به هیچ دری نمی زند تا آنها به این کشور سفر کنند. حالا طبیعتا طبق ادوار گذشته تقریباً از بالا تا پایین فدراسیون برای سفر به آمریکا و البته «تجربه گرفتن» در جام جهانی اقدام می کنند تا ببینند قرعه به نامشان می افتد یا نه.
فقط آمریکا نیست
اگر تصور شود که این گروه فقط می خواهند در آمریکا حضور داشته باشند، دروغ است. چرا که تعدادی از مقامات بلندپایه همین فدراسیون با وجود امکان حضور آنلاین در کنگره فیفا که قرار بود به میزبانی کانادا برگزار شود، باز هم چمدان های خود را بسته و راهی این کشور شدند. از این به بعد همه در خبرها هستند. در فرودگاه از ورود آنها ممانعت به عمل آمد و پس از چند ساعت پرسش و پاسخ، سرانجام هیئت به ایران بازگشت و نتوانست در کنگره فیفا شرکت کند.
وقتی این نوع رفتارها با مسئولان عالی رتبه فدراسیون فوتبال ایران در کشور دیگری که قرار است میزبان جام جهانی باشد صورت می گیرد، بدیهی است که دیگر نمی توان به این راحتی جریان افکار عمومی را مدیریت کرد. دقیقاً در چنین فضایی است که «قهرمان سازی» و «دستیابی» از هیچ در دستور کار است; به امید اینکه مخالفان حضور در جام جهانی بر خواسته خود پافشاری نکنند و مخاطبان با چنین دستاورد بیهوده ای مواجه نشوند. از اینجا به بعد ماجرا عوض شد و فدراسیون فوتبال اعلام کرد که 10 شرط برای حضور تیم ملی در جام جهانی دارد. این شرایط به تفصیل از سوی مسئولان فدراسیون بیان شده و حالا خیلی ها منتظرند تا ببینند درخواست طرف ایرانی برای حضور در جام جهانی محقق می شود یا خیر.
چرا از رئیس فیفا خبری نشد؟
پیش از طرح رسمی 10 دوره فیفا، فدراسیون فوتبال بارها بر این موضوع مانور می داد که جانی اینفانتینو، رئیس و ماتیاس گرافستروم، دبیرکل فیفا در جلسه ای مقابل نمایندگان ایران می نشینند و تضمین می کنند که مشکلات تیم ملی را حل کنند. هرچند صحبت از برگزاری چنین نشستی در زوریخ بود اما این نشست به ترکیه منتقل شد تا فدراسیون فوتبال این کشور میزبان چنین نشستی باشد. اما ماجرای اصلی در جایی اتفاق افتاد که خبری از آقای رئیس نبود. جانی اینفانتینو که پیش از این روی دوستی خود با فدراسیون فوتبال حساب باز کرده بود، در حساس ترین لحظه دوباره تصمیم گرفت رویارویی با رفقای ایرانی خود نداشته باشد. نتیجه این شد که فقط ماتیاس گرافستروم آمد و حرف های فدراسیون فوتبال را شنید و بدون ضمانت 100 درصدی رفت.
جالب اینجاست که اینفانتینو نه زمانی که ایالات متحده به تعداد زیادی از هیئت ها روادید اعطا کرد و نه زمانی که کانادا همین موضوع را تکرار کرد، حاضر به صحبت با رئیس فدراسیون نشد. این بار که قرار بود فدراسیون فوتبال با شرایطش خط و نشان بکشد باز هم خبری از «جانی» نبود.
در ایران اما فدراسیون فوتبال از این نشست به عنوان یک «دستاورد» جدید یاد کرد و از همان کلمات رایج برای توصیف آن استفاده کرد. به عنوان مثال در بخشی از گزارش فدراسیون نوشته شده بود که «تلاش بیوقفه مسئولان فدراسیون در پافشاری بر مشروعیت تیم ملی برای حضور بیقید و شرط در جام جهانی از یک سو و موضع صریح و شفاف هیئت اعزامی فدراسیون به کانادا در قبال رفتار ناشایست مجری و مجموعهای از رویدادهای فدراسیون فوتبال نشان میدهد که فدراسیون فوتبال یک سری گزارشها و مجموعهای از رویدادها را به کانادا نشان میدهد. توسط ایرانی ها مدیریت شد و خبری از معما گشایی همیشگی طرف مقابل نیست. عزت و اقتدار فوتبال ایران اصلا قابل مذاکره نیست.
واضح است که در این چند سطر تملق و چاپلوسی به اندازه کافی به کار رفته و بر واژه های مشخصی چون «موضع شفاف و شفاف»، «بی قید و شرط»، «گزارش سفت و سخت»، «مدیریت ایرانی» و «عزت و اقتدار فوتبال ایران» تاکید شده است.
مشکل اینجاست که حتی رئیس فیفا هم فکر نمی کرد که «توانایی» در چنین جلسه ای شرکت کند! در چنین شرایطی نمی توان این سفر و دیدار را بسیار محترمانه دانست; چون اگر قرار بود نگه داشته شوند، بهتر است فدراسیون فوتبال همان دبیرکل را برای ارائه شرایط به این جلسه بفرستد. علاوه بر این، دستاوردهای زیادی از این دیدار حاصل شده که بعید است تیم مذاکره کننده ایرانی به ریاست عباس عراقچی در عرصه بین المللی و سیاسی چنین کاری کرده باشد.
اما چنین موردی یک داستان فرعی است; در واقع هرکسی که بتواند از ناموس ایران و ایرانی دفاع کند جای تقدیر دارد، اما سوالی که در این میان مطرح می شود این است که اگر فیفا نتواند “بی قید و شرط” خواسته های فدراسیون را برآورده کند، کوله بار سفر به آمریکا باز می شود؟





