شبکه 12 اسرائیل در گزارشی تحلیلی به قلم «عاموس یادلین» رئیس سابق اطلاعات نظامی اسرائیل و «اودی آوانتال» تحلیلگر راهبردی به تحلیل وضعیت جنگ و بن بست مذاکرات واشنگتن و تهران پرداخت و نوشت که دونالد ترامپ اکنون در یکی از پیچیده ترین شرایط سیاسی و امنیتی دوران ریاست جمهوری خود قرار دارد.
به گزارش جماران، بر خلاف انتظار کاخ سفید، بیش از 40 روز فشار نظامی، محاصره، تهدید و تلاش برای وادار کردن ایران به عقب نشینی به نتیجه مطلوب آمریکا منجر نشده است. از سوی دیگر تهران با استفاده از اهرم تنگه هرمز و تهدید امنیت انرژی توانسته بخشی از فشارها را از بین ببرد و هزینه های بحران را به آمریکا، اسرائیل و اقتصاد جهانی منتقل کند.
نویسندگان گزارش بر این باورند که ایران بدون دریافت امتیازات گسترده حاضر به بازگشت به شرایط قبل از جنگ نیست. از دیدگاه آنها، تهران هیچ نشانه ای از پذیرش محدودیت های اساسی در موضوع هسته ای نشان نداده است و همچنین حاضر نیست بدون تضمین جدی در موضوع هرمز از اهرم فشار خود صرف نظر کند.
این تحلیل بیان میکند که بحران تنگه هرمز در حال حاضر حتی از پرونده هستهای فوریتر شده است و دولت ترامپ را در میان چندین گزینه دشوار و پرهزینه قرار داده است:
-
1. پذیرش یک توافق ضعیف یا “بد” که به ایران اجازه می دهد بخشی از ظرفیت و ذخایر غنی سازی اورانیوم خود را حفظ کند.
-
2. ادامه محاصره و فشار اقتصادی علیه ایران با این امید که فرسایش اقتصادی تهران را مجبور به عقب نشینی کند.
-
3. تلاش نظامی برای شکستن محاصره هرمز و بازگرداندن آزادی کشتیرانی که می تواند منجر به جنگ منطقه ای و بحران شدید انرژی شود.
-
4. ورود به جنگ محدود یا گسترده علیه زیرساختها و تأسیسات ایران، در شرایطی که تسلیم تهران وجود ندارد.
-
5. اعلام پیروزی و خروج تدریجی آمریکا از بحران، سناریویی است که به گفته نویسندگان، به معنای واگذاری ابتکار عمل در هرمز به ایران و تضعیف موقعیت جهانی واشنگتن خواهد بود.
شبکه 12 تاکید می کند که همه این گزینه ها هزینه های امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی سنگینی برای آمریکا دارد. به گفته نویسندگان، ایران با تبدیل تنگه هرمز به اهرم فشار راهبردی، ترامپ را در بحرانی گرفتار کرده است که خروج یکجانبه برای واشنگتن بسیار دشوار شده است.
در بخشی دیگر از این گزارش، بزرگترین خطای راهبردی دولت ترامپ، ناتوانی در پیش بینی نقش تنگه هرمز در معادله جنگ عنوان شده است. واشنگتن و تل آویو تصور می کردند که فشار نظامی و محاصره می تواند ایران را مجبور به عقب نشینی کند، اما تهران با استفاده از موقعیت ژئوپلیتیک خود، بحران را به سطح امنیت انرژی جهانی رساند.
نویسندگان می گویند که اکنون موضوع هرمز تنها موضوعی بین ایران و آمریکا نیست، بلکه امنیت خلیج فارس، بازار جهانی انرژی، مسیرهای کشتیرانی و حتی منافع چین را نیز در بر می گیرد. این موضوع قدرت مانور ترامپ را محدود کرده و تصمیم گیری برای ادامه جنگ یا توافق را پیچیده تر کرده است.
این گزارش همچنین مدعی است که احتمال از سرگیری جنگ همچنان زیاد است و آمریکا و اسرائیل آمادگی های بی سابقه ای را برای از سرگیری عملیات پس از آتش بس انجام داده اند. با این حال، نویسندگان هشدار می دهند که حتی دور جدید درگیری لزوماً به نتیجه مطلوب اسرائیل منجر نمی شود.
از دیدگاه آنها، خطر اصلی برای تل آویو این است که این بحران در نهایت به توافقی مشابه برجام منجر شود. توافقی که برنامه هسته ای ایران را به طور کامل متوقف نکند، قدرت منطقه ای تهران را از بین نبرد و زیرساخت های استراتژیک جمهوری اسلامی را از بین نبرد، بلکه تنها به ایران فرصت بازسازی اقتصاد و تثبیت موقعیت ژئوپلیتیکی خود را می دهد.
بر این اساس، این گزارش تاکید می کند که منافع آمریکا و اسرائیل از یکدیگر دور می شود. اولویت تل آویو نابودی کامل تهدید هسته ای ایران و جلوگیری از احیای قدرت بازدارندگی تهران است. اما واشنگتن بیشتر نگران بازگشایی تنگه هرمز، کنترل قیمت انرژی، جلوگیری از شوک اقتصادی جهانی و مدیریت فشارهای داخلی در آمریکا است.
به گزارش شبکه 12، این شکاف می تواند بر تصمیم نهایی ترامپ تأثیر بگذارد. زیرا ممکن است رئیس جمهور آمریکا برای خروج از بحران با توافقی «ناکافی» یا حتی خطرناک از دیدگاه اسرائیل موافقت کند.
در پایان، نویسندگان به این نتیجه می رسند که برای جلوگیری از چنین توافقی، اسرائیل باید همزمان در دو جهت حرکت کند: از یک سو، باید بر روابط راهبردی خود با آمریکا تکیه کند و بر تصمیمات واشنگتن تأثیر بگذارد. و از سوی دیگر کشورهای عربی خلیج فارس را با این موضع همراه کند که ثبات پایدار در خاورمیانه بدون مهار کامل تهدید هسته ای ایران امکان پذیر نخواهد بود.
نتیجه این گزارش این است که ترامپ اکنون در بحرانی گرفتار شده است که ایران آن را به یک موضوع جهانی با محوریت تنگه هرمز تبدیل کرده است. بحرانی که نه به راحتی قابل حل است و نه ادامه آن ارزان خواهد بود و نه توافقی لزوماً در راستای منافع اسرائیل است.





