قرار است بر سر چه چیزی مذاکره کنیم؟

قرار است بر سر چه چیزی مذاکره کنیم؟

جعفر بلوری در کهن نوشت: این یادداشت ممکن است کمی تلخ یا حتی سیاه به نظر برسد اما به دلیل اهمیت موضوع چاره ای در نحوه نگارش آن وجود نداشت. نگاهی گذرا به تحولات ماه‌های اخیر به‌ویژه روزهای آتش‌بس کافی است تا متوجه شویم که دشمن در عرصه مدیریت دیپلماسی و فضای رسانه‌ای به همان اندازه که در میدان‌های سخت نبرد «بد» عمل کرده، «خوب» و گاه بهتر از ما عمل کرده است.

اگرچه ایران در دوران جنگ، درست مانند میدان، فضای رسانه ای را در دست داشت و به اعتراف اندیشکده های غربی، در «جنگ روایت» آمریکا و اسرائیل پیروز شده بود. اما با آغاز آتش بس و مذاکرات، ضعف های جدی در حوزه «رسانه ای» و «اطلاع رسانی» مشاهده می شود که به دلیل اهمیت موضوع این تبصره انتخاب شده است.

دشمن بخش مهمی از امور خود را در آتش بس با کار «رسانه ای» و «مواضع به موقع» و سکوت نکردن در برابر تحولات انجام داده است. در هفته‌های گذشته، دشمن توانسته است یکی از مهم‌ترین بخش‌های این جنگ یعنی «پیامدهای اقتصادی بی‌سابقه بسته شدن تنگه هرمز» را با روایت‌های یک‌سویه – و اغلب نادرست – مدیریت کند.

آیا دشمن با این اخبار یک طرفه و بهره برداری از سکوت یا مواضع مبهم و دیرهنگام و بعضاً ناقص مسئولین کشورمان نتوانسته این فضا را مدیریت کند؟! وقتی دشمن بعد از چند کلمه «تهمت» و «تهدید» علیه کشورمان می‌گوید: «در مذاکرات با ایران پیشرفت خوبی داشته‌ایم» و محور این پیشرفت‌ها مثلاً «گشایش تنگه هرمز» است و پاسخ طرف ایرانی یا سکوت است یا موضع نه چندان روشن و قاطعانه، و بلافاصله می‌بینیم که قیمت نفت در حال کاهش است. شاید حتی خبری باشد؟!

بسیاری از کارشناسان پیش بینی می کردند که در صورت بسته شدن تنگه هرمز، قیمت هر بشکه نفت از 200 دلار هم فراتر می رود، اما وقتی امروز قیمت نفت در حدود 100 دلار در هر بشکه است، یعنی دشمن توانسته با «روایت» این فضا را مدیریت کند.

طی دو سه روز گذشته چندین رسانه و کانال تلگرامی و مقامات آمریکایی از مذاکره جدی با ایران خبر دادند. حتی برخی مانند العربیه به جزییات این مذاکرات اشاره کرده اند که خلاصه آن به شرح زیر است: تنگه هرمز بازگشایی می شود، سپس مذاکرات در یک دوره 30 روزه انجام می شود و به تدریج تحریم ها علیه ایران برداشته می شود.

برگردید و دوباره این جملات را با دقت مرور کنید! اگر این ادعا صحت داشته باشد، می توان گفت که شاهد همان تجربه زیانبار برجام و بحران های پس از آن خواهیم بود. اولاً قرار نبود تنگه هرمز جزء مذاکرات باشد و تسلط کامل بر تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین بخش‌های پیام اول رهبر انقلاب، سید مجتبی خامنه‌ای است که فرمودند: «برادران عزیز رزمنده، آرزوی توده‌های مردم این است که قطعاً باید راه دفاع مؤثر و تأسف‌آور تنگه هرمز را ادامه دهیم.»

ثانیا با توجه به جملاتی که از العربیه و سایر رسانه ها نقل کردیم، به نظر می رسد قرار است مانند قرارداد، در مقابل وعده وام ها امتیاز اعتبار بدهیم! اگر اینطور نیست، مقامات مسئول باید قویا و صریحا تکذیب کنند و اعلام کنند که تنگه هرمز جزو مذاکرات نیست و قرار نیست امتیاز اعتبار بدهیم و قول وام بدهیم.

هرگز نباید فراموش کرد که ترامپ مردی نیست که به کسی امتیاز بدهد. ثالثاً دشمن در میانه مذاکره و در همان شرایطی که اعلام کرد «مذاکرات جدی در حال انجام است و به نتایج خوبی نزدیک شده ایم» دو بار پیاپی به کشور عزیزمان حمله کرد و در حمله دوم، رهبر عزیزتر از جان ما را به شهادت رساند. به طوری که عمان به عنوان یک میانجی که شاهد این به اصطلاح «پیشرفت در مذاکرات» بود، در برابر این تجاوز سکوت اختیار کرد!

بنابراین تجربه به ما می گوید وقتی دشمن از پیشرفت مذاکرات این گونه صحبت می کند، باید دقت بیشتری داشته باشیم و خیلی شفاف برای مردم توضیح دهیم که قرار است در چه زمینه ای مذاکره کنیم! مذاکره بر سر تنگه هرمز یک خط قرمز است زیرا به گفته یدیعوت آحارونوت مقاله نویس، کنترل ایران بر تنگه هرمز را در برابر حملات آمریکا و اسرائیل بیمه کرده است!

شاید بتوان گفت بزرگترین نقطه قوت ما بعد از لطف الهی، تسلط بر تنگه هرمز است و بزرگترین نقطه ضعف دشمن دقیقاً همین است. کدام فرد عاقلی بیشترین قدرت خود را روی میز مذاکره می آورد؟ اگر به دنبال مهار دشمن هستیم، اگر به دنبال لغو تحریم ها هستیم، اگر به دنبال بهبود شرایط اقتصادی هستیم، اگر به دنبال بازدارندگی و توقف دائمی جنگ هستیم، همه این مطالبات در همین تنگه هرمز قرار دارد. این اهرم نباید برای یک مشت وعده وام از دست برود.

دیروز رسانه ها به نقل از رئیس آژانس بین المللی انرژی نوشتند که نفت جهان از تابستان وارد «فاز قرمز» می شود و بلومبرگ نیز نوشت که اگر تنگه هرمز بسته بماند، اقتصاد جهان وارد یک «بحران ویرانگر» خواهد شد. این دلیلی است که دشمن را مجبور به مذاکره در مورد تنگه هرمز کرده است. همانطور که دشمن هرگز اهرم «تحریم» را رها نمی کند، ما نیز هرگز نباید اهرم تنگه هرمز را رها کنیم.

همین دیروز و در بحبوحه خبر پرواز هواپیماهای دولتی پاکستان به تهران و پکن، کنفرانس های خبری روبیو و توئیت های ترامپ، الجزیره اعلام کرد که «شورای اروپا تحریم های خود علیه ایران را به افراد و نهادهایی که متهم به تهدید کشتیرانی در خاورمیانه هستند، گسترش خواهد داد». یعنی دشمن اهرم تهدید را رها نکرده است، بنابراین نه تنها تا تابستان باید از این اهرم استفاده کنیم: کشورهای دوست با گرفتن عوارض و کشورهای دشمن با ممنوعیت تردد!

«فاتح بیرول» رئیس آژانس بین‌المللی درباره تابستان امسال، تلاش‌های نیروهای مسلح کشورمان، سختی‌هایی که مردم عزیزمان به اشکال مختلف متحمل شده‌اند، به‌ویژه در قالب فشارهای اقتصادی، خون عزیزانی که در این مدت بر زمین ریخته شده است، گفت: «این روزها نتیجه می‌دهد و نتیجه «دشمن سخت‌کننده» خواهد بود. انتقال سلاح های دشمن با کشتی، «کسب ۸۰ میلیارد دلار درآمد سالانه از محل»، «حفظ اهرم کنترل قدرتمند» و…

مبادا اخباری از این دست که العربیه منتشر کرده صحت داشته باشد و تنها یک ماه قبل از برداشت ثمره این همه سختی و فشار و سختی، یک بار دیگر کشور را در همان وضعیتی قرار خواهیم داد که جنگ و این همه خسارات و تلفات جبران ناپذیر را به امید وعده های اعتبار انسانی در قد ترامپ به بار آورد. مبادا دوباره از همان سوراخی که چندین بار گاز گرفتیم گاز بگیریم!

کنترل تنگه هرمز یعنی پای ایران را بر گلوی دشمن بگذاریم تا دوباره مرتکب اشتباه نشود. ما مخالف مذاکره نیستیم. می گوییم تنگه هرمز نقطه ای است که باعث توقف دشمن و موافقت ترامپ با آتش بس شد. اگر قبلاً از این مؤلفه بسیار قدرتمند استفاده نکرده باشیم، می گوییم اشتباه است.

حالا که این اشتباه را کشف کرده ایم و نتایج فوق العاده استفاده از این اهرم را می بینیم، آن را از دست ندهیم. ما شک نداریم، به محض بازگشایی این تنگه، دشمن تجاوز، وحشت و کشتار مردم را وحشیانه تر از گذشته از سر خواهد گرفت. این خط هم نشون میده…!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی